﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:17.024 --> 00:00:24.024
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:33.708 --> 00:00:34.625
‫نل.

00:00:36.166 --> 00:00:37.083
‫نل.

00:00:38.625 --> 00:00:40.333
‫چیه؟ آخه چه…

00:00:41.922 --> 00:00:43.046
‫یه کاری باید برام بکنی.

00:00:43.208 --> 00:00:46.125
‫هم غیرقانونیه هم عجیب‌غریب،
‫حق هم نداری هیچ سوالی ازم بپرسی.

00:00:47.416 --> 00:00:48.416
‫وایسا لباسامو بپوشم.

00:01:35.041 --> 00:01:36.499
‫ریچل؟

00:02:00.375 --> 00:02:05.935
‫[باهاش ازدواه کن] ‫]متاسفم]

00:02:08.542 --> 00:02:11.215
[یک روز تا گفتن «بله»]

00:02:14.125 --> 00:02:15.791
‫دفتر ثبت احوال؟

00:02:16.291 --> 00:02:19.040
‫با خودم گفتم حتماً
‫می‌خوای فرار کنی،

00:02:19.041 --> 00:02:22.457
‫یا مثلاً مرگت رو جعل کنی…
‫بالاخره یه کار هیجان‌انگیز.

00:02:22.458 --> 00:02:24.583
‫مگه نگفتم هیچی نپرس، لطفاً.

00:02:25.083 --> 00:02:27.166
‫کلمه‌ی «لطفاً» توش نبود.

00:02:27.916 --> 00:02:30.124
‫امروز شنبه‌ست. اینجا تعطیله.

00:02:30.125 --> 00:02:31.541
‫خب، من کلیدشو دارم.

00:02:32.291 --> 00:02:34.126
‫تو چرا باید کلید
‫اینجا رو داشته باشی؟

00:02:36.291 --> 00:02:37.958
‫اصلاً باورم نمیشه داریم
‫همچین غلطی می‌کنیم.

00:02:41.500 --> 00:02:42.625
‫اول شما.

00:02:50.500 --> 00:02:52.540
‫دلت می‌خواد دستگیر بشیم؟

00:02:52.541 --> 00:02:55.446
‫چون واسه قال گذاشتن داماد پای سفره‌ی
‫عقد، راه‌های خیلی ساده‌تری هم هستا.

00:02:56.526 --> 00:02:58.124
‫مثلاً اینکه فقط ول کنی بری.

00:02:58.125 --> 00:03:00.958
ا ...

00:03:03.000 --> 00:03:04.124
‫خب، همون‌طور که گفتم،

00:03:04.125 --> 00:03:07.082
‫من فردا می‌میرم مگه اینکه
‫نیکی نیمه‌ی گمشده من باشه،

00:03:07.083 --> 00:03:08.915
‫که الان اصلاً از این
‫بابت مطمئن نیستم.

00:03:08.916 --> 00:03:12.415
‫واسه همین به این نتیجه
‫رسیدم که اگه این طلسم

00:03:12.416 --> 00:03:14.624
‫بیشتر از ۱۰۰ سال پیش ‫به
ندیده‌مادربزرگ من رسیده باشه،

00:03:14.625 --> 00:03:16.874
‫نسل من باید بعد از
‫دو نسل منقرض می‌شد،

00:03:16.875 --> 00:03:19.040
‫ولی نشد چون الان من اینجام،

00:03:19.041 --> 00:03:21.790
‫یعنی یه‌سری‌هاشون
‫جون سالم به در بردن،

00:03:21.791 --> 00:03:24.790
‫یه‌سری‌هاشون نیمه‌ی گمشده‌شون
‫رو پیدا کردن و باهاش ازدواج کردن،

00:03:24.791 --> 00:03:28.040
‫یا… چه می‌دونم، یه
‫راه دیگه‌ای پیدا کردن.

00:03:28.041 --> 00:03:30.207
‫خب که چی؟

00:03:30.208 --> 00:03:32.415
‫باید بفهمم چطوری این کارو کردن.

00:03:32.416 --> 00:03:34.665
‫اگه بتونیم ته و توی اینو دربیاریم
‫که پدر و مادر مامانم کیا بودن،

00:03:34.666 --> 00:03:37.290
‫اون‌وقت می‌تونیم ریشه‌ی
‫این نفرین رو پیدا کنیم و…

00:03:38.833 --> 00:03:40.624
‫حالا کلیدش دست منه.

00:03:40.625 --> 00:03:43.208
‫وقتی کلید رو دزدیده باشی،
‫بازم ورود غیرقانونی حساب میشه.

00:03:49.125 --> 00:03:54.100
‫در جریان هستی که اگه واسه مهمونی مجردی
‫دیر برسیم، «پورشا» خونمون رو می‌ریزه.

00:03:55.416 --> 00:03:58.208
‫- می‌خوای بدونی تم مهمونی ‫چیه؟
- نه، اصلاً دلم نمی‌خواد بدونم.

00:03:58.791 --> 00:04:00.791
‫باید بهش بگم اون
‫رقصنده رو کنسل کنه.

00:04:01.333 --> 00:04:03.457
‫وای خدا، تو رو خدا
‫بگو داری شوخی می‌کنی.

00:04:03.458 --> 00:04:04.541
‫شوخی کردم بابا.

00:04:05.041 --> 00:04:07.166
‫عمراً هیچ‌چیزی بتونه باعث
‫بشه اون رقصنده رو کنسل کنه.

00:04:10.250 --> 00:04:11.083
‫ای کیرتوش.

00:04:16.458 --> 00:04:19.374
‫خب، اول از همه باید سند
‫ازدواج پدر و مادرم رو پیدا کنیم.

00:04:19.375 --> 00:04:23.916
‫خب، دادگاه، دادگاه، دادگاه…
‫فوتی‌ها، فوتی‌ها. متولدین.

00:04:25.041 --> 00:04:26.000
‫ازدواج‌ها.

00:04:26.833 --> 00:04:29.749
‫خب، «الکساندرا
‫هارکین» و «جی هولمن».

00:04:29.750 --> 00:04:34.040
‫اونا توی تاریخ ۱۳ ژانویه ۱۹۹۷ با
‫هم ازدواج کردن. این مال سال ۲۰۱۳ ـه…

00:04:34.041 --> 00:04:38.957
‫بدون اغراق ده‌ها
‫هزار تا پرونده اینجاست.

00:04:38.958 --> 00:04:42.041
‫خب، پس بهتره دست‌به‌کار بشیم، مگه
‫اینکه بخوای رقصنده‌مون رو از دست بدی.

00:04:42.958 --> 00:04:44.624
‫اون واقعاً جفتمون
‫رو زنده نمی‌ذاره.

00:04:44.625 --> 00:04:47.290
‫فقط یه بهونه‌ای براش جور کن، بگو
‫رفتیم مانیکور کنیم یا همچین چیزی.

00:04:47.291 --> 00:04:48.915
- ‫اوهوم.
- باشه.

00:04:57.828 --> 00:04:59.035
خیلی خب.

00:05:07.708 --> 00:05:08.958
‫ریچل؟

00:05:16.000 --> 00:05:17.041
‫عه…

00:05:17.625 --> 00:05:18.790
‫سلام بابا.

00:05:18.791 --> 00:05:20.207
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:05:20.208 --> 00:05:22.666
- ‫دارم واسه روباه‌ها ‫تله می‌ذارم.
- آها.

00:05:24.041 --> 00:05:27.208
‫بعید می‌دونم روباهی
‫این دور و بر باشه.

00:05:27.791 --> 00:05:32.291
‫خوشحالم می‌بینم حس
‫شوخ‌طبعیت با نامزدت نذاشته بره.

00:05:33.333 --> 00:05:36.707
‫گذاشت رفت؟ کجا… اصلاً
‫می‌دونی کجا رفت؟

00:05:36.708 --> 00:05:41.291
‫نه. وسایل زیادی با خودش نبرده،
‫واسه همین… به نظرم قصد داره برگرده.

00:05:42.708 --> 00:05:44.416
‫خیلی هم عالی بابا.
‫دستت درد نکنه.

00:05:44.916 --> 00:05:46.457
‫واقعاً مایه‌ی آرامشه.

00:05:47.708 --> 00:05:50.832
‫راستی، دیشب عجب حرفای جالبی زد.

00:05:50.833 --> 00:05:52.791
‫اصلاً دلم نمی‌خواد
‫راجع‌بهش حرف بزنم، باشه؟

00:05:53.375 --> 00:05:55.625
‫یه گندی زدم، الانم دارم
‫سعی می‌کنم جمعش کنم.

00:05:56.166 --> 00:06:00.125
‫هوم. حداقلش اینه که پیش نلی‌ـه.
‫نلی دو کلمه حرف حساب تو کله‌ش می‌کنه.

00:06:00.625 --> 00:06:03.999
‫آره جون خودت، فکر کردی
‫اکسم قراره نامزدم رو قانع کنه

00:06:04.000 --> 00:06:05.832
‫که من یه آشغال دروغگو نیستم؟

00:06:05.833 --> 00:06:08.290
‫اگه یه نفر دیگه باشه که ۵ ٪
‫ با من تفاهم بیشتری داشته باشه

00:06:08.291 --> 00:06:10.290
‫و یکی دیگه که ۵%
‫بیشتر با اون بسازه، چی؟

00:06:10.291 --> 00:06:11.999
‫ما دوتایی از کجا باید
‫همچین چیزی رو بفهمیم؟

00:06:12.000 --> 00:06:15.415
‫البته، فکر کنم اگه پای سفره‌ی
‫عقد بمیرم، قشنگ دستگیرم بشه.

00:06:15.416 --> 00:06:17.041
‫به نظرم داری الکی
‫قضیه رو پیچیده می‌کنی.

00:06:20.541 --> 00:06:23.249
‫آهان. خیلی خب، پس بی‌زحمت
‫خودت برام ساده‌ش کن.

00:06:23.250 --> 00:06:26.457
‫نه، ببین، می‌دونم… فقط منظورم اینه
‫که همه‌ی اینا نسبی و سلیقه‌ایه، مگه نه؟

00:06:26.458 --> 00:06:28.999
‫کائنات که برات سیگنال نمی‌فرسته.

00:06:29.000 --> 00:06:31.249
‫فقط خودتی که یه
‫اتفاقی رو می‌بینی

00:06:31.250 --> 00:06:33.874
‫و بعدش سبک‌سنگین می‌کنی کدوم
‫جزئیاتش مهمه و کدومش نیست

00:06:33.875 --> 00:06:35.415
‫و بعدشم خودت معنی‌اش می‌کنی.

00:06:35.416 --> 00:06:38.457
‫هیچ تضمین کیهانی‌ای وجود نداره
‫که ازدواجت قراره ختم به خیر بشه.

00:06:41.958 --> 00:06:44.165
یالا، یالا دیگه.

00:06:50.291 --> 00:06:53.291
‫برو لباساتو عوض کن. می‌خوام
‫تا دیر نشده تله‌ها رو کار بذارم.

00:06:58.291 --> 00:07:00.249
عه، تو… تو ازم
‫می‌خوای باهات بیام؟

00:07:00.250 --> 00:07:03.207
‫معلومه که آره! قدیما عاشق
‫تله گذاشتن واسه روباه‌ها بودی.

00:07:03.208 --> 00:07:04.665
‫والا مطمئن نیستم
‫عاشقش بودم یا نه.

00:07:04.666 --> 00:07:07.165
‫گذشته از این، گشت‌وگذار تو
‫دل طبیعت خیلی… خیلی می‌چسبه.

00:07:07.166 --> 00:07:10.290
‫اون دورانی که خودم به قول معروف تو
‫«برهوت» بودم، طبیعت حالمو جا می‌آورد.

00:07:10.291 --> 00:07:15.457
‫آره. خب می‌دونی بابا، این دوره‌زمونه
‫وقتی کسی که دوستش داری رو می‌رنجونی،

00:07:15.458 --> 00:07:17.874
جیم نمیشی بری شکار.

00:07:17.875 --> 00:07:19.291
‫می‌شینی باهاش حرف
‫می‌زنی تا حل بشه.

00:07:19.875 --> 00:07:23.082
‫مشترک موردنظر در دسترس نمی‌باشد.

00:07:23.083 --> 00:07:26.582
‫می‌دونی پسرم، چیزی که تو این سال‌های
‫پرماجرای زندگی مشترکم یاد گرفتم اینه

00:07:26.583 --> 00:07:30.083
‫که وقتی طرف جواب تلفنت رو نمیده،
‫نمی‌تونی بشینی باهاش حرف بزنی تا حل بشه.

00:07:32.791 --> 00:07:33.875
‫خرت‌وپرتاتو بردار بریم.

00:07:49.583 --> 00:07:52.624
- هی. مهمونی مجردی خوش ‫بگذره.
- عه، تو هم که میای.

00:07:52.625 --> 00:07:54.665
‫هی، اینجارو باش!

00:07:54.666 --> 00:07:57.124
‫مردای خانواده‌ی کانینگهام
‫دوباره دور هم جمع شدن.

00:07:57.125 --> 00:07:59.999
‫- شرمنده‌م بابا. من نمی‌تونم ‫با این سر کنم.
- بیخیال.

00:08:00.000 --> 00:08:03.582
‫کاری که دیروز کردی خیلی
بگا بود. گند زدی به عروسیم.

00:08:03.583 --> 00:08:05.707
‫خیلی داری پیازداغشو زیاد می‌کنی.
‫من فقط می‌خواستم بهش کمک کنم.

00:08:05.708 --> 00:08:07.415
‫با به شک انداختنش
‫درمورد رابطه‌مون

00:08:07.416 --> 00:08:09.415
‫اونم دو روز مونده به عروسی‌مون؟
‫دستت درد نکنه واقعاً، خیلی کمک کردی.

00:08:09.416 --> 00:08:12.457
- ‫من مجبورش نکردم ‫کاری کنه.
- بیخیال بچه‌ها.

00:08:12.458 --> 00:08:14.707
‫فقط می‌خواستم چشماشو باز
‫کنم تا بتونه خودش قضاوت کنه

00:08:14.708 --> 00:08:16.249
‫که تو نیمه‌ی گمشده
‫واقعیش هستی یا نه.

00:08:16.250 --> 00:08:18.457
‫هیچ‌کس ازت نخواسته
‫بود همچین غلطی بکنی.

00:08:18.458 --> 00:08:20.499
‫پای مرگ و زندگی در میونه.

00:08:20.500 --> 00:08:22.915
‫بابا، شاید الان وقت
‫مناسبی واسه این کار نباشه.

00:08:22.916 --> 00:08:24.874
‫قدیما عاشق این قسمتش
‫بودی، اینکه تله‌ها رو کار بذاری.

00:08:24.875 --> 00:08:28.040
‫آره، همون موقع‌هایی که ما رو تو جنگل
‫گروگان می‌گرفتی تا با هم صمیمی بشیم،

00:08:28.041 --> 00:08:31.332
‫و آخرشم همه‌مون رقت آور
‫و یخ‌زده برمی‌گشتیم.

00:08:31.333 --> 00:08:33.207
‫باید یه فکری به حال یه
‫سری مشکلات جدی بکنیم.

00:08:33.208 --> 00:08:34.875
‫می‌خوای راجع‌به
‫مشکلات جدی حرف بزنیم؟

00:08:36.833 --> 00:08:38.915
‫این دیگه آخر خط
‫وضعیتیه که توشیم.

00:08:40.083 --> 00:08:43.207
‫مادرتون که بره،
‫همه‌چیز قراره عوض بشه.

00:08:43.208 --> 00:08:46.875
‫ما طبق قوانین اون پیش میریم. اون
‫همونیه که ما رو کنار هم نگه داشته.

00:08:48.375 --> 00:08:50.500
‫به‌زودی باید یه تصمیمی بگیریم.

00:08:51.708 --> 00:08:53.125
‫یا اینکه بیخیال همدیگه بشیم،

00:08:53.625 --> 00:08:56.000
‫یا یه دلیل جدید واسه
‫موندن کنار هم پیدا کنیم.

00:08:58.291 --> 00:09:01.416
‫ولی خب، شما دیگه
‫واسه خودتون مردی شدین.

00:09:02.000 --> 00:09:04.625
‫من که نمی‌تونم
‫به‌جاتون تصمیم بگیرم.

00:09:05.916 --> 00:09:08.125
‫یه کم غرورتون رو بذارین کنار.

00:09:12.791 --> 00:09:14.165
‫وایسا ببینم.

00:09:14.166 --> 00:09:16.458
‫کتی هارکین.

00:09:17.125 --> 00:09:20.582
‫کتی هارکین، مارک الیس.

00:09:20.583 --> 00:09:24.332
‫تاریخ ازدواج ۲۲
‫آگوست ۱۹۹۷.

00:09:24.333 --> 00:09:25.707
‫اینا دیگه کی‌ان؟

00:09:25.708 --> 00:09:29.415
‫چه می‌دونم. لابد از فک‌وفامیلان.

00:09:33.666 --> 00:09:34.833
‫صبر کن.

00:09:35.791 --> 00:09:37.082
‫خیلی عجیبه.

00:09:37.083 --> 00:09:41.000
‫چرا باید بقیه‌ی اعضای خانواده‌م
‫پاشن بیان اینجا ازدواج کنن؟

00:09:41.541 --> 00:09:47.124
‫امم… شاید چون خانواده‌ی
‫تو هم اصالتاً مال همین‌جان.

00:09:49.166 --> 00:09:50.250
‫یا شایدم

00:09:50.833 --> 00:09:56.124
‫اینجا یه تله‌ی مرگ شیطانیه که ساخته شده تا
‫ما رو بکشونه اینجا و همه‌مون رو نفله کنه.

00:09:56.125 --> 00:09:58.333
‫یا اینکه کلاً یه تصادف ساده‌ست.

00:10:03.625 --> 00:10:04.624
‫آها!

00:10:04.625 --> 00:10:06.665
‫پیداش کردم! اینم یه گواهی فوت.

00:10:06.666 --> 00:10:07.832
‫ها؟

00:10:07.833 --> 00:10:09.958
‫گواهی فوت، کتی هارکین.

00:10:12.291 --> 00:10:14.583
‫وایسا. عه، ۲۲ آگوست.

00:10:20.583 --> 00:10:22.249
‫یا خدا.

00:10:22.250 --> 00:10:25.041
‫خب، این… این یعنی چی اونوقت؟

00:10:30.208 --> 00:10:33.083
‫همون روزی که شوهر کرده، مرده.

00:10:37.500 --> 00:10:39.541
‫این دیگه اتفاقی نیست.

00:10:42.041 --> 00:10:42.875
‫خیلی خب.

00:10:44.083 --> 00:10:48.207
‫باید دنبال گواهی‌های
‫فوت و تولد هم بگردیم.

00:10:48.208 --> 00:10:50.457
‫شاید بازم از اینا پیدا کنیم.

00:10:50.458 --> 00:10:53.791
و ‫این‌طوری شاید بتونیم… چه
‫می‌دونم، یه شجره‌نامه درست کنیم.

00:11:20.166 --> 00:11:21.125
‫باشه.

00:11:22.250 --> 00:11:23.583
‫این مال پدر و مادرته.

00:11:24.416 --> 00:11:28.082
‫اینم یه فوتی دیگه.
‫اسمشم راجر هارکینه.

00:11:28.083 --> 00:11:30.124
‫- نهم اکتبر، ۱۹۴۱.
‫- عالیه.

00:11:30.125 --> 00:11:33.790
‫- وایسا، راجر هارکین. همین الان دیدمش. عه…
‫- اوهوم.

00:11:33.791 --> 00:11:39.665
‫آها. راجر هارکین. خب. راجر
‫هارکین. راجر هارکین. راجر هارکین.

00:11:41.000 --> 00:11:45.749
‫راجر هارکین، علت مرگ…
‫خون‌ریزی. دقیقاً مثل مامانم.

00:11:49.166 --> 00:11:51.833
‫تو همون تاریخ نهم
اکتبر ازدواج کرده.

00:11:52.666 --> 00:11:54.999
‫تاریخ مرگ هم نهم ‫اکتبر ۱۹۴۱ـه.

00:12:29.250 --> 00:12:30.249
‫بابا، اون…

00:12:30.250 --> 00:12:32.000
‫ده ساله که پاکم، بابا.

00:12:33.458 --> 00:12:34.500
‫آره.

00:12:35.833 --> 00:12:36.832
‫شرمنده.

00:12:36.833 --> 00:12:37.833
‫مشکلی نیست.

00:12:42.083 --> 00:12:45.000
‫خب، من برم یه دستشویی.
‫تو حواست به اوضاع باشه.

00:13:01.083 --> 00:13:02.875
‫باید قضیه‌ی مامان
‫رو بهم می‌گفتی.

00:13:04.250 --> 00:13:05.708
‫مثلاً چند ماه پیش.

00:13:07.208 --> 00:13:08.500
‫تلاشمو کردم.

00:13:09.625 --> 00:13:13.083
‫ولی خودت که می‌دونی
‫مامان چقدر روت حساسه.

00:13:15.000 --> 00:13:16.791
‫در هر صورت باید بهم می‌گفتی.

00:13:18.041 --> 00:13:20.999
‫آره جون خودت، انگار حاضر
‫بودی رو حرف مامان حرف بزنی.

00:13:21.000 --> 00:13:23.793
‫دیگه حالم به هم می‌خوره از بس تو این
‫خانواده با من مثل بچه‌ها رفتار می‌کنن.

00:13:24.416 --> 00:13:25.540
‫آره.

00:13:25.541 --> 00:13:27.000
‫داره دیوونه‌م می‌کنه.

00:13:29.291 --> 00:13:33.000
‫خب، خودتم باید قبول کنی که
‫تو پذیرفتن واقعیت‌ها مشکل داری.

00:13:33.500 --> 00:13:35.957
‫نمی‌تونی قبول کنی که
‫همه‌چیز بی‌نقص نیست.

00:13:35.958 --> 00:13:38.249
‫- همیشه باید شور قضیه رو دربیاری.
‫- باشه.

00:13:38.250 --> 00:13:41.415
‫تا می‌بینی یه چیزی اون‌طور که دلت
‫می‌خواد پیش نمیره، سریع جا می‌زنی.

00:13:41.416 --> 00:13:45.290
‫دروغه مگه؟ یه عمره می‌شناسمت. همیشه باید
‫همه‌چیزت شبیه یه قصه‌ی بی‌عیب‌ونقص باشه.

00:13:45.291 --> 00:13:48.249
‫یه… یه آشنایی رویایی
‫واسه یه عشق افسانه‌ای.

00:13:48.250 --> 00:13:50.207
‫انگار خودت اصلاً
‫پیازداغ قصه‌تو زیاد نکردی.

00:13:50.208 --> 00:13:51.915
‫خب، اون اولش دوست من بود.

00:13:51.916 --> 00:13:54.207
‫دوست جفتمون بود! من حال‌وحوصله‌ی
‫بحث کردن سر این موضوع رو ندارم.

00:13:54.208 --> 00:13:56.000
- ‫خودت سر بحثو باز ‫کردی.
- خودت شروع کردی!

00:14:03.333 --> 00:14:06.790
‫مشکل اینه که تو همه‌چیز
‫رو به خودت ربط میدی.

00:14:06.791 --> 00:14:08.457
‫من که نرفتم با
اکس تو ازدواج کنم.

00:14:08.458 --> 00:14:10.999
‫من با زنی ازدواج کردم
‫که از ۲۱ سالگی عاشقش بودم.

00:14:11.000 --> 00:14:14.540
‫تو اون‌موقع‌ها اصلاً عاشقش نبودی.
‫اینا رو میگی که این‌طوری جلوه بدی که…

00:14:14.541 --> 00:14:16.665
- ‫مثل روز روشن بود.
- … من ‫یه چیزی رو ازت دزدیدم.

00:14:16.666 --> 00:14:18.999
‫- تو همیشه باهاش بدرفتاری ‫می‌کردی.
- آره، چون عاشقش بودم.

00:14:22.458 --> 00:14:23.832
‫من نتونستم بیام عروسیت

00:14:23.833 --> 00:14:26.790
‫چون داشتم در حق یه
‫آدم نیازمند لطف می‌کردم.

00:14:26.791 --> 00:14:29.165
‫ولی فقط به این خاطر این کارو کردی
‫که قصه‌ی قشنگی از توش درمی‌اومد.

00:14:29.166 --> 00:14:30.540
‫این‌طوری نیست.

00:14:30.541 --> 00:14:33.624
‫همین‌طوره. تو شیفته‌ی
‫قصه‌هایی، نه آدما.

00:14:33.625 --> 00:14:37.582
‫خیلی راحت می‌تونستی شماره‌شو
‫بگیری و بعدشم پا شی بیای عروسی من.

00:14:37.583 --> 00:14:42.332
‫ولی نه، حتماً باید یه حرکت
‫رمانتیک اغراق‌آمیز می‌زدی.

00:14:42.333 --> 00:14:45.040
‫خفه شو بابا. تو که اونجا
‫نبودی. بهترین کار همون بود و…

00:14:45.041 --> 00:14:46.936
‫دیگه کلمه‌ای راجع‌به این
موضوع باهات حرف ‫نمی‌زنم.

00:14:46.960 --> 00:14:48.206
از الان به بعد جفتمون
خفه خون می‌گیریم.

00:14:48.417 --> 00:14:49.697
[باشه، خیلی‌خب.]

00:15:09.606 --> 00:15:11.300
‫تقصیر تو نیست.

00:15:17.722 --> 00:15:22.181
‫راستی، این… اینا تقصیر تو نیست.
‫تقصیر… تقصیر مامان و باباست.

00:15:23.666 --> 00:15:27.000
‫اونا… اونا این خزعبلات رو راجع‌به
‫بی‌نقص بودن تو سرت فرو کردن،

00:15:27.875 --> 00:15:29.541
‫رابطه‌ی رویایی،

00:15:30.041 --> 00:15:31.750
نیمه گمشده و این کصشعرا.

00:15:32.833 --> 00:15:35.750
‫اونا خیلی چیزا رو از
‫ما سه تا مخفی کردن.

00:15:37.166 --> 00:15:38.708
‫ولی بیشتر از همه از تو.

00:15:40.458 --> 00:15:44.500
‫فقط حواست جمع باشه. دلم نمی‌خواد
‫مثل همیشه گند بزنی به همه‌چیز.

00:15:46.916 --> 00:15:48.790
‫دیشب که خودت همه‌چیزو خراب کردی.

00:15:48.791 --> 00:15:51.665
‫پسر، من باید مطمئن می‌شدم
‫که کل ماجرا رو می‌فهمه.

00:15:51.666 --> 00:15:53.624
‫داشت باورش رو روی
‫یه دروغ بنا می‌کرد.

00:15:53.625 --> 00:15:54.999
‫باشه، می‌دونم.
‫دارم درستش می‌کنم.

00:15:55.000 --> 00:15:57.374
‫باید یه کاری کنی باورش
‫بشه که تو نیمه گمشده اونی.

00:15:57.375 --> 00:15:58.957
‫این تنها شانسیه که
‫ممکنه زنده بمونه.

00:15:58.958 --> 00:16:02.583
‫یا خدا، فهمیدم دیگه. ‫مگه
نگفتم دیگه نمی‌خوام حرف بزنم.

00:16:07.166 --> 00:16:09.665
‫در ضمن عمراً از تو یکی
‫مشاوره‌ی رابطه‌ی عاطفی بگیرم.

00:16:09.666 --> 00:16:10.874
‫فکر کردم قرار شد دیگه حرف نزنیم.

00:16:10.875 --> 00:16:13.290
‫تو و نلی عین بچه‌ها می‌مونین
‫که دارن با هم تنیس بازی می‌کنن.

00:16:13.291 --> 00:16:15.290
‫حداقلش اینه که من و
‫نلی با همدیگه روراستیم.

00:16:15.291 --> 00:16:16.874
‫شماها دیگه زیادی با
‫هم بی‌رحمانه روراستین.

00:16:16.875 --> 00:16:18.999
‫این که بهتر از محافظت کردن
‫از کسی که دوستش داری نیست.

00:16:19.000 --> 00:16:23.499
‫وای خدای من. منم همینو دارم میگم دیگه. این…
‫این همون کاریه که مامان و بابا با ما کردن.

00:16:23.500 --> 00:16:26.374
‫تو این کارو باهاش
نکن. باهاش صادق باش.

00:16:26.375 --> 00:16:28.165
‫من و ریچل رابطه‌ی
‫فوق‌العاده‌ای داریم.

00:16:28.166 --> 00:16:30.499
‫اصلاً نیازی نمی‌بینم بخوام
‫رابطه‌م رو پیش تو توجیه کنم.

00:16:30.500 --> 00:16:32.375
‫پس واسه چی داری توجیهش می‌کنی؟

00:16:36.583 --> 00:16:38.290
‫«تنیس.»

00:16:38.291 --> 00:16:39.374
‫برو در کونتو بذار.

00:16:45.166 --> 00:16:48.165
- ‫یا خدا. روباه. یه روباه ‫اونجاست.
- چی؟ بابا رو صدا کن.

00:16:48.166 --> 00:16:50.499
‫قرار بود چی داد بزنم؟ هوتی‌هو؟

00:16:50.500 --> 00:16:53.207
- ‫ووپی‌دی‌وو؟
- ووپی‌دی‌وو.

00:16:53.208 --> 00:16:56.000
‫هوتی‌هو بود، احمقا.

00:16:58.125 --> 00:17:00.666
‫آها، آره. آره.

00:17:01.166 --> 00:17:02.708
‫نیکی، اون تله‌ی توئه.

00:17:07.541 --> 00:17:09.000
‫خودت زحمتش رو بکش.

00:17:13.833 --> 00:17:16.375
‫ضامنش کشیده‌ست. تا وقتی
‫نرسیدی پایین تپه بازش نکن.

00:17:18.583 --> 00:17:21.125
- ‫چیزی نیست. چیزی نیست.
- باشه.

00:17:45.000 --> 00:17:46.416
‫لعنتی.

00:17:47.250 --> 00:17:48.583
‫گندش بزنن.

00:17:52.708 --> 00:17:53.707
‫اینم از تو.

00:17:59.208 --> 00:18:00.875
‫اینم گواهی تولدت.

00:18:01.875 --> 00:18:03.541
عه، مرسی.

00:18:08.291 --> 00:18:13.082
‫خب، انگار این نفرین اولین
‫بار وارد شجره‌نامه‌ی من شده…

00:18:13.083 --> 00:18:14.749
‫از طریق «ماریان»
‫و «توماس هارکین».

00:18:14.750 --> 00:18:16.874
‫و مثل اینکه سه تا بچه هم داشتن.

00:18:16.875 --> 00:18:18.832
‫دوتاشون بچه‌های نامشروع داشتن،

00:18:18.833 --> 00:18:20.457
‫و یکیشون هم ازدواج کرده.

00:18:20.458 --> 00:18:23.999
‫اونم «کری هارکین‌ـه». تاریخ
‫ازدواج: ۲۷ آوریل ۱۸۷۰.

00:18:25.416 --> 00:18:30.165
‫تاریخ فوت: همون ۲۷ آوریل
‫۱۸۷۰. علت مرگ: خون‌ریزی.

00:18:30.166 --> 00:18:36.040
‫و… «ویرجینیا هارکین». تاریخ
‫ازدواج: اول نوامبر ۱۹۴۷.

00:18:36.041 --> 00:18:40.749
‫و تاریخ فوتشم همون اول نوامبر
‫۱۹۴۷. علت مرگ: خون‌ریزی.

00:18:40.750 --> 00:18:42.915
‫یعنی اگه ازدواج نکنی،
‫نفرینه منتقل میشه؟

00:18:42.916 --> 00:18:47.582
‫فقط در صورتی که خواستگاری رو قبول کرده
‫باشی. وگرنه کسی رو نداره… که بهش منتقل بشه.

00:18:47.583 --> 00:18:51.957
‫فکر کنم همه‌ی این آدما، حتماً
‫از قضیه‌ی نفرین خبر داشتن…

00:18:51.958 --> 00:18:55.207
‫و تصمیم گرفتن کلاً دور
‫ازدواج رو خط بکشن.

00:18:55.208 --> 00:18:59.165
‫مثل… مادربزرگم… آدری.

00:18:59.166 --> 00:19:02.624
‫آدری، اون… مامانم رو
‫نامشروع به دنیا آورد، درسته؟

00:19:02.625 --> 00:19:04.957
‫پس تابلوئه که
‫می‌دونسته نباید نامزد کنه.

00:19:04.958 --> 00:19:07.958
‫ولی خواهرش، لوری…

00:19:08.708 --> 00:19:12.750
‫…۱۰ فوریه ازدواج کرده
‫و همون ۱۰ فوریه هم مرده.

00:19:14.208 --> 00:19:16.040
‫اوهوم.

00:19:16.041 --> 00:19:19.791
‫اوضاع برای اینا
‫هم همین‌طوری بوده…

00:19:22.166 --> 00:19:24.040
‫…کتی و راجر…

00:19:24.041 --> 00:19:28.040
‫و ویرجینیا و اون کری لعنتی.

00:19:28.041 --> 00:19:31.749
‫مُرده، مُرده، مُرده، مُرده،
‫مُرده، مُرده، مُرده، مُرده، مُرده.

00:19:31.750 --> 00:19:35.041
‫همه‌شون دقیقاً تو روز
‫عروسی‌شون به فنا رفتن و مُردن.

00:19:49.333 --> 00:19:51.165
‫و همین‌جوری میاد جلو…

00:19:52.500 --> 00:19:53.708
‫…تا می‌رسه به من.

00:19:54.875 --> 00:19:55.833
‫یعنی فردا.

00:19:57.916 --> 00:20:00.083
‫- یه جای کار… یه ‫جای کار می‌لنگه.
- ها؟

00:20:00.708 --> 00:20:03.083
‫امضای شاهد تو همه‌شون یکیه.

00:20:03.666 --> 00:20:05.499
- ‫اصلاً امکان نداره.
- آره.

00:20:05.500 --> 00:20:08.500
- ‫هیچ‌کدوم اینا با عقل جور ‫درنمیاد، ولی بازم…
- نه. نه.

00:20:09.000 --> 00:20:13.915
‫اگه این‌طوری باشه، یارو باید… دست‌کم
‫چه‌می‌دونم، یه ۲۰۰ سالی عمر داشته باشه.

00:20:13.916 --> 00:20:15.540
‫آره. دقیقاً.

00:20:15.541 --> 00:20:17.915
‫همون کسیه که این نفرین رو
‫انداخته تو شجره‌نامه‌ی من…

00:20:17.916 --> 00:20:19.707
‫چون با نامزد خودش ازدواج نکرده،

00:20:19.708 --> 00:20:22.457
‫و حالا مجبوره شاهد تموم این
‫عروسی‌های نفرین‌شده باشه…

00:20:22.458 --> 00:20:23.832
‫به‌عنوان مجازات
‫یا یه همچین کوفتی.

00:20:23.833 --> 00:20:25.250
‫تو اینا رو از کجا می‌دونی؟

00:20:25.750 --> 00:20:27.500
‫خودش بهم گفت.

00:20:31.833 --> 00:20:34.791
‫- همون مرد ۲۰۰ ساله ‫اینا رو بهت گفت؟
- آره.

00:20:36.541 --> 00:20:37.625
‫آره.

00:20:46.916 --> 00:20:48.875
‫حالا حرفم رو باور می‌کنی؟

00:20:55.416 --> 00:20:56.916
‫حالا حرفم رو باور می‌کنی؟

00:21:13.166 --> 00:21:15.000
کیرتوش.

00:21:16.375 --> 00:21:20.332
‫بابا، فکر کنم بهتره بیخیالش
‫بشیم. عمراً بتونیم پیداش کنیم.

00:21:20.333 --> 00:21:23.624
- کلاً سه تا پا داره.
‫- یه‌کم دیگه هوا تاریک می‌شه.

00:21:23.625 --> 00:21:25.457
‫صداتون رو بیارین پایین.
‫این‌طوری فراریش می‌دین.

00:21:25.458 --> 00:21:29.290
‫فراریش بدیم؟ حیوون پای خودش رو
‫جویده. از ترس داره قالب تهی می‌کنه.

00:21:29.291 --> 00:21:31.791
‫این‌قدر می‌دوئه تا
‫قلبش از کار بیفته.

00:21:35.041 --> 00:21:36.999
‫خب، برنامه‌ت چیه؟

00:21:37.000 --> 00:21:40.874
‫کل شب رو بگردیم دنبالش، فقط برای اینکه
‫کار طبیعت رو راحت کنیم و خلاصش کنیم؟

00:21:40.875 --> 00:21:44.625
‫پس چی؟ اینکه ولش کنیم تا آروم‌آروم
‫خون‌ریزی کنه و بمیره از نظر تو بهتره؟

00:21:50.000 --> 00:21:51.958
‫چی می‌شه اگه فقط فرار کنی و بری؟

00:21:52.541 --> 00:21:57.083
‫گور بابای همه‌چی. «شرمنده نیکی». برگرد
‫خونه. اصلاً هم پشت‌سرت رو نگاه نکن.

00:21:57.666 --> 00:22:00.915
‫آره، اگه این کار رو بکنم،
‫نفرینه می‌افته تو شجره‌نامه‌ی اون.

00:22:00.916 --> 00:22:04.165
‫آره، ولی این دقیقاً یعنی چی؟
‫یعنی نفرینه می‌افته به جون نیکی؟

00:22:04.166 --> 00:22:05.458
‫فکر کنم معنیش اینه که…

00:22:05.958 --> 00:22:10.124
‫مجبوره با این مصیبتی که تا آخر عمر
‫یقه‌ی خودش و بچه‌هاش رو می‌گیره…

00:22:10.125 --> 00:22:12.166
‫…سر و کله بزنه، واسه همین…

00:22:13.208 --> 00:22:14.166
‫ولی…

00:22:15.166 --> 00:22:17.208
‫اصلاً راه نداره.

00:22:19.625 --> 00:22:21.040
‫اون حقش این نیست.

00:22:21.041 --> 00:22:22.374
‫تو هم حقت نیست.

00:22:22.375 --> 00:22:24.374
‫ولی دیگه یقه‌م رو گرفته، پس…

00:22:24.375 --> 00:22:28.540
‫فکر کنم تنها راه خلاصی…
‫نشستن پای سفره‌ی عقده.

00:22:28.541 --> 00:22:32.000
‫یا زنده می‌مونم یا
‫می‌میرم، وسلام.

00:22:36.125 --> 00:22:37.125
‫وسلام.

00:22:37.875 --> 00:22:40.625
‫چطوری تو این‌قدر
‫می‌کشی و توهم نمی‌زنی؟

00:22:43.041 --> 00:22:45.416
‫توهم می‌زنم که.

00:22:52.000 --> 00:22:53.083
‫هوم؟

00:22:55.000 --> 00:23:01.000
آوا‌مــووی

00:23:03.583 --> 00:23:08.041
‫و، فقط برای اینکه مطمئن بشم، تو واقعاً
‫حرف اون مرد نامیرا رو باور کردی؟

00:23:09.000 --> 00:23:11.291
‫آره. مو به موی حرفاش راست بود.

00:23:13.250 --> 00:23:14.833
‫لعنتی.

00:23:17.125 --> 00:23:18.125
‫لعنتی.

00:23:20.583 --> 00:23:21.666
‫لعنتی.

00:23:24.291 --> 00:23:25.333
‫لعنتی.

00:23:30.250 --> 00:23:31.500
‫لعنتی!

00:23:32.791 --> 00:23:34.875
‫اون پدرسوخته‌ی کوچولو
‫الان ممکنه هر جایی باشه.

00:23:36.833 --> 00:23:38.665
- تف‌توش!
- خب؟

00:23:38.666 --> 00:23:39.874
‫از هم جدا می‌شیم.

00:23:39.875 --> 00:23:42.458
‫عالی شد. من می‌رم ببینم
‫راه‌شو سمت خونه کج نکرده باشه.

00:23:44.375 --> 00:23:46.708
‫شکار خوبی داشته باشی. نیکی؟

00:23:48.708 --> 00:23:49.583
‫نه؟

00:23:50.375 --> 00:23:53.540
‫باشه. بعدش حتماً یه سر
‫بیا اتاقم تا برام تعریف کنی…

00:23:53.541 --> 00:23:56.665
‫چطوری روباهه رو پیدا کردی و
‫پنجه‌ش رو دوباره بهش بخیه زدی،

00:23:56.666 --> 00:23:59.332
‫و بعد روباهه زل زد
‫تو چشمات و گفت:

00:23:59.333 --> 00:24:03.625
‫«یک دنیا ممنون نیکی، که جونم
‫رو نجات دادی. تو قهرمان منی.»

00:24:05.833 --> 00:24:06.833
‫بابا.

00:24:08.375 --> 00:24:12.082
‫عاشق این سفرای دونفره‌مونم.
‫هرچند که زیاد هم با هم وقت نگذروندیم،

00:24:12.083 --> 00:24:16.208
‫واسه همین… می‌خوام یه خبر داغ بهتون
‫بدم. من و نلی داریم از هم طلاق می‌گیریم.

00:24:16.833 --> 00:24:18.166
- ‫چی؟
- آره.

00:24:18.916 --> 00:24:22.082
‫- جولز.
- چی؟ ‫برگه‌ها رو امضا کردین؟

00:24:22.083 --> 00:24:23.208
‫هنوز نه.

00:24:25.541 --> 00:24:28.082
‫خدا خودش بهم رحم کنه، وای به
‫حالت اگه این قضیه رو به مادرت بگی.

00:24:28.083 --> 00:24:31.203
‫معلومه که نمیگم. خدا نیاره اون روزی رو
‫که تو این خونه کسی با آدم روراست باشه.

00:24:32.000 --> 00:24:33.291
‫شب خوش.

00:24:33.791 --> 00:24:36.624
‫واسه پیروزی
‫غرورآفرینتون دعا می‌کنم.

00:25:29.375 --> 00:25:31.083
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

00:25:31.583 --> 00:25:33.208
‫آرلین هارکین، درسته؟

00:25:34.000 --> 00:25:35.791
‫متولد ۱۹۰۰.

00:25:36.291 --> 00:25:38.583
‫ازدواج تو سال ۱۹۲۲.

00:25:39.708 --> 00:25:41.708
‫هیچ تاریخ فوتی براش ثبت نشده.

00:25:42.916 --> 00:25:45.458
‫خب، الان دیگه باید مرده
‫باشه. همه‌شون مردن.

00:25:47.458 --> 00:25:52.916
‫مُرده، مُرده، مُرده،
‫مُرده، مُرده، مُرده، مُرده.

00:26:02.916 --> 00:26:05.625
‫یه جورایی انگار یه
‫شست پا رو سقفه.

00:26:07.791 --> 00:26:09.291
‫اگه چشماتو ریز کنی.

00:26:12.666 --> 00:26:13.582
‫ببین.

00:26:20.541 --> 00:26:22.540
‫تو سال ۱۹۷۹ مرده.

00:26:22.541 --> 00:26:25.458
‫پس… ۵۷ سال زندگی مشترک داشته.

00:26:26.000 --> 00:26:27.083
‫چی؟

00:26:27.958 --> 00:26:29.415
‫- یعنی چی؟
‫- هی!

00:26:29.416 --> 00:26:31.291
‫وایسا، وایسا، وایسا. آخه…

00:26:32.541 --> 00:26:34.207
‫چطوری این کار رو کرده؟

00:26:34.208 --> 00:26:36.708
‫نمی‌دونم، ولی جای
‫امیدواری هست، مگه نه؟

00:26:40.291 --> 00:26:42.000
‫باید باهاش حرف بزنیم.

00:26:43.166 --> 00:26:44.833
‫آره، ولی اون مرده.

00:26:45.375 --> 00:26:46.999
‫باید باهاش حرف بزنیم.

00:26:48.250 --> 00:26:49.416
‫اون مرده.

00:26:50.500 --> 00:26:54.041
‫ما باید باهاش حرف بزنیم.

00:27:39.708 --> 00:27:41.416
‫باشه. اوه…

00:27:42.750 --> 00:27:47.125
‫تو لباست رو عوض کن. منم پورشا رو
‫راضی می‌کنم، بعدش تو اتاق نشیمن می‌بینمت.

00:27:48.125 --> 00:27:50.375
‫باهاش راه بیا، وگرنه
‫کمکمون نمی‌کنه.

00:28:24.916 --> 00:28:27.416
کیرتوش! از دست تو، پورشا.

00:28:28.208 --> 00:28:29.624
‫دیر کردی، عوضی.

00:28:29.625 --> 00:28:31.790
- ‫ببخشید…
- شما دوتا کل ‫روز چیکار می‌کردین؟

00:28:31.791 --> 00:28:33.541
‫تو آرایشگاه داشتین
‫به همه حال می‌دادین؟

00:28:34.291 --> 00:28:35.957
‫اوه.

00:28:35.958 --> 00:28:39.499
‫اینا خیلی خوب شدن. امیدوارم به اون بچه‌ی
‫کوری که اینا رو درست کرده انعام هم داده باشی.

00:28:39.500 --> 00:28:40.624
‫شرمنده‌م…

00:28:40.625 --> 00:28:43.624
‫من آدم روراستی‌ام، ریچل. تو
‫هم می‌تونی باهام روراست باشی.

00:28:43.625 --> 00:28:45.665
‫یه عالمه انرژی منفی
‫داره ازت ساطع می‌شه،

00:28:45.666 --> 00:28:47.999
‫و فکر کنم خودت می‌دونی
‫این عروسی چقدر برای…

00:28:48.000 --> 00:28:50.832
‫برادرم، مامانم، و
‫بقیه‌ی خانواده‌مون مهمه.

00:28:50.833 --> 00:28:51.875
‫می‌دونی، نه؟

00:28:52.708 --> 00:28:57.165
‫هوم. نلی بهم گفت همه‌ی اون کصشعرای
‫عجیبی که دیشب گفتی واقعیت داره.

00:28:57.166 --> 00:29:00.415
‫و اصلاً هم برام مهم نیست که یه
‫نفرین خونی شیطانی با خودت داری.

00:29:00.416 --> 00:29:03.582
‫چون با این وجود،
‫برادرم عاشقت شده،

00:29:03.583 --> 00:29:05.624
‫و منم عمراً بذارم این
‫عروسی رو به هم بزنی.

00:29:05.625 --> 00:29:07.415
‫من خودم تقریباً پای
‫سفره‌ی عقد ول شدم،

00:29:07.416 --> 00:29:10.541
‫واسه همین تو وگاس با یه یاروی رندوم
‫ازدواج کردم. به مامان‌بابام چیزی نگو.

00:29:12.791 --> 00:29:15.332
‫و نمی‌ذارم یه همچین
‫اتفاقی برای نیکی هم بیفته.

00:29:15.333 --> 00:29:18.500
‫می‌خوای دل برادرم رو بشکنی و آرزوهای
‫مادرم رو نابود کنی؟ راستش رو بگو.

00:29:20.583 --> 00:29:21.541
‫خوبه.

00:29:22.041 --> 00:29:23.665
‫حالا، می‌میری اگه بیای…

00:29:23.666 --> 00:29:27.165
‫یه بازی باحال، نرمال و جذاب … مهمونی
‫مجردی که من برنامه‌ریزی کردم رو انجام بدی…

00:29:27.166 --> 00:29:29.249
‫قبل از اینکه دوباره
‫همه‌چیز خراب بشه…

00:29:29.250 --> 00:29:31.958
‫اونم به خاطر اصرارت
‫برای… یه کابوس مرموز بودن؟

00:29:34.875 --> 00:29:35.958
‫می‌میری؟

00:29:39.333 --> 00:29:40.333
‫ریچل.

00:29:40.875 --> 00:29:42.499
‫اینو الکی نمیگم.

00:29:42.500 --> 00:29:45.541
‫تو خیلی، خیلی، خیلی
‫شانس آوردی که منو داری.

00:29:46.416 --> 00:29:48.415
‫چون من می‌دونم چطوری
‫مرده‌ها رو احضار کنم.

00:29:50.130 --> 00:29:51.046
‫هوم؟

00:29:51.750 --> 00:29:52.750
‫اوهوم.

00:29:58.875 --> 00:30:03.582
‫ما این فضا رو پاکسازی می‌کنیم
‫تا ارواح خبیث رو دور کنیم.

00:30:05.125 --> 00:30:06.125
‫شر…

00:30:07.541 --> 00:30:09.207
‫…اینجا جایی نداره.

00:30:14.250 --> 00:30:17.665
‫ما اینجا جمع شدیم، تو
‫آخرین شب آزادی ریچل…

00:30:17.666 --> 00:30:19.250
‫تا ارتباط برقرار کنیم با…

00:30:20.000 --> 00:30:21.041
‫کی؟

00:30:21.750 --> 00:30:22.915
‫خاله‌بزرگم.

00:30:22.916 --> 00:30:26.333
‫درسته. برای گرفتن
‫مشاوره‌ی ازدواج از اون دنیا.

00:30:28.500 --> 00:30:32.291
‫این شمع رو با دست چپت روشن
‫کن، دستی که تو رو به نور وصل می‌کنه.

00:30:35.791 --> 00:30:38.125
‫آره. و بعد، همون موقع…

00:30:38.625 --> 00:30:42.374
‫خیلی خب. و بعد، همون
‫موقع، با دست راستت،

00:30:42.375 --> 00:30:44.790
‫به یکی از وسایل مرحوم دست بزن.

00:30:44.791 --> 00:30:46.541
‫دست راست، رو به سوی تاریکی.

00:30:47.041 --> 00:30:51.208
‫این کار ارتباطت رو برقرار می‌کنه،
‫و بعد می‌تونی سوالاتت رو بپرسی.

00:30:59.791 --> 00:31:01.458
‫آرلین هارکین.

00:31:04.208 --> 00:31:08.750
‫من یه روز قبل از عروسیم
‫اومدم پیشت تا ازت راهنمایی بگیرم.

00:31:10.000 --> 00:31:15.083
‫باید بدونم چطوری مطمئن شدی که
‫شوهرت، دیوید، مرد رویاهات بوده.

00:31:16.875 --> 00:31:18.916
‫حالا همه دستاشون رو بیارن وسط.

00:31:33.666 --> 00:31:34.666
‫امم…

00:31:35.666 --> 00:31:38.000
‫شاید بهتره یه جور دیگه بپرسی.

00:31:40.291 --> 00:31:43.041
- ‫یعنی چی یه جور دیگه؟
- ریچل.

00:31:44.927 --> 00:31:48.380
‫باشه. آرلین، اگه اونجایی،

00:31:49.791 --> 00:31:52.041
‫لطفاً بهم بگو چطوری
‫جون سالم به در بردی.

00:31:59.250 --> 00:32:01.999
‫شاید بهتر باشه با یه
‫چیز ملایم‌تر شروع کنی.

00:32:06.625 --> 00:32:07.915
‫وای خدای من! تکون خورد!

00:32:07.916 --> 00:32:10.249
‫- فکر می‌کردم قبلاً این کار رو ‫کردی!
- قبلاً هیچ‌وقت جواب نداده بود!

00:32:10.250 --> 00:32:13.290
- ‫این دیگه چه کوفتیه؟
‫- خب. الان باید چیکار کنم؟

00:32:13.291 --> 00:32:16.375
- ‫باهاش حرف بزن.
‫- باشه. امم، آرلین…

00:32:18.416 --> 00:32:19.416
‫آرلین.

00:32:21.083 --> 00:32:24.083
‫چطوری روز عروسیت زنده موندی؟

00:32:29.083 --> 00:32:30.041
‫دوباره بپرس.

00:32:31.166 --> 00:32:36.666
‫آرلین، از کجا فهمیدی که
‫دیوید نیمه‌ی گمشده‌ت بوده؟

00:32:53.958 --> 00:32:56.249
‫وای خدای من.

00:33:06.125 --> 00:33:07.832
‫وای خدا!

00:33:10.333 --> 00:33:14.207
‫وای خدای من! یه چیزی بهم
‫خورد! واقعاً یه چیزی بهم خورد!

00:33:14.208 --> 00:33:16.207
- ‫خیلی بد شده؟
- چی شد یهو!؟

00:33:16.208 --> 00:33:17.957
‫نه! اصلاً!

00:33:17.958 --> 00:33:20.832
‫- نه، اصلاً چیزی نیست.
- بالاخره ‫یه روزی خوب می‌شه.

00:33:20.833 --> 00:33:23.124
‫حالا دیگه یه بهونه داری
‫که بری دماغت رو عمل کنی.

00:33:23.125 --> 00:33:26.625
‫وای، نلی! جاش می‌مونه؟ یعنی
‫قراره رو صورتم جای زخم بمونه؟

00:33:27.125 --> 00:33:28.374
- ‫شاید.
- کیرتوش!

00:33:29.875 --> 00:33:30.874
‫نل.

00:33:32.708 --> 00:33:36.371
[مرده‌ی زنده]

00:34:01.541 --> 00:34:03.124
کیرتوش!

00:34:07.625 --> 00:34:09.083
‫ببخشید، بابا. من…

00:34:16.166 --> 00:34:17.166
‫بابا؟

00:34:25.708 --> 00:34:26.666
‫هی.

00:34:28.541 --> 00:34:29.500
‫بابا؟

00:34:31.416 --> 00:34:34.999
‫من باید در قبال اتفاقات
‫دیشب کمی مسئولیت‌پذیر باشم.

00:34:35.000 --> 00:34:37.416
‫نه، نه. دیشب…

00:34:38.041 --> 00:34:40.249
‫کاملاً تقصیر من
‫بود. منظورم اینه که…

00:34:40.250 --> 00:34:41.458
‫گوش کن.

00:34:42.000 --> 00:34:48.458
‫بعضی وقتا عیبی نداره واسه محافظت از کسایی که
‫دوستشون داریم، رازهایی رو پیش خودمون نگه داریم.

00:34:52.583 --> 00:34:54.750
‫ولی خب برادرت هم بیراه نمیگه.

00:34:56.833 --> 00:34:57.875
‫اوه.

00:34:58.958 --> 00:35:03.166
‫آره، تو… تو شنیدی که داشتیم
‫در موردش حرف می‌زدیم.

00:35:05.416 --> 00:35:06.541
‫حقیقت داره.

00:35:07.750 --> 00:35:12.541
‫مادرت همیشه می‌خواست شما
‫رو از واقعیت‌های تلخ دور نگه داره.

00:35:14.958 --> 00:35:17.083
‫ولی الان می‌بینم که این
‫کار چه بلایی سرتون آورده.

00:35:20.958 --> 00:35:25.374
‫این از بی‌مسئولیتی ما بود که
‫یه داستان بی‌نقص تحویلتون بدیم،

00:35:25.375 --> 00:35:28.541
‫یه استاندارد خیلی بالا
‫از اینکه ازدواج چیه.

00:35:32.916 --> 00:35:33.999
‫واسه همین…

00:35:36.125 --> 00:35:37.915
‫مادرت زن خوبیه،

00:35:37.916 --> 00:35:42.500
‫اون عشق زندگی منه، و
‫شماها رو خیلی دوست داره.

00:35:43.875 --> 00:35:45.166
‫اینو می‌دونم.

00:35:47.000 --> 00:35:50.625
‫ولی رابطه‌ی ما اون‌طوری که
‫تو فکر می‌کنی نیست، نیکی.

00:35:54.916 --> 00:35:57.415
‫من به مادرت قول دادم
‫که اینو هیچ‌وقت بهت نگم،

00:35:57.416 --> 00:35:59.958
‫ولی الان می‌بینم که باید بدونی.

00:36:13.333 --> 00:36:16.041
‫آرلین، برگرد.

00:36:16.540 --> 00:36:21.140
آرلین، مرده‌ی زنده معنیش چیه؟

00:36:24.833 --> 00:36:26.666
‫معنیش چیه؟

00:36:28.833 --> 00:36:30.125
‫خواهش می‌کنم،

00:36:31.333 --> 00:36:32.666
‫جواب بده.

00:36:47.166 --> 00:36:48.290
‫اوه.

00:36:49.291 --> 00:36:50.665
‫وای خدای من!

00:36:50.666 --> 00:36:53.790
- ‫بعد اون ماجرا بازم داری امتحانش ‫می‌کنی؟
- ببخشید… حالش… حالش خوبه؟

00:36:53.791 --> 00:36:57.124
‫آره، آره. خوبه. فقط به
‫خاطر کبودیه حسابی ترسیده،

00:36:57.125 --> 00:36:59.333
‫ولی یه قرص کلونوپین بهش
‫دادم و فرستادمش تو تخت.

00:37:01.625 --> 00:37:03.291
‫تو از اینا آوردی تو خونه؟

00:37:03.958 --> 00:37:06.499
‫حتماً کار پورشاست
‫که یکیشو جا گذاشته اونجا.

00:37:06.500 --> 00:37:09.708
‫حالم ازش به هم می‌خوره.
‫خیلی مورمورکننده‌ست. می‌خوام…

00:37:12.000 --> 00:37:13.083
‫فقط یه بار دیگه.

00:37:28.708 --> 00:37:30.250
‫اینجایی؟

00:37:55.041 --> 00:37:56.958
‫دیگه عقلم به جایی قد نمیده.

00:37:58.125 --> 00:38:00.041
‫اصلاً نمی‌دونم چیکار کنم دیگه.

00:38:02.583 --> 00:38:03.832
‫یه چیزی…

00:38:03.833 --> 00:38:08.166
‫اون‌تو یه اتفاقی افتاد، و…

00:38:09.291 --> 00:38:10.791
‫باید یه کمکی بهم بکنی.

00:38:14.041 --> 00:38:15.166
‫من…

00:38:17.458 --> 00:38:19.832
‫نمی‌دونم… یعنی…

00:38:21.291 --> 00:38:23.457
‫…من و نیکی ‫نیمه‌ی گمشده‌ی همیم…

00:38:23.458 --> 00:38:27.707
‫چون بیشتر وقتا می‌تونیم
‫خواسته‌های همدیگه رو پیش‌بینی کنیم،

00:38:27.708 --> 00:38:33.500
‫یا… اصلاً نیمه گمشده هم نیستیم چون…

00:38:34.666 --> 00:38:39.457
‫اون عوضی… درباره‌ی
‫هواپیما دروغ گفت؟

00:38:39.458 --> 00:38:42.125
‫درمورد اون هواپیمای
‫لعنتی دروغ گفت.

00:38:42.791 --> 00:38:43.790
‫و…

00:38:46.267 --> 00:38:47.809
‫پدرم چی؟

00:38:49.663 --> 00:38:51.705
‫اون بابامو دعوت کرده.

00:38:53.833 --> 00:38:55.250
‫لعنتی، انگار…

00:38:56.208 --> 00:38:57.791
‫اصلاً منو می‌شناسه؟

00:39:00.500 --> 00:39:03.541
‫گفتی باید باورت بشه که
‫اون نیمه‌ی گمشده‌ته، مگه نه؟

00:39:04.083 --> 00:39:05.250
‫آره.

00:39:06.250 --> 00:39:08.207
‫خب چی باعث می‌شه باورت بشه؟

00:39:08.208 --> 00:39:10.582
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم.

00:39:10.583 --> 00:39:12.040
‫دردسرم همینه دیگه.

00:39:12.041 --> 00:39:17.332
‫خب، پس واقعاً فکر می‌کنم تنها کاری که
‫از دستت برمیاد اینه که تصمیمتو بگیری…

00:39:17.333 --> 00:39:21.374
‫که اون نیمه‌ی گمشده‌ت هست یا نه، و بعدش
‫پای هر اتفاقی که می‌افته وایسی.

00:39:21.375 --> 00:39:23.583
‫اتفاقی که قراره بیفته…

00:39:24.750 --> 00:39:25.750
‫…مرگه.

00:39:27.791 --> 00:39:30.832
‫ولی می‌دونی، اگه جات بودم، به
‫اون روی خودم اعتماد می‌کردم…

00:39:30.833 --> 00:39:34.332
‫که سه سال عاشقش
‫بوده و بله رو بهش گفته،

00:39:34.333 --> 00:39:37.750
‫نه اون رویی که پنج ثانیه پیش یه
‫چیزی درباره‌ی نفرین نیمه‌ی گمشده شنیده.

00:39:38.375 --> 00:39:41.708
‫حتماً وقتی قبول کردی زنش بشی،
‫حس می‌کردی که تو رو می‌فهمه، نه؟

00:39:43.208 --> 00:39:44.208
‫آره؟

00:39:45.583 --> 00:39:46.957
‫آره، فکر کنم.

00:39:46.958 --> 00:39:48.707
‫آره. این…

00:39:48.708 --> 00:39:52.250
‫این… قضیه‌ی نفرین…

00:39:52.916 --> 00:39:54.832
‫کلاً دیدت رو به واقعیت خراب کرده.

00:39:54.833 --> 00:39:57.208
‫کاملاً گند زده به همه‌چی.

00:40:00.541 --> 00:40:02.208
‫باعث شده به همه‌چیز شک کنی.

00:40:03.250 --> 00:40:05.207
‫و تنها راهی که جلوی
‫این شک رو بگیری…

00:40:05.208 --> 00:40:08.249
‫…اینه که تصمیمت رو
‫بگیری، اون‌وقت متوجه می‌شی.

00:40:08.250 --> 00:40:09.541
‫پس فقط…

00:40:10.833 --> 00:40:16.207
‫گور بابای این نفرین، برگرد
‫به دنیای واقعی خودمون.

00:40:16.208 --> 00:40:18.165
‫- فردا روز عروسیته.
- اوهوم.

00:40:18.166 --> 00:40:19.082
‫هوم؟

00:40:19.083 --> 00:40:21.500
- ‫امشبم مهمونی مجردیته.
- اوهوم.

00:40:22.166 --> 00:40:24.666
‫فردا که بیدار شدی
‫تصمیمت رو بگیر. به سلامتی.

00:40:28.500 --> 00:40:31.040
‫سهمم فقط همینه؟

00:40:31.041 --> 00:40:31.875
‫به سلامتی.

00:40:32.666 --> 00:40:35.332
‫باید تو چشمام نگاه کنی.

00:40:35.333 --> 00:40:37.666
‫نگاه کردم. تو
‫حواست جای دیگه بود.

00:40:39.125 --> 00:40:41.208
- ‫آخرین شب آزادیته.
- اوهوم.

00:40:44.041 --> 00:40:45.875
‫هر جوری که دوست داری بگذرونش.

00:40:50.833 --> 00:40:53.750
‫و می‌دونی، شاید بهتره واقع‌بین
‫باشی. ما که نمی‌تونیم، مثلاً…

00:40:54.583 --> 00:40:55.583
‫نمی‌دونم…

00:40:57.583 --> 00:40:58.540
‫بریم چتربازی.

00:41:00.875 --> 00:41:03.874
‫دیگه تو که منو می‌شناسی. عمراً
‫این کارو بکنم. اگه چتره باز نشه چی؟

00:41:07.125 --> 00:41:09.290
- ‫اوهوم.
- ممنون. مرسی.

00:41:09.291 --> 00:41:11.125
‫من و جولز داریم طلاق می‌گیریم.

00:41:12.500 --> 00:41:13.625
‫چی؟

00:41:16.250 --> 00:41:17.291
‫اوهوم.

00:41:17.791 --> 00:41:18.791
‫آره.

00:41:21.583 --> 00:41:25.333
‫خب، قصدش رو داریم. هنوز
‫برگه‌ها و اینجور چیزا رو امضا نکرده.

00:41:27.041 --> 00:41:28.458
‫امم…

00:41:31.416 --> 00:41:32.833
‫به کسی نگو.

00:41:46.333 --> 00:41:47.625
‫چی؟

00:42:25.333 --> 00:42:26.250
‫مامان؟

00:42:28.458 --> 00:42:29.708
‫مامان؟

00:42:33.333 --> 00:42:35.083
‫مامان.

00:42:36.875 --> 00:42:38.916
عه، سلام عزیزم. بیا.

00:42:40.041 --> 00:42:41.332
‫بیا اینجا.

00:42:50.208 --> 00:42:51.624
‫امم…

00:42:53.458 --> 00:42:57.041
‫باید بدونم این قضیه
‫راسته یا نه، مامان.

00:42:59.833 --> 00:43:02.000
‫وقتی بچه بودم، به
‫بابا خیانت کردی؟

00:43:04.333 --> 00:43:06.041
‫یا قبل از به دنیا اومدن من؟

00:43:09.125 --> 00:43:10.250
‫نه.

00:43:12.625 --> 00:43:13.916
‫نه، عزیزم. این…

00:43:15.666 --> 00:43:19.041
‫اونجوری… اونجوری
‫که فکر می‌کنی نبود.

00:43:20.000 --> 00:43:21.250
‫کی بود؟

00:43:25.916 --> 00:43:27.583
‫اون… امم،

00:43:28.708 --> 00:43:30.625
‫یه هوس گذرا نبود.

00:43:31.333 --> 00:43:33.415
‫من بابات و بو رو
‫تقریباً تو یه دوره دیدم.

00:43:33.416 --> 00:43:35.958
‫جفتشون رو… دوست داشتم.

00:43:36.458 --> 00:43:39.082
‫بابات رو انتخاب کردم.
‫از این بابت… پشیمون نیستم.

00:43:39.083 --> 00:43:42.166
‫بعدش چی، همین‌طوری…
‫زدی زیر قولت یا…

00:43:43.583 --> 00:43:45.082
‫بو رو هم دوست داشتم.

00:43:45.083 --> 00:43:48.790
‫گور بابای بو!
‫چرا اینو بهم نگفتی؟

00:43:48.791 --> 00:43:51.708
‫چون اصلاً به تو هیچ ربطی نداره.

00:43:56.416 --> 00:44:00.832
‫تو گذاشتی با این باور بزرگ بشم که
‫می‌شه… یه ازدواج سی‌ساله‌ی پایدار داشت،

00:44:00.833 --> 00:44:02.999
‫که توش فقط به
‫یه نفر پایبند باشی.

00:44:03.000 --> 00:44:06.665
‫خب این فوق‌العاده نیست؟ این که
‫تونستی با این باور زندگی کنی قشنگ نیست؟

00:44:06.666 --> 00:44:08.082
‫نه وقتی که همه‌ش دروغ باشه.

00:44:08.083 --> 00:44:10.332
‫دروغ نیست. این موضوع
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه.

00:44:10.333 --> 00:44:13.208
‫گند می‌زنه به تمام
‫اون چیزایی که من…

00:44:15.708 --> 00:44:18.415
‫دیگه چی؟ دیگه چیو
‫دارین… ازم قایم می‌کنین؟

00:44:18.416 --> 00:44:22.915
‫من نمی‌ذارم… نمی‌ذارم این راز
‫رو با خودت به گور ببری. من…

00:44:22.916 --> 00:44:24.915
‫برام مهم نیست که
‫می‌خواین ازم محافظت کنین.

00:44:24.916 --> 00:44:29.290
‫همین… همین الان بهم میگی، از چه
‫چیزای دیگه‌ای دارین ازم محافظت می‌کنین.

00:44:31.500 --> 00:44:32.500
‫مامان.

00:44:35.708 --> 00:44:37.000
‫مامان.

00:44:39.333 --> 00:44:40.333
‫مامان؟

00:44:42.916 --> 00:44:47.790
‫مامان. مامان. مامان.
‫مامان. مامان. مامان.

00:45:04.541 --> 00:45:06.415
- کیرتوش!
- وای! اون چی بود؟

00:45:06.416 --> 00:45:09.457
‫تو منو کشوندی اینجا، مگه نه؟

00:45:09.458 --> 00:45:12.124
- ‫ولم کن!
- داری چه غلطی می‌کنی؟

00:45:12.125 --> 00:45:14.083
‫لعنتی!

00:45:17.750 --> 00:45:22.375
‫یه چیز زنده. یه چیز
‫مرده. پورشا، تمومش کن!

00:45:23.250 --> 00:45:25.125
‫یه چیز دزدی.

00:45:28.000 --> 00:45:29.916
‫یه چیز قرمز.

00:45:33.833 --> 00:45:37.752
[یه اتفاق خیلی بد قراره بی‌افته]

00:45:43.375 --> 00:45:45.415
‫چه بلایی سرم آوردی؟

00:45:46.000 --> 00:46:06.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]