﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:17.024 --> 00:00:24.024
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:29.010 --> 00:00:31.650
‫«موزه لوور»
سال ۱۹۷۵

00:00:36.061 --> 00:00:37.461
‫چه زیباست.

00:00:40.261 --> 00:00:41.821
‫داره به من زل زده.

00:00:43.781 --> 00:00:45.421
‫این یهوداست، مادر.

00:00:49.621 --> 00:00:50.861
‫سگ هم همین‌طور.

00:00:53.021 --> 00:00:54.461
‫اون فقط یه سگه.

00:00:55.021 --> 00:00:56.261
‫بیا.

00:01:01.781 --> 00:01:02.981
‫و این؟

00:01:04.901 --> 00:01:06.021
‫نمی‌دونم.

00:01:08.781 --> 00:01:10.461
‫احتمالاً تو اتاق اشتباهی آویزونش کردن.

00:01:12.501 --> 00:01:14.181
‫ازش خوشتون میاد؟

00:01:18.261 --> 00:01:20.101
‫این برای من هیچی نیست.

00:01:23.181 --> 00:01:24.181
‫منم همین‌طور.

00:01:24.501 --> 00:01:27.940
‫نه! از بقیه پایین‌تر نیست!

00:01:27.941 --> 00:01:30.461
‫به اندازه بقیه شاهکارها ارزش داره!

00:01:31.301 --> 00:01:35.501
‫کی تصمیم می‌گیره چی ارزش
‫نمایش دادن داره و چی نداره؟

00:01:35.781 --> 00:01:37.701
‫و محکومشون می‌کنه به فراموشی؟

00:01:38.021 --> 00:01:40.301
‫کی مسئوله؟ قدرت دست کیه؟

00:01:40.581 --> 00:01:42.261
‫قدرت دست کیه؟

00:01:42.501 --> 00:01:45.500
‫این کله‌گنده‌ها هستن که تصمیم
‫می‌گیرن چی زیباست و چی زشت.

00:01:45.501 --> 00:01:49.941
‫مدرکش اینه که هیچکس جلوی نقاشی من شوکه نشد،

00:01:50.141 --> 00:01:53.141
‫جلوی جوزپه مارگوتی که طغیان می‌کنه

00:01:53.421 --> 00:01:57.581
‫و حاضر نیست برای اثبات نبوغش خودکشی کنه!

00:01:57.781 --> 00:01:59.901
‫نه! منم مثل ون‌گوگ تموم نمی‌کنم!

00:02:00.101 --> 00:02:02.580
‫نه! من با هفت‌تیر به خودم شلیک نمی‌کنم!

00:02:02.581 --> 00:02:03.781
‫زنده باد آزادی!

00:02:03.901 --> 00:02:06.461
‫آزادی! آزادی!

00:02:11.061 --> 00:02:13.261
‫شما فرانسوی‌ها و این تکبرتون...

00:02:13.701 --> 00:02:15.741
‫من از استاد بزرگ استمداد می‌طلبم!

00:02:16.021 --> 00:02:19.101
‫من از میهن‌پرست بزرگ، وینچنزو
‫پروجا، استمداد می‌طلبم،

00:02:19.301 --> 00:02:21.581
‫کسی که مونا لیزا رو به وطنش برگردوند!

00:02:21.741 --> 00:02:23.421
‫زنده باد آزادی!

00:02:26.941 --> 00:02:29.541
«پورتوبلو»
[قسمت ۳]

00:02:31.501 --> 00:02:35.101
‫۴ اوت ۱۹۸۳

00:02:36.821 --> 00:02:38.181
‫دایرةالمعارف کامورا...

00:02:38.301 --> 00:02:39.380
‫[ناپل قلعه کاپوانو، دادگاه]

00:02:39.381 --> 00:02:41.221
‫چرت‌وپرت‌های ژورنالیستی.

00:02:42.461 --> 00:02:45.021
‫این سنگ‌نوشته‌ی رافائله کوتولوئه.

00:02:46.101 --> 00:02:49.741
‫- مطلب «لا رپوبلیکا» رو دیدی؟
‫- هنوز نه، چطور؟

00:02:50.381 --> 00:02:51.861
‫برو بخونش.

00:02:52.181 --> 00:02:54.821
‫پروژه شهیدسازی شروع شده.

00:02:55.821 --> 00:02:57.061
‫فونتانا...

00:02:58.021 --> 00:02:59.821
‫با این پرونده با احتیاط برخورد کن.

00:03:00.541 --> 00:03:01.581
‫باشه.

00:03:03.981 --> 00:03:06.061
‫بذارش اونجا، ممنون.

00:03:15.701 --> 00:03:19.661
‫و اگر تورتورا بی‌گناه باشد؟

00:04:01.101 --> 00:04:02.261
‫صبح بخیر.

00:04:03.621 --> 00:04:05.181
‫اینجا بشینید.

00:04:18.821 --> 00:04:21.501
‫- بهش چی بگیم؟
‫- منظورت چیه؟

00:04:21.821 --> 00:04:23.140
‫چه سوال مسخره‌ای!

00:04:23.141 --> 00:04:25.501
‫- نمی‌خوام حرف احمقانه‌ای بزنم.
‫- بس کن.

00:04:43.061 --> 00:04:44.461
‫منم.

00:04:55.341 --> 00:04:56.541
‫سلام.

00:05:05.541 --> 00:05:07.421
‫چرا سرت رو تراشیدن؟

00:05:08.141 --> 00:05:10.941
‫به خاطر شپش، مثل دوران دبستان.

00:05:14.221 --> 00:05:15.701
‫عصبانی هستی؟

00:05:16.581 --> 00:05:18.381
‫- کفری‌ای؟
‫- خیلی.

00:05:18.581 --> 00:05:19.581
‫خیلی زیاد.

00:05:20.021 --> 00:05:21.581
‫باید باشیم.

00:05:22.141 --> 00:05:24.581
‫پنکه به دردت خورد؟

00:05:25.181 --> 00:05:26.221
‫آره، خیلی.

00:05:26.941 --> 00:05:30.501
‫دادمش به یه زندانی که وضعش از من بدتره.

00:05:33.421 --> 00:05:35.301
‫چی برام آوردی؟

00:06:06.461 --> 00:06:09.541
‫ببخشید، بعضی وقتا یهو
‫بی‌دلیل گریه‌م می‌گیره،

00:06:09.741 --> 00:06:11.901
‫بعدش خودم رو جمع‌وجور می‌کنم، چون...

00:06:13.301 --> 00:06:14.661
‫نمی‌تونم به خودم اجازه بدم گریه کنم.

00:06:15.421 --> 00:06:17.861
‫پیش میاد دیگه، چیکار کنم؟

00:06:20.061 --> 00:06:22.501
‫ساعت مچیم رو پس گرفتم، نمی‌دونم چرا.

00:06:23.101 --> 00:06:26.981
‫روز اول مصادره‌ش کرده
‫بودن، می‌گفتن مجاز نیست.

00:06:27.141 --> 00:06:28.901
‫اینجا همه چی با فرم درخواسته.

00:06:29.261 --> 00:06:31.741
‫هر چیزی یه فرم درخواست لازم داره.

00:06:32.021 --> 00:06:35.301
‫تیغ؟ فرم درخواست. صابون؟ فرم درخواست.

00:06:35.741 --> 00:06:38.541
‫برای همه چی فرم درخواست. یه دنیای دیگه‌ست.

00:06:40.501 --> 00:06:41.621
‫سلام.

00:06:42.101 --> 00:06:43.461
‫می‌خوای؟

00:06:44.861 --> 00:06:46.741
‫همه‌شو بردار.

00:06:47.661 --> 00:06:49.501
‫- چی می‌گید بچه‌ها؟
‫- ممنونیم.

00:06:49.701 --> 00:06:51.341
‫اینا رو هم می‌خوای؟

00:06:56.101 --> 00:06:58.461
‫انزو، به زودی شرافتمندانه آزاد میشی.

00:06:59.221 --> 00:07:01.901
‫یه آدم مهم ازت دفاع کرده.

00:07:06.661 --> 00:07:08.140
‫و اگر تورتورا بی‌گناه باشد؟

00:07:08.141 --> 00:07:09.541
‫بالاخره!

00:07:09.901 --> 00:07:12.861
‫این تئاتر ابزورد داره...

00:07:14.661 --> 00:07:16.381
‫دیگه کلمات مناسب رو پیدا نمی‌کنم.

00:07:16.541 --> 00:07:19.501
‫قبلاً خیلی حاضر جواب بودم.

00:07:22.581 --> 00:07:24.021
‫چرا اینجوری نگام می‌کنی؟

00:07:25.341 --> 00:07:26.621
‫هیچی.

00:07:27.541 --> 00:07:28.621
‫هیچی.

00:07:29.141 --> 00:07:31.421
‫ببخشید، سوال احمقانه‌ایه.

00:07:34.021 --> 00:07:36.181
‫اصلاً به هر دلیلی داری که
‫اینجوری نگام می‌کنی، بکن.

00:07:48.101 --> 00:07:50.101
‫دیگه اینجا نیا.

00:07:56.181 --> 00:07:59.221
‫چندتا مدرک هست که باید امضا بشه.

00:08:00.221 --> 00:08:04.781
‫حداقل یکی از ما باید اجازه
‫داشته باشه، یا سیلویا یا من،

00:08:04.981 --> 00:08:07.741
‫که به حساب‌های بانکیت دسترسی داشته باشیم.

00:08:07.941 --> 00:08:09.701
‫برگردیم به دنیای واقعی.

00:08:10.461 --> 00:08:14.581
‫خرجی زنت، دخترا، قبض‌ها، قسط خونه...

00:08:15.781 --> 00:08:19.221
‫فکرشو بکن، قرار بود ۱۹۸ صفحه
‫از اون قرارداد رو امضا کنم

00:08:19.421 --> 00:08:21.341
‫همون روزی که دستگیر شدم.

00:08:22.021 --> 00:08:23.941
‫انزو، تو بی‌گناهی.

00:08:24.781 --> 00:08:26.781
‫اگه بخوای، امضاش می‌کنیم.

00:08:30.461 --> 00:08:32.421
‫تا وقتی پولدارها پولدارتر میشن

00:08:32.621 --> 00:08:35.340
‫و فقیرها فقیرتر، پیروزی ما حتمیه.

00:08:35.341 --> 00:08:38.660
‫سرمایه‌داری داره به سمت نابودی خودش میره.

00:08:38.661 --> 00:08:41.860
‫ولی باید صبور باشیم.
‫انقلابیون باید صبور باشن.

00:08:41.861 --> 00:08:45.581
‫گفتنش راحته که بگم منم یه زمانی
‫به این مزخرفات باور داشتم.

00:08:46.381 --> 00:08:48.101
‫کاملاً اشتباهه.

00:08:48.741 --> 00:08:52.341
‫حقیقت اینه که نمی‌دونم
‫چی بگم و این حتی بدتره.

00:08:54.461 --> 00:08:56.501
‫من اشتباه کردم و دیگه تمومش کردم.

00:08:57.301 --> 00:09:00.261
‫بالاخره یکی داره ازم دفاع می‌کنه.

00:09:08.621 --> 00:09:11.340
‫«توصیه به معاینه قلب و عروق می‌شود.»

00:09:11.341 --> 00:09:13.701
‫«مشکلات آئورت.»

00:09:29.621 --> 00:09:31.501
‫چه موهای پری داری.

00:09:33.061 --> 00:09:34.701
‫مال تو هم دوباره درمیاد.

00:09:43.341 --> 00:09:45.861
‫دیگه چقدر می‌خوان منو اینجا نگه دارن؟

00:09:49.301 --> 00:09:51.540
‫گزارش پزشکی رو خوندم،

00:09:51.541 --> 00:09:52.621
‫حالت خوب نیست.

00:09:54.781 --> 00:09:57.781
‫فشار خونت بالاست و آئورتت...

00:09:57.981 --> 00:09:59.821
‫خب، خودت که می‌دونی.

00:10:00.421 --> 00:10:03.260
‫با توجه به این موضوع، می‌تونیم
‫درخواست حصر خانگی بدیم.

00:10:03.261 --> 00:10:06.580
‫- تو این زندان نمی‌تونن درمانت کنن.
‫- بهش فکر هم نمی‌کنم.

00:10:06.581 --> 00:10:08.541
‫این تسلیم شدن نیست، حقته!

00:10:08.741 --> 00:10:12.580
‫آزاد، تو خونه‌ات. می‌تونی
‫خانواده و دوستات رو ببینی.

00:10:12.581 --> 00:10:14.661
‫و می‌تونیم دفاعیه بهتری برات آماده کنیم.

00:10:15.061 --> 00:10:17.581
‫و اگه واقعاً منو حصر خانگی کنن چی؟

00:10:17.861 --> 00:10:19.141
‫بیا امیدوار باشیم.

00:10:19.341 --> 00:10:23.061
‫روزنامه‌ها می‌نویسن فقط چون انزو
‫تورتورا هستم این حکم رو گرفتم.

00:10:23.261 --> 00:10:27.620
‫و اگه درخواست رد بشه، ثابت
‫می‌کنه که من یه گانگستر خطرناکم،

00:10:27.621 --> 00:10:31.701
‫که سعی کرده امتیازات ویژه بگیره،
‫و قاضی‌ها هم خوشحال‌تر میشن.

00:10:33.341 --> 00:10:36.301
‫من آزاد میشم چون بی‌گناهم.

00:10:36.501 --> 00:10:39.061
‫از هیچکس لطفی نمی‌خوام.

00:10:41.941 --> 00:10:44.101
‫باشه، حصر خانگی نه.

00:10:47.781 --> 00:10:49.741
‫انزو، من نگرانم.

00:10:50.861 --> 00:10:54.581
‫قاضی به زودی در مورد کیفرخواستت حکم میده،

00:10:54.781 --> 00:10:57.741
‫و هرچی تعداد کسایی که به بی‌گناهیت باور
‫دارن بیشتر میشه، اونا عصبانی‌تر میشن.

00:10:58.101 --> 00:10:59.380
‫خب که چی؟

00:10:59.381 --> 00:11:04.421
‫من به تنهایی نمی‌تونم این کار رو
‫بکنم، باید تیم دفاعت رو قوی‌تر کنیم.

00:11:04.981 --> 00:11:06.021
‫باشه.

00:11:07.301 --> 00:11:08.780
‫کسی رو تو ذهنت داری؟

00:11:08.781 --> 00:11:10.421
‫بهترینشون رو.

00:11:11.341 --> 00:11:13.980
‫و ازشون می‌خوایم تو رو به
‫جایی نزدیک‌تر به خونه منتقل کنن،

00:11:13.981 --> 00:11:16.941
‫جایی که حداقل بتونن یه نوار قلب ازت بگیرن.

00:11:18.421 --> 00:11:19.741
‫باشه.

00:11:20.781 --> 00:11:24.461
‫می‌خوام اینا پیش تو بمونه.
‫اگه خواستی بندازشون دور.

00:11:24.581 --> 00:11:26.101
‫۱۵ اوت ۱۹۸۳

00:11:29.621 --> 00:11:30.781
‫ممنون.

00:11:41.741 --> 00:11:46.061
‫این همه کارت پستال‌های
‫قشنگی که برام فرستادن...

00:11:46.501 --> 00:11:49.181
‫- ممنون!
‫- می‌تونی نگهشون داری.

00:11:52.061 --> 00:11:54.660
‫می‌تونم یه چیزی ازت
‫بپرسم که هیچوقت نپرسیدم؟

00:11:54.661 --> 00:11:55.741
‫حتماً.

00:11:57.581 --> 00:11:59.061
‫تو چرا اینجایی؟

00:12:03.501 --> 00:12:05.261
‫به مادرم کمک کردم.

00:12:12.421 --> 00:12:13.541
‫ممنون.

00:12:14.581 --> 00:12:17.021
‫خیلی خب، ممنون بابت همه چیز...

00:12:19.901 --> 00:12:22.021
‫اگه بخوای می‌تونیم به هم نامه بنویسیم.

00:12:24.541 --> 00:12:25.821
‫خداحافظ، انزو.

00:12:45.781 --> 00:12:47.901
‫خداحافظ، انزو!

00:12:48.181 --> 00:12:49.581
‫خداحافظ.

00:12:51.301 --> 00:12:53.221
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ، انزو!

00:12:54.301 --> 00:12:56.141
‫خداحافظ، ویتوریو.

00:13:26.861 --> 00:13:28.541
‫ماه دیگه دارم ازدواج می‌کنم.

00:13:28.741 --> 00:13:31.661
‫- کی خرجش رو میده؟
‫- پدر عروس.

00:13:32.301 --> 00:13:35.061
‫ببخشید، می‌تونم پنجره رو باز کنم؟

00:13:36.981 --> 00:13:39.861
‫- شما چند وقته که ازدواج کردین؟
‫- چهار سال.

00:13:40.701 --> 00:13:43.381
‫می‌تونم یه کم پنجره رو باز کنم؟

00:13:44.101 --> 00:13:45.861
‫باید اجازه بگیرم.

00:13:46.301 --> 00:13:49.581
‫زندانی می‌خواد پنجره
‫رو باز کنه، چیکار کنم؟

00:13:51.341 --> 00:13:52.621
‫باشه.

00:13:53.141 --> 00:13:54.221
‫بازش کن.

00:13:54.701 --> 00:13:55.901
‫ممنون.

00:15:27.461 --> 00:15:30.141
‫- دستشویی داری؟
‫- نه، ممنون.

00:15:36.061 --> 00:15:38.501
‫آقای تورتورا، یه عکس! یه عکس!

00:15:41.421 --> 00:15:42.461
‫خواهش می‌کنم!

00:15:47.381 --> 00:15:49.221
‫- کی اون توئه؟
‫- تورتورا.

00:15:50.101 --> 00:15:51.501
‫تورتوراست!

00:15:54.021 --> 00:15:56.461
‫تورتورا! قوی و شجاع باش!

00:15:56.941 --> 00:15:59.101
‫دارین کجا می‌برینش؟

00:16:01.141 --> 00:16:04.180
‫انزو، نگران نباش، منم زندان بودم.

00:16:04.181 --> 00:16:05.820
‫عادت می‌کنی!

00:16:05.821 --> 00:16:09.860
‫- مواد مخدر می‌فروخت، کوکائین.
‫- شرط می‌بندم سر چندتا سیگاری بوده.

00:16:09.861 --> 00:16:11.341
‫همه‌مون یکی کشیدیم!

00:16:11.581 --> 00:16:13.621
‫منم چندتا سیگاری کشیدم، انزو!

00:16:15.341 --> 00:16:19.060
‫انزو، من خیلی بهت زنگ زدم. مامانم
‫عاشقته، داره برات دعا می‌کنه!

00:16:19.061 --> 00:16:20.661
‫خجالت نکش، صورتت رو نشون بده.

00:16:23.461 --> 00:16:24.621
‫بذارین رد شم.

00:16:25.141 --> 00:16:26.981
‫بذارین رد شم... ممنون.

00:16:28.901 --> 00:16:31.101
‫قوی باش!

00:16:31.981 --> 00:16:33.941
‫ما طرف توایم، انزو!

00:16:37.101 --> 00:16:39.421
‫آقای تورتورا، آب می‌خواین؟

00:16:40.021 --> 00:16:41.261
‫نه.

00:16:41.981 --> 00:16:43.421
‫تسلیم نشو، تورتورا!

00:17:14.061 --> 00:17:17.581
‫بازداشتگاه برگامو

00:17:26.621 --> 00:17:29.141
‫- رسیدیم؟
‫- بله، ما تو برگامو هستیم.

00:17:45.821 --> 00:17:48.141
‫اولین ساختمون سمت چپ.

00:18:45.341 --> 00:18:46.460
‫چی می‌خواین؟

00:18:46.461 --> 00:18:48.701
‫انزو تورتورا اینجاست؟

00:18:49.661 --> 00:18:51.061
‫برو ببین.

00:18:55.981 --> 00:18:57.181
‫عصر بخیر.

00:18:57.381 --> 00:18:58.381
‫رینالدی.

00:18:58.901 --> 00:19:02.820
‫ایشان آقای کورسو، همکارم هستن.
‫ما عکاس‌های روزنامه ل‌آلبا هستیم.

00:19:02.821 --> 00:19:05.341
‫این همون طوطی توی برنامه تلویزیونیه؟

00:19:06.181 --> 00:19:09.301
‫بله، همین‌طوره. حیوانات خیلی حساسی هستن.

00:19:09.421 --> 00:19:12.181
‫طوطیه فهمیده صاحبش
‫اینجاست و می‌خواد ببینتش.

00:19:13.661 --> 00:19:16.061
‫نمی‌تونیم حیوانات رو راه بدیم داخل.

00:19:16.341 --> 00:19:18.701
‫اگه طوطی رو بذارم روی شونه‌تون چی؟

00:19:18.981 --> 00:19:23.500
‫می‌تونم یه عکس بگیرم و فردا تورتورا
‫اون رو تو صفحه اول روزنامه می‌بینه.

00:19:23.501 --> 00:19:28.101
‫وقتی تورتورا آزاد بشه، این محبت شما رو
‫یادش می‌مونه و به برنامه‌اش دعوتتون می‌کنه.

00:19:31.301 --> 00:19:32.661
‫طوطی.

00:19:33.941 --> 00:19:35.061
‫عالیه!

00:19:35.261 --> 00:19:36.420
‫این یکی.

00:19:36.421 --> 00:19:38.901
‫طوطی رو نگاه کن... خودشه.

00:19:39.341 --> 00:19:40.581
‫- می‌بینیش؟
‫- آره.

00:19:40.781 --> 00:19:44.661
‫عالیه، خیلی ممنون. عصر بخیر.

00:19:48.261 --> 00:19:49.501
‫اجازه هست؟

00:19:51.901 --> 00:19:53.141
‫قهوه؟

00:19:53.621 --> 00:19:55.061
‫بله، ممنون.

00:20:04.501 --> 00:20:06.781
‫- روز خوبی داشته باشید.
‫- شما هم همین‌طور.

00:20:38.461 --> 00:20:40.661
‫صبح بخیر.

00:20:40.941 --> 00:20:42.981
‫می‌خوای با ما بیای مراسم عشای ربانی؟

00:20:43.581 --> 00:20:45.981
‫ممنونم پدر، ولی من آدم معتقدی نیستم.

00:20:46.261 --> 00:20:48.221
‫مهم نیست که تو باور نداری،

00:20:48.981 --> 00:20:50.701
‫من به اندازه هر دومون ایمان دارم.

00:20:52.621 --> 00:20:53.661
‫باشه.

00:20:54.221 --> 00:20:57.261
‫- روز خوبی داشته باشی.
‫- ممنون، شما هم همین‌طور.

00:21:07.981 --> 00:21:09.701
‫صبح بخیر، آقای تورتورا.

00:21:09.981 --> 00:21:11.300
‫صبح بخیر.

00:21:11.301 --> 00:21:13.101
‫براتون روزنامه آوردم.

00:21:13.301 --> 00:21:15.380
‫- ممنون.
‫- در مورد شما نوشتن.

00:21:15.381 --> 00:21:16.621
‫ممنون.

00:21:20.141 --> 00:21:21.781
‫مارشال من رو فرستاده.

00:21:22.821 --> 00:21:27.461
‫خوب می‌شه اگه شما، به عنوان
‫یه آدم مشهور و بافرهنگ،

00:21:27.661 --> 00:21:31.541
‫یه قصیده یا شعر برای روز
‫قدیس رئیس زندان بخونید.

00:21:31.861 --> 00:21:34.221
‫چه شعری باید بخونم؟

00:21:34.581 --> 00:21:37.661
‫می‌تونید خودتون یکی بنویسید، یه چیز کوتاه.

00:21:38.301 --> 00:21:40.701
‫فقط برای بزرگداشتش. امروز روز قدیس روکوئه.

00:21:41.541 --> 00:21:44.540
‫قافیه‌دار، یا حتی شعر نو.

00:21:44.541 --> 00:21:48.340
‫چرا باید این کار رو بکنم؟
‫من حتی تا حالا ندیدمش.

00:21:48.341 --> 00:21:50.901
‫- اون رئیس زندانه.
‫- فهمیدم، ولی...

00:21:51.301 --> 00:21:53.141
‫شما مجری تلویزیون فوق‌العاده‌ای هستید.

00:21:54.141 --> 00:21:56.461
‫من هیچوقت ندیدم اشتباه کنید.

00:21:58.341 --> 00:22:02.181
‫خوندم که دوست ندارید
‫خودتون رو مجری معرفی کنید،

00:22:02.381 --> 00:22:04.741
‫بلکه بیشتر میزبان.

00:22:06.061 --> 00:22:07.461
‫یک مؤلف،

00:22:07.661 --> 00:22:09.381
‫یک نویسنده.

00:22:09.581 --> 00:22:14.701
‫پس ازتون می‌خوام که به نمایندگی از همه
‫هم‌بندهای بدشانستون، این شعر رو بنویسید.

00:22:15.221 --> 00:22:17.941
‫دوست من، این کار مسخره‌اس.

00:22:18.821 --> 00:22:21.021
‫به مارشال بگو نمی‌تونم...

00:22:23.661 --> 00:22:26.661
‫راستش، از طرف من صمیمانه ازش تشکر کن

00:22:26.861 --> 00:22:30.301
‫و بهش بگو خیلی مفتخرم، ولی
‫اصلا حس و حالش رو ندارم.

00:22:31.061 --> 00:22:36.021
‫حداقل به جشن بیاید، برای ما خیلی مهمه.

00:22:37.021 --> 00:22:39.061
‫باشه، در موردش فکر می‌کنم.

00:22:39.421 --> 00:22:40.821
‫ممنون.

00:22:50.221 --> 00:22:52.701
‫طوطی در زندان، بازداشت‌شده با تورتورا

00:23:09.261 --> 00:23:14.021
‫روز قدیس مبارک، رئیس زندان

00:23:27.541 --> 00:23:31.021
‫ببخشید، دارید چه تمرینی می‌کنید؟

00:23:31.461 --> 00:23:35.141
‫این تمرین «ذن» برای خالی کردن ذهن و وجوده.

00:23:36.181 --> 00:23:39.541
‫شما هم می‌خواید امتحان کنید؟ براتون خوبه.

00:23:39.981 --> 00:23:44.301
‫باید خودم رو از تمام خشمی
‫که درونم دارم خالی کنم.

00:23:46.101 --> 00:23:47.541
‫ولی نمی‌خوام،

00:23:48.421 --> 00:23:51.021
‫چون این خشم کمکم می‌کنه دیوونه نشم.

00:23:51.661 --> 00:23:52.901
‫می‌فهمم.

00:24:00.781 --> 00:24:03.180
‫خانم‌ها و آقایان، عصر بخیر.

00:24:03.181 --> 00:24:06.301
‫در روز قدیس روکو، حامی طاعون‌زدگان،

00:24:06.501 --> 00:24:11.660
‫بیماران، رانده‌شدگان، مسافران و زائران،

00:24:11.661 --> 00:24:14.820
‫سنگ‌تراشان، معلولان،

00:24:14.821 --> 00:24:16.381
‫و سگ‌ها،

00:24:16.621 --> 00:24:18.701
‫در روز قدیس رئیس زندان ما،

00:24:18.901 --> 00:24:22.221
‫هم‌بند ما چند بیت شعر ناقابل سروده.

00:24:31.221 --> 00:24:33.621
‫«درون دیوارهای زندان‌های دیگر ایتالیا،

00:24:34.221 --> 00:24:36.461
‫عجیب‌ترین سالن‌ها را دیده‌ایم.

00:24:38.661 --> 00:24:42.021
‫تنگ، دراز، زشت و کج و کوله،

00:24:42.901 --> 00:24:45.261
‫آرزو می‌کردیم مرگ زودتر فرا برسد.

00:24:46.581 --> 00:24:49.501
‫به خاطر لگدها و مشت‌ها،

00:24:49.701 --> 00:24:51.701
‫به خاطر ساس‌ها و سوسک‌ها،

00:24:51.981 --> 00:24:54.861
‫به خاطر کمبود هوا و بوی گند زیاد

00:24:55.861 --> 00:24:59.660
‫به خاطر سکوت و هیاهو.

00:24:59.661 --> 00:25:02.181
‫اما، دوستان عزیز، اینجا فرق می‌کند،

00:25:02.861 --> 00:25:05.781
‫ما زندانی هستیم، اما شادمان.

00:25:05.981 --> 00:25:08.541
‫اینجا زندان سان ویتوره نیست،

00:25:08.741 --> 00:25:10.661
‫پس زنده باد رئیس زندان!»

00:25:38.421 --> 00:25:41.101
‫می‌تونم بپرسم چرا اینجایید؟

00:25:41.941 --> 00:25:43.501
‫زنم رو کشتم.

00:25:45.541 --> 00:25:47.101
‫سال‌ها پیش.

00:25:49.661 --> 00:25:51.301
‫دیگه این کار رو نمی‌کنم.

00:25:53.621 --> 00:25:57.381
‫طب چینی به من آرامش با دنیا رو هدیه داده.

00:25:58.941 --> 00:26:00.381
‫بهم آرامش درونی داده،

00:26:00.781 --> 00:26:02.221
‫حتی اینجا.

00:26:05.941 --> 00:26:07.701
‫زندگی عجیبه!

00:26:10.621 --> 00:26:11.941
‫ببخشید.

00:26:12.421 --> 00:26:14.821
‫میشه افتخار رقص والس رو داشته باشم

00:26:15.021 --> 00:26:17.181
‫با چنین مرد مشهوری؟

00:26:17.301 --> 00:26:20.220
‫- از من دیگه گذشته.
‫- یه عکس چطوره؟

00:26:20.221 --> 00:26:21.661
‫آره، حتما.

00:26:30.741 --> 00:26:31.821
‫ممنون.

00:26:37.781 --> 00:26:40.501
‫دادستان کل میلان

00:26:41.221 --> 00:26:43.581
‫من از تورتورای قاچاقچی
‫مواد برایتان خواهم گفت

00:26:48.541 --> 00:26:50.700
‫بگید ببینم، آقای مارگوتی،

00:26:50.701 --> 00:26:54.421
‫چرا پیش مقامات قضایی نرفتید

00:26:54.621 --> 00:26:56.901
‫به جای اینکه همه چیز
‫رو به یه روزنامه بگید؟

00:26:57.901 --> 00:27:00.101
‫جرایم اول باید گزارش بشن.

00:27:00.581 --> 00:27:01.821
‫بهش فکر نکرده بودم.

00:27:02.181 --> 00:27:03.861
‫بهش فکر نکردی...

00:27:05.181 --> 00:27:08.141
‫و برای این کار پولی هم گرفتی؟

00:27:08.741 --> 00:27:10.261
‫یه پول ناچیزی برای جبران.

00:27:10.541 --> 00:27:13.581
‫چقدر؟ به هر حال ما زود می‌فهمیم.

00:27:14.021 --> 00:27:15.341
‫ده میلیون لیر.

00:27:15.621 --> 00:27:17.701
‫عجب! زیرمیزی؟

00:27:20.061 --> 00:27:23.861
‫حالا هر چی به روزنامه
‫گفتی رو به ما هم می‌گی؟

00:27:25.541 --> 00:27:26.701
‫منشی دادگاه، برای ثبت در صورت‌جلسه.

00:27:27.461 --> 00:27:29.701
‫نوامبر سال ۱۹۷۹ بود،

00:27:30.581 --> 00:27:34.901
‫انزو تورتورا داشت توی یه مراسم برای
‫یونیسف در تله لومباردیا کار می‌کرد.

00:27:35.101 --> 00:27:39.861
‫من تابلویی رو که ۱۰ سال قبل تو موزه لوور
‫به نمایش گذاشته بودم، با خودم برده بودم.

00:27:40.061 --> 00:27:42.541
‫قرار بود یه هدیه باشه،

00:27:42.981 --> 00:27:45.181
‫یه کمک برای نیازمندان.

00:27:45.621 --> 00:27:48.381
‫یه جایی، همسرم گفت،

00:27:48.701 --> 00:27:50.181
‫«شورتم داره از پام میفته.»

00:27:51.541 --> 00:27:53.501
‫منم دستش رو گرفتم.

00:27:54.461 --> 00:27:56.661
‫روزالبا، با یه دست ماهرانه،

00:27:57.501 --> 00:28:00.061
‫هم دامن و هم شورتش رو نگه داشت،

00:28:00.461 --> 00:28:02.181
‫و خیلی آروم

00:28:02.541 --> 00:28:05.100
‫از استودیوی تلویزیون خارج شدیم.

00:28:05.101 --> 00:28:08.101
‫خودمون رو توی یه راهرو پشت صحنه دیدیم.

00:28:08.301 --> 00:28:10.541
‫من دست همسرم رو گرفته بودم،

00:28:10.741 --> 00:28:13.461
‫و همسرم هم شورت و دامنش رو گرفته بود.

00:28:13.861 --> 00:28:17.061
‫این‌طوری، خیلی آروم راه می‌رفتیم،

00:28:17.261 --> 00:28:21.101
‫توی راهرو تا اینکه به یه در رسیدیم.

00:28:21.501 --> 00:28:23.901
‫رفتیم داخل رختکن،

00:28:24.381 --> 00:28:26.821
‫بعد رفتیم پشت یه پارتیشن،

00:28:27.501 --> 00:28:30.301
‫و من این‌طوری زانو زدم،

00:28:31.981 --> 00:28:36.341
‫و شروع کردم به ور رفتن با کش شورت همسرم.

00:28:36.541 --> 00:28:39.861
‫همون لحظه، یکی وارد اتاق شد.

00:28:40.861 --> 00:28:42.141
‫انزو تورتورا.

00:28:42.781 --> 00:28:47.180
‫با تورتورا سه تا مرد متشخص
‫با کت‌های دو دکمه بودن.

00:28:47.181 --> 00:28:49.501
‫یکیشون یه کیف سامسونت داشت.

00:28:51.261 --> 00:28:53.221
‫خلاصه انزو...

00:28:53.541 --> 00:28:55.621
‫ببخشید، از روی صمیمیت بهش می‌گم انزو.

00:28:56.021 --> 00:28:57.541
‫لطفاً بفرمایید بنشینید.

00:28:57.741 --> 00:28:59.780
‫اجازه بدید تمومش کنم.

00:28:59.781 --> 00:29:02.901
‫انزو دستش رو برد توی کتش

00:29:04.061 --> 00:29:08.421
‫و از جیب داخلیش یه کیسه
‫پلاستیکی کوچیک درآورد

00:29:08.821 --> 00:29:12.461
‫و با یه حرکت سریع و عصبی دادش به یکیشون.

00:29:13.221 --> 00:29:15.861
‫قیافه‌اش مثل آدمای گردن‌کلفت بود.

00:29:16.301 --> 00:29:19.421
‫مرده کیسه پلاستیکی رو باز کرد،

00:29:20.861 --> 00:29:23.781
‫انگشتش رو کرد توش،

00:29:24.181 --> 00:29:27.901
‫انگشتش رو از کیسه درآورد...

00:29:28.781 --> 00:29:30.341
‫پودر سفید.

00:29:30.541 --> 00:29:33.141
‫من و همسرم، که هنوز پشت پارتیشن بودیم،

00:29:33.861 --> 00:29:35.621
‫خشک‌مون زده بود، میخکوب شده بودیم.

00:29:36.061 --> 00:29:37.181
‫آره، ولی...

00:29:37.941 --> 00:29:41.021
‫مرده انگشتش رو گذاشت تو دهنش

00:29:41.541 --> 00:29:43.140
‫و چشیدش.

00:29:43.141 --> 00:29:45.941
‫بعد سرش رو تکون داد که یعنی «خوبه».

00:29:46.421 --> 00:29:51.180
‫اون یکی مرده کیف رو داد
‫به انزو و اونم بازش کرد.

00:29:51.181 --> 00:29:53.260
‫از پشت پارتیشن دیدم

00:29:53.261 --> 00:29:57.741
‫یه عالمه اسکناس که کاملاً
‫بسته‌بندی و روی هم چیده شده بود.

00:29:58.141 --> 00:30:00.141
‫انزو به پولا نگاه کرد،
‫به اون سه نفر نگاه کرد،

00:30:00.341 --> 00:30:02.901
‫بعد سرش رو تکون داد که
‫یعنی «همه‌چی درسته».

00:30:03.101 --> 00:30:05.780
‫کیف رو بست و رفت.

00:30:05.781 --> 00:30:07.661
‫کافیه، آقای مارگوتی.

00:30:08.981 --> 00:30:10.861
‫لطفاً بفرمایید بنشینید.

00:30:11.541 --> 00:30:17.021
‫منشی دادگاه نمی‌تونه این جور
‫نمایش‌های تئاتری رو دنبال کنه.

00:30:17.981 --> 00:30:20.261
‫ما باید اینا رو بنویسیم.

00:30:20.461 --> 00:30:23.421
‫من رو ببخشید، آخه تصویرسازی زندگی منه.

00:30:23.701 --> 00:30:27.061
‫من هر ثانیه از زندگیم یه نقاشم،

00:30:27.261 --> 00:30:28.980
‫حتی وقتی خوابم.

00:30:28.981 --> 00:30:30.581
‫خیلی خب، بفرمایید بنشینید.

00:30:35.341 --> 00:30:40.260
‫و شما مطمئنید که اون انزو تورتورا بود؟

00:30:40.261 --> 00:30:42.741
‫البته، همون‌طور که گفتم، باعث افتخارمه...

00:30:42.941 --> 00:30:47.660
‫در واقع، باعث افتخارم بود که
‫دوستش باشم، الان باعث ننگه.

00:30:47.661 --> 00:30:50.661
‫باید بهتون هشدار بدم، آقای مارگوتی،

00:30:52.141 --> 00:30:56.261
‫که شما مسئولیت قانونی

00:30:56.541 --> 00:31:00.740
‫این اتهام خیلی جدی رو که
‫دارید می‌زنید به عهده می‌گیرید.

00:31:00.741 --> 00:31:02.741
‫البته، می‌دونم.

00:31:03.461 --> 00:31:07.781
‫لطفاً یه لحظه اجازه بدید. یه
‫هدیه کوچیک براتون آوردم.

00:31:08.301 --> 00:31:10.901
‫- هدیه؟
‫- بله، یه هدیه.

00:31:11.101 --> 00:31:13.621
‫یه چاپ سنگی که خودم درست کردم.

00:31:13.821 --> 00:31:17.700
‫فقط ۱۰۰ نسخه ازش درست کردم.
‫این یه هدیه کوچیک برای شماست.

00:31:17.701 --> 00:31:20.421
‫نه، تو را خدا. ادامه بدیم.

00:31:20.621 --> 00:31:24.581
‫بذارید داستانتون رو دوباره بشنویم، آروم.

00:31:25.021 --> 00:31:27.061
‫حتماً. آروم.

00:31:39.000 --> 00:31:46.000
آوا‌مــووی

00:31:57.261 --> 00:31:58.581
‫شما کی هستی؟

00:31:59.781 --> 00:32:02.181
‫من جوزپه اسکوئری هستم، یه کارآموز.

00:32:02.501 --> 00:32:04.701
‫می‌تونم بپرسم دارید چی کار می‌کنید؟

00:32:05.421 --> 00:32:07.860
‫- دزدی؟
‫- نه، دزد نیستم.

00:32:07.861 --> 00:32:08.940
‫باید یه چیزی تایپ کنم،

00:32:08.941 --> 00:32:12.940
‫ولی ما کارمندای رده پایین سر چند
‫تا ماشین تحریر با هم دعوا داریم.

00:32:12.941 --> 00:32:14.980
‫- داری می‌دزدیش؟
‫- نه.

00:32:14.981 --> 00:32:17.381
‫به محض اینکه کارم تموم بشه برش می‌گردونم.

00:32:18.141 --> 00:32:21.101
‫بعضیا با قفل و زنجیر بستنشون به میزشون!

00:32:22.341 --> 00:32:23.581
‫اوه، جداً؟

00:32:24.701 --> 00:32:25.781
‫ادامه بده.

00:32:55.541 --> 00:32:59.821
‫نگری به فرانسه فرار کرد؟

00:33:04.221 --> 00:33:05.501
‫انزو.

00:33:07.701 --> 00:33:08.701
‫سلام.

00:33:09.421 --> 00:33:11.341
‫اجازه بدید شما رو به
‫پروفسور دال‌اورا معرفی کنم.

00:33:11.541 --> 00:33:15.221
‫پروفسور، ممنونم. خوشحالم که قبول کردید.

00:33:15.421 --> 00:33:17.261
‫احساس می‌کنم وظیفه‌مه.

00:33:17.461 --> 00:33:20.981
‫هیچی ندارن. نه مدرکی، نه کیفرخواستی.

00:33:21.181 --> 00:33:24.141
‫امیدوار باشیم. این آقای فونتانا چی؟

00:33:24.341 --> 00:33:28.861
‫ببینیم چی می‌شه. اون تصمیم می‌گیره
‫که پرونده مختومه بشه یا به دادگاه بره.

00:33:34.901 --> 00:33:35.941
‫پروفسور.

00:33:57.901 --> 00:34:00.381
‫همه این‌ها ثبت میشه.

00:34:13.661 --> 00:34:14.861
‫شروع کنیم.

00:34:17.101 --> 00:34:19.541
‫جوزپه پوکا رو می‌شناسی؟

00:34:21.821 --> 00:34:25.060
‫نه، اسمش رو این چند
‫روز تو روزنامه‌ها خوندم

00:34:25.061 --> 00:34:27.660
‫ولی تو عمرم ندیدمش.

00:34:27.661 --> 00:34:30.461
‫اون عضو کاموراست،
‫الان هم زندانه.

00:34:31.101 --> 00:34:35.901
‫اسم و شماره تلفنت تو
‫دفتر خاطراتش پیدا شده.

00:34:36.941 --> 00:34:39.781
‫ببینید، شماره من عمومیه.

00:34:40.741 --> 00:34:43.741
‫تو دفترچه تلفن میلان هست.

00:34:44.301 --> 00:34:46.341
‫راستش، شوکه شدم

00:34:46.541 --> 00:34:49.941
‫که اسمم تو دفتر خاطرات یه قاتل پیدا شده

00:34:50.141 --> 00:34:53.221
‫و کسی من رو از خطری
‫که تهدیدم می‌کرد آگاه نکرد.

00:34:53.421 --> 00:34:57.941
‫و هیچ ایده‌ای نداری چرا اسمت
‫تو دفتر خاطرات پوکا بوده؟

00:34:58.301 --> 00:35:00.621
‫نه، من توضیحی براش ندارم.

00:35:01.421 --> 00:35:04.901
‫ممکنه یه اشتباه تو رونویسی
‫باشه، یا یه نفر با اسم مشابه.

00:35:07.621 --> 00:35:12.061
‫می‌تونم دفتر خاطرات جوزپه پوکا رو ببینم؟

00:35:12.621 --> 00:35:15.461
‫نه، فعلاً امکانش نیست.

00:35:15.901 --> 00:35:20.061
‫با این حال، به نظر می‌رسه اون دفتر
‫مال پوکا نیست بلکه مال دوست‌دخترشه،

00:35:21.061 --> 00:35:22.741
‫آسونتا کاتونه.

00:35:24.021 --> 00:35:25.501
‫می‌شناسیش؟

00:35:26.821 --> 00:35:28.101
‫نه، اصلاً نمی‌دونم کیه.

00:35:28.501 --> 00:35:33.181
‫حداقل می‌تونید بگید کی
‫می‌شه دفتر خاطرات رو دید؟

00:35:33.341 --> 00:35:35.621
‫به نظرم این حق ماست.

00:35:35.821 --> 00:35:40.020
‫در مورد کارایی ادارات ما
‫هیچ توهمی نداشته باشید.

00:35:40.021 --> 00:35:42.181
‫قاضی، یه نفر تو زندانه.

00:35:42.301 --> 00:35:45.220
‫باور کنید، ما معجزه می‌کنیم.

00:35:45.221 --> 00:35:47.781
‫دفتر خاطرات وجود داره، مطمئن باشید.

00:35:49.221 --> 00:35:51.021
‫به وقتش می‌بینیدش.

00:35:51.221 --> 00:35:55.301
‫پس شما و وکلاتون همه
‫اتهامات رو رد می‌کنید،

00:35:55.461 --> 00:35:57.181
‫می‌گید که این تهمته.

00:35:57.381 --> 00:36:02.340
‫ولی هیچ ایده‌ای نداری چرا این
‫همه آدم دارن بهت اتهام می‌زنن؟

00:36:02.341 --> 00:36:05.861
‫منم از ۱۷ ژوئن دارم همین
‫رو از خودم می‌پرسم.

00:36:06.701 --> 00:36:09.940
‫نمی‌دونم. شاید دیوانگیه؟

00:36:09.941 --> 00:36:13.901
‫در این مورد، منظورم پاندیکو هست،

00:36:14.141 --> 00:36:19.460
‫که تشخیص داده شده به نوع
‫شدیدی از پارانویا مبتلاست.

00:36:19.461 --> 00:36:22.860
‫چیزی که آقای تورتورا می‌خواد بگه
‫اینه که شاهدها قابل اعتماد نیستن،

00:36:22.861 --> 00:36:24.580
‫حتی پاسکواله بارا.

00:36:24.581 --> 00:36:27.101
‫- و نه فقط اونا.
‫- درسته...

00:36:27.381 --> 00:36:32.700
‫جوزپه مارگوتی، نقاشی که
‫تبدیل به یه شاهد کلیدی شده.

00:36:32.701 --> 00:36:34.741
‫اون یه بدنام‌کننده حرفه‌ایه

00:36:34.941 --> 00:36:39.100
‫که از روزنامه‌ها پول
‫می‌گیره تا کمی دیده بشه.

00:36:39.101 --> 00:36:42.341
‫این چهارمین باره که مارگوتی
‫داستانش رو فروخته،

00:36:42.541 --> 00:36:45.700
‫در ازای پنج یا ده میلیون لیر، و
‫این آخرین بار هم نخواهد بود.

00:36:45.701 --> 00:36:48.980
‫مارگوتی جلوی دفتر دادستانی
‫میلان هم شهادت داده،

00:36:48.981 --> 00:36:50.981
‫که بعدش اون رو برای ما فرستادن.

00:36:51.301 --> 00:36:55.020
‫ما درخواست داریم که اون به جرم
‫شهادت دروغ و تهمت متهم بشه.

00:36:55.021 --> 00:36:58.341
‫می‌تونید این کار رو بکنید، حق شماست،

00:36:58.541 --> 00:37:00.421
‫ولی به من نگید.

00:37:00.621 --> 00:37:04.381
‫این دفتر دادستانیه که در مورد
‫اعتبار شاهد تصمیم می‌گیره.

00:37:04.661 --> 00:37:06.981
‫شما که به هر حال تصمیمتون رو گرفتید.

00:37:08.301 --> 00:37:09.541
‫ببخشید؟

00:37:09.901 --> 00:37:11.181
‫هیچی.

00:37:11.781 --> 00:37:15.021
‫این رو ننویس. فقط وقتی
‫بنویس که من بهت می‌گم.

00:37:15.221 --> 00:37:20.341
‫دیدگاه شما هر روز تو روزنامه‌ها،
‫سیاه‌وسفید، منتشر می‌شه.

00:37:21.421 --> 00:37:25.501
‫نقطه شروع درست باید اصل برائت باشه،

00:37:25.701 --> 00:37:29.661
‫ولی شما از این پیش‌داوری شروع
‫کردید که تورتورا گناهکاره.

00:37:29.861 --> 00:37:31.501
‫پیش‌داوری قبل از قضاوت میاد

00:37:32.021 --> 00:37:35.700
‫و شما دارید از روزنامه‌ها استفاده می‌کنید
‫تا اون رو به یه واقعیت عمومی تبدیل کنید.

00:37:35.701 --> 00:37:37.980
‫نمی‌شه در برابر افکار
‫عمومی از خودت دفاع کنی،

00:37:37.981 --> 00:37:40.501
‫باید تحملش کرد، به این امید
‫که با گذشت زمان از بین بره،

00:37:40.701 --> 00:37:45.821
‫مخصوصاً وقتی ما وکلا آخرین کسایی هستیم
‫که می‌فهمیم کی و چرا داره اتهام می‌زنه.

00:37:46.021 --> 00:37:50.101
‫- این به نظرتون منصفانه‌ست؟
‫- این قانونه، اینطوری کار می‌کنه.

00:37:50.301 --> 00:37:52.300
‫ما یه تحقیقات مقدماتی انجام می‌دیم

00:37:52.301 --> 00:37:55.101
‫و ملزم نیستیم به مظنونین اطلاع بدیم.

00:37:56.061 --> 00:37:57.901
‫قانون فعلی اینطوریه.

00:37:58.101 --> 00:38:01.220
‫اینکه تو روزنامه‌ها چی
‫می‌نویسن به ما ربطی نداره.

00:38:01.221 --> 00:38:05.141
‫و کی اطلاعات رو به خبرنگارها می‌ده؟

00:38:05.541 --> 00:38:07.621
‫قطعاً ما نیستیم.

00:38:08.141 --> 00:38:11.421
‫من می‌خوام با پاندیکو و بارا صحبت کنم.

00:38:12.301 --> 00:38:14.181
‫می‌خوام تو صورتشون نگاه کنم.

00:38:15.621 --> 00:38:16.701
‫گوش کن...

00:38:17.141 --> 00:38:20.701
‫اینقدر «من می‌خوام» رو برای
‫ما تکرار نکن، تو یه متهمی.

00:38:21.461 --> 00:38:23.541
‫می‌تونم یه نصیحتی بهت بکنم؟

00:38:23.741 --> 00:38:25.620
‫بفرمایید، گوش می‌کنم.

00:38:25.621 --> 00:38:28.580
‫سعی کن بیشتر همکاری کنی.

00:38:28.581 --> 00:38:31.661
‫مثلاً اعتراف کن که کوکائین مصرف می‌کنی.

00:38:32.621 --> 00:38:35.261
‫فعلاً تایپ نکن.

00:38:36.501 --> 00:38:38.301
‫در مورد چی حرف می‌زنید؟

00:38:38.821 --> 00:38:40.781
‫ببین، جرم نیست.

00:38:40.981 --> 00:38:44.541
‫شاید جرم نباشه، ولی یه کنایه خیلی جدیه.

00:38:44.941 --> 00:38:48.061
‫این کار قطعاً از طرف دادگاه

00:38:48.981 --> 00:38:52.100
‫به عنوان یه اقرار محترمانه تلقی می‌شه.

00:38:52.101 --> 00:38:54.021
‫روانشناسی قضیه مهمه.

00:38:54.301 --> 00:38:58.541
‫همونطور که می‌دونی، از نظر کیفری
‫وضعیت پرونده‌ات بدتر نمی‌شه.

00:38:59.621 --> 00:39:00.621
‫درسته؟

00:39:02.341 --> 00:39:04.901
‫- این رو تایپ نکن.
‫- نه، تایپش کن! تایپش کن!

00:39:09.021 --> 00:39:12.581
‫من تو عمرم مواد مخدر مصرف نکردم!

00:39:14.221 --> 00:39:16.381
‫آروم باشید، آقای تورتورا.

00:39:17.101 --> 00:39:18.501
‫آروم باشید.

00:39:23.181 --> 00:39:25.501
‫روزنامه‌ها دارن می‌گن... ببخشید،

00:39:26.861 --> 00:39:29.221
‫ولی دکه روزنامه‌فروشی تنها منبع ماست...

00:39:29.341 --> 00:39:31.861
‫دارن می‌گن که پاندیکو ادعا می‌کنه

00:39:31.981 --> 00:39:34.941
‫آقای تورتورا عضو کامورا شده

00:39:35.141 --> 00:39:36.901
‫و بارا هم این رو تایید کرده،

00:39:37.101 --> 00:39:39.381
‫و اینکه با یه بریدگی عضو شده.

00:39:41.021 --> 00:39:43.901
‫ولی معاینه پوست هیچ اثری از اون نشون نداد.

00:39:47.101 --> 00:39:48.541
‫بگیرش.

00:39:49.421 --> 00:39:51.701
‫شما تصمیم می‌گیرید که ثبتش کنید یا نه.

00:40:01.581 --> 00:40:02.701
‫خیلی خب.

00:40:03.581 --> 00:40:05.781
‫فکر می‌کنم ما تمامی مسائل رو پوشش دادیم

00:40:05.981 --> 00:40:08.021
‫بدون هیچ مدرک جدیدی.

00:40:13.141 --> 00:40:15.061
‫آقای فونتانا، بیاید روراست باشیم.

00:40:16.101 --> 00:40:17.861
‫شما هیچ مدرکی ندارید.

00:40:18.061 --> 00:40:20.701
‫صفر به علاوه‌ی صفر می‌شه صفر.

00:40:21.901 --> 00:40:23.021
‫مفهومه؟

00:40:23.381 --> 00:40:26.621
‫این دادگاه ۸۰۰ تا متهم داره،

00:40:26.821 --> 00:40:30.261
‫باید ما رو به خاطر هرگونه
‫بی‌دقتی تو روند کار ببخشید.

00:40:30.461 --> 00:40:32.861
‫ما دقیقاً اینجاییم تا اونا رو برطرف کنیم.

00:40:33.901 --> 00:40:37.741
‫اما نه شما و نه موکلتون
‫نمی‌خواید به ما کمک کنید.

00:40:39.021 --> 00:40:40.301
‫با این حال،

00:40:40.501 --> 00:40:44.941
‫بهتون اطمینان می‌دم که تیم من
‫با بیشترین دقت پیش می‌ره.

00:40:46.421 --> 00:40:47.421
‫خداحافظ.

00:40:55.821 --> 00:40:58.581
‫"اعتراف به مصرف کوکائین"!

00:40:59.581 --> 00:41:03.900
‫اینکه یه قاضی همچین حرفی بزنه،
‫دلیل موجهی برای شکایت نیست؟

00:41:03.901 --> 00:41:07.901
‫داره به هر دری می‌زنه.
‫هیچ مدرک محکمی ندارن.

00:41:08.341 --> 00:41:10.741
‫و اینو از من می‌پرسه؟

00:41:10.941 --> 00:41:14.301
‫اگه من معتاد بودم، به اون می‌گفتم؟

00:41:19.821 --> 00:41:21.541
‫شما چی فکر می‌کنید، پروفسور؟

00:41:22.381 --> 00:41:24.581
‫مثل همیشه، بیاید واقع‌بین باشیم.

00:41:24.781 --> 00:41:27.501
‫دارن از هر طرف حمله می‌کنن.

00:41:27.781 --> 00:41:32.341
‫نمی‌خوان اشتباهشون رو قبول کنن،
‫قاضی‌ها هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنن.

00:41:32.621 --> 00:41:34.541
‫حتی یه نفر؟

00:42:50.941 --> 00:42:52.501
‫اونایی که دادن، دادن

00:42:52.701 --> 00:42:54.980
‫اونایی که گرفتن، گرفتن

00:42:54.981 --> 00:42:57.821
‫بیاید گذشته رو فراموش
‫کنیم ما اهل ناپلیم، پایزان!

00:42:58.901 --> 00:43:00.741
‫خودشو دار زد!

00:43:00.941 --> 00:43:02.421
‫زود بیاید!

00:43:09.741 --> 00:43:10.741
‫نگهبان!

00:43:13.941 --> 00:43:16.821
‫بذارید برم بیرون!

00:43:30.621 --> 00:43:33.221
‫اون ادعا می‌کنه که کاملاً بی‌گناهه.

00:43:33.501 --> 00:43:35.461
‫بازیگری شغلشه.

00:43:36.141 --> 00:43:40.860
‫با اون ظاهر موجهش، ۲۸
‫میلیون ایتالیایی رو گول زد.

00:43:40.861 --> 00:43:42.901
‫وکلا دارن به شاهدها اعتراض می‌کنن:

00:43:43.021 --> 00:43:47.141
‫نقاش، مارگوتی، سابقه‌ی محکومیت
‫به خاطر تهمت زدن داره.

00:43:47.941 --> 00:43:52.060
‫اون داستانش رو چهار بار فروخته و
‫هر بار چیزای عجیبی بهش اضافه کرده.

00:43:52.061 --> 00:43:56.541
‫اما قبل از مارگوتی، پاسکواله
‫بارا، جووانی پاندیکو

00:43:56.661 --> 00:44:02.021
‫و خیلی‌های دیگه بودن که تایید می‌کنن
‫تورتورا با ان‌سی‌او در ارتباطه.

00:44:03.381 --> 00:44:07.821
‫اون یه عضو افتخاری کاموراست،
‫نفر شصتم تو سلسله مراتبشون.

00:44:08.501 --> 00:44:10.741
‫فونتانا، بذار روراست باشیم،

00:44:10.941 --> 00:44:13.861
‫پرونده‌ی دادستانی ما محکمه.

00:44:13.981 --> 00:44:16.300
‫با کمک این تواب‌ها،

00:44:16.301 --> 00:44:19.741
‫دادگاهی برگزار می‌کنیم
‫که تو تاریخ ثبت بشه.

00:44:19.941 --> 00:44:24.261
‫مردم ناپل و همه‌ی ایتالیایی‌ها اینو
‫می‌خوان، و ما بهشون مدیونیم.

00:44:24.381 --> 00:44:26.461
‫"حاکمیت قانون کجاست؟"

00:44:26.661 --> 00:44:28.620
‫این سوال یه کابوسه.

00:44:28.621 --> 00:44:31.621
‫- ما حاکمیت قانونیم.
‫- موافقم.

00:44:31.741 --> 00:44:34.461
‫فردا، تو پاسترنگو، حرفای
‫اولین شاهد رو می‌شنوم.

00:44:34.661 --> 00:44:38.701
‫هر چی زودتر این کارو
‫بکنیم، زودتر می‌ریم دادگاه.

00:44:39.101 --> 00:44:41.821
‫بیاید حرفای کارل مارکس رو به یاد بیاریم.

00:44:42.341 --> 00:44:44.861
‫و این حرف از دهن یه دموکرات مسیحی درمیاد.

00:44:45.341 --> 00:44:47.941
‫"این کمیته که کیفیت رو می‌سازه."

00:44:48.661 --> 00:44:52.581
‫چرا این همه تواب دارن پا پیش می‌ذارن
‫در حالی که هیچی گیرشون نمیاد؟

00:44:52.781 --> 00:44:56.861
‫چون هر کسی می‌تونه رستگار بشه،
‫حتی قانون اساسی هم اینو می‌گه.

00:44:58.381 --> 00:44:59.781
‫بدون هیچ پیش‌داوری.

00:45:00.061 --> 00:45:01.861
‫باشه، در جریان می‌ذارمت.

00:45:04.381 --> 00:45:05.741
‫مراقب خودت باش.

00:45:10.341 --> 00:45:13.141
‫ناپل ایستگاه پلیس پاسترنگو

00:45:32.301 --> 00:45:33.781
‫بارا، دنبالم بیا.

00:45:33.981 --> 00:45:36.741
‫- نوبتم شد چی بگم؟
‫- حقیقت رو بگو.

00:45:41.141 --> 00:45:43.381
‫- کجا داری می‌ری؟
‫- فکر می‌کنی کجا؟

00:45:43.581 --> 00:45:45.621
‫پاسکواله، قاضی اینجاست.

00:45:45.741 --> 00:45:46.901
‫آره، اینجاست.

00:45:47.101 --> 00:45:49.541
‫حضورش رو حس کردم و بیرون رو نگاه کردم.

00:45:49.741 --> 00:45:51.901
‫با خیال راحت برو.

00:45:55.901 --> 00:46:00.941
‫شما اعلام کردید که از جزئیات ارتباط
‫انزو تورتورا با کامورا خبر دارید.

00:46:03.621 --> 00:46:07.141
‫کوتولو می‌خواست قاچاق مواد
‫رو تو لومباردی گسترش بده.

00:46:07.781 --> 00:46:12.101
‫تورتورا برای توراتلو کار
‫می‌کرد، اون یه قاچاقچی مواد بود.

00:46:12.301 --> 00:46:16.181
‫اما معامله‌ی بین توراتلو
‫و کوتولو به هم خورد،

00:46:16.381 --> 00:46:20.381
‫برای همین تورتورا تصمیم
‫گرفت به کامورا ملحق بشه

00:46:20.581 --> 00:46:25.540
‫چون مطمئن بود که کوتولو
‫برنده‌ی این بازی می‌شه.

00:46:25.541 --> 00:46:29.621
‫تورتورا همیشه به پول نیاز
‫داشت، از همه پول می‌خواست.

00:46:29.821 --> 00:46:33.741
‫خرجش بالا بود، باید خرج سه
‫تا زن و سه تا بچه رو می‌داد.

00:46:33.941 --> 00:46:35.661
‫از تلویزیون اخراج شده بود.

00:46:36.421 --> 00:46:40.101
‫ما یه قرار ملاقات تو میلان تو
‫خونه‌ی نادیا مارزانو ترتیب دادیم،

00:46:40.221 --> 00:46:43.821
‫یکی از آشناهای مورد اعتمادم
‫که تو زندان برام نامه می‌نوشت.

00:46:44.181 --> 00:46:49.420
‫کوتولو ماکاتور رو به
‫تورتورا داد و قسم رو خوند.

00:46:49.421 --> 00:46:50.861
‫صبر کن.

00:46:51.061 --> 00:46:53.741
‫این «ماکاتورو» چیه؟

00:46:54.141 --> 00:46:58.581
‫نه آقا، «ماکاتور»ـه. دستمالِ جامعه‌ی محترم.

00:46:58.781 --> 00:47:01.341
‫قرمز، رنگِ رئیس‌ها.

00:47:01.621 --> 00:47:02.860
‫ادامه بده.

00:47:02.861 --> 00:47:06.581
‫کوتولو قسم رو خوند، اگه
‫بخواید می‌تونم براتون بخونمش.

00:47:07.181 --> 00:47:11.621
‫"شرورها، بی‌غیرت‌ها، کلاه‌بردارها،
‫و اعضای جوان کامورا، سربازها،

00:47:11.821 --> 00:47:14.421
‫به آسمون نگاه می‌کنم و یه
‫ستاره‌ی دنباله‌دار می‌بینم."

00:47:14.621 --> 00:47:18.381
‫بعد دستور داد: "قسم بخور." تورتورا
‫قسم خورد و غسل تعمید داده شد.

00:47:19.341 --> 00:47:21.581
‫و این غسل تعمید شامل چی می‌شه؟

00:47:23.661 --> 00:47:25.901
‫یه بریدگی رو بازو.

00:47:26.741 --> 00:47:29.701
‫اما معاینه‌ی پوست

00:47:30.341 --> 00:47:33.900
‫نشون داد که تورتورا هیچ
‫جای زخمی رو بازوش نداره.

00:47:33.901 --> 00:47:37.421
‫چون تورتورا نباید بهش شک می‌شد،

00:47:37.621 --> 00:47:40.221
‫فقط یه بریدگی کوچیک
‫پایین انگشتش ایجاد کردن.

00:47:41.061 --> 00:47:43.701
‫از این بابت مطمئنی؟

00:47:45.461 --> 00:47:48.861
‫من یه سانتیستا هستم. می‌دونید یعنی چی؟

00:47:49.181 --> 00:47:50.461
‫یه عضو.

00:47:50.821 --> 00:47:53.661
‫این بالاترین درجه تو سطح بالاست،

00:47:53.861 --> 00:47:55.901
‫مهم‌ترینِ همه‌شون.

00:47:56.101 --> 00:47:59.621
‫پاسکواله بارا نفر اول تو کامورا بود.

00:47:59.821 --> 00:48:04.061
‫برای من، اول مادرم بود،
‫بعد ان‌سی‌او، و دیگه هیچی.

00:48:05.381 --> 00:48:07.940
‫سعی کن منظورت رو بهتر توضیح بدی.

00:48:07.941 --> 00:48:09.781
‫من، پاسکواله بارا،

00:48:10.101 --> 00:48:13.581
‫قتل‌های زیادی برای کوتولو انجام دادم.

00:48:13.781 --> 00:48:18.301
‫کورکورانه بهش و ماموریتش برای
‫محافظت از ضعیفان باور داشتم.

00:48:18.541 --> 00:48:19.821
‫دقت کنید.

00:48:20.021 --> 00:48:23.701
‫یه روز، رافائله کوتولو بهم خبر داد،

00:48:23.901 --> 00:48:27.701
‫مهمه که این جزئیات رو بگم چون
‫ما تو زندان‌های متفاوتی بودیم،

00:48:27.981 --> 00:48:30.301
‫اون برام یه پیام فرستاد

00:48:30.421 --> 00:48:32.581
‫که فرانسیس توراتلو رو بکشم.

00:48:32.701 --> 00:48:36.340
‫این یه دستور بود و من اطاعت کردم.

00:48:36.341 --> 00:48:38.701
‫غافلگیری تلخ این بود

00:48:38.901 --> 00:48:43.261
‫که پروفسور، اون قدیس، حاشا
‫کرد که این دستور رو به من داده.

00:48:43.381 --> 00:48:46.901
‫گفت خودسرانه عمل کردم. چطور ممکنه؟

00:48:47.101 --> 00:48:50.101
‫چه انگیزه‌ای برای این کار داشتم؟

00:48:50.301 --> 00:48:52.781
‫حقیقت اینه که اون منو به حال خودم رها کرد،

00:48:52.981 --> 00:48:56.700
‫درست مثل آقای پاندیکو که رهاش
‫کرد، چون دیگه به دردش نمی‌خوردم.

00:48:56.701 --> 00:48:58.941
‫پس، مثل هر کس دیگه‌ای،

00:48:59.221 --> 00:49:02.301
‫چون حتی اگه یه قاتل هم
‫بودم، آدم نرمالی بودم،

00:49:02.501 --> 00:49:04.700
‫غریزه بقام فعال شد.

00:49:04.701 --> 00:49:07.381
‫چرا باید به خاطر یه آدم‌فروش بمیرم؟

00:49:08.381 --> 00:49:13.980
‫برای همین از قوه قضاییه و
‫قانون درخواست محافظت کردم.

00:49:13.981 --> 00:49:16.381
‫حس نمی‌کنم یه آدم‌فروشم.

00:49:16.501 --> 00:49:20.581
‫من خودم رو یه عضو جداشده
‫می‌دونم، درست مثل آقای پاندیکو.

00:49:20.861 --> 00:49:23.861
‫من خودم رو از کوتولو که
‫بهم خیانت کرد جدا می‌کنم،

00:49:23.981 --> 00:49:28.021
‫از بقیه سانتیستاها مثل خودم
‫و قانون مقدس کامورا.

00:49:28.141 --> 00:49:31.021
‫اگه اصل قضیه اینه،

00:49:31.781 --> 00:49:34.780
‫نباید برای آقای تورتورا استثنا قائل شد.

00:49:34.781 --> 00:49:37.981
‫در سال ۱۹۸۰، تورتورا،
‫علاوه بر کار برای شبکه رای،

00:49:38.181 --> 00:49:43.381
‫تو شبکه آنتنا ۳ کار می‌کرد و برای قربانیان
‫زلزله ایرپینیا کمک مالی جمع می‌کرد.

00:49:44.221 --> 00:49:47.501
‫این مراسم خیریه حدود سه
‫میلیارد لیر جمع‌آوری کرد،

00:49:47.661 --> 00:49:50.901
‫اما گزارش تحقیقی روزنامه
‫کوریره دلا سرا نشون داد

00:49:51.061 --> 00:49:55.581
‫که ممکنه بخشی از پول‌ها رو
‫خود تورتورا به جیب زده باشه.

00:49:56.541 --> 00:50:00.741
‫اینا اتهامات سنگینی هستن که
‫با توجه به تحقیقات اخیر...

00:50:00.941 --> 00:50:02.861
‫آشغالا.

00:50:05.021 --> 00:50:07.061
‫عجب آشغالایی هستن.

00:50:07.261 --> 00:50:11.341
‫وضعیت تورتورا که اخیراً
‫به زندان برگامو منتقل شده،

00:50:11.541 --> 00:50:14.221
‫داره روز به روز وخیم‌تر میشه...

00:50:20.501 --> 00:50:25.621
‫تورتورا در شب ۱۷ ژوئن دستگیر شد...

00:50:39.901 --> 00:50:41.461
‫کافیه!

00:50:42.850 --> 00:51:02.850
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:51:03.141 --> 00:51:06.261
‫تحقیقات جدید درباره تورتورا
‫در مورد بودجه زلزله

00:51:10.781 --> 00:51:15.221
‫این با اختلاف، پست‌ترین توهین ممکنه!

00:51:17.901 --> 00:51:20.901
‫من جونمو برای ایرپینیا دادم.

00:51:21.221 --> 00:51:22.621
‫جونمو!

00:51:24.021 --> 00:51:27.061
‫چرا منو به عنوان سپر بلا انتخاب کردن؟

00:51:28.381 --> 00:51:30.821
‫دلیلش چیه؟

00:51:31.941 --> 00:51:35.421
‫- باید فوراً ازشون شکایت کنیم.
‫- قبلاً این کارو کردیم.

00:51:35.741 --> 00:51:37.861
‫اما مسئله این نیست.

00:51:38.581 --> 00:51:42.741
‫احتمالاً راه خیلی درازی در پیشه،

00:51:43.021 --> 00:51:45.981
‫و اینجا به وضوح نوشته
‫شده که حالت خوب نیست.

00:51:46.261 --> 00:51:50.581
‫می‌فهمم که نمی‌خوای اینطور به نظر
‫برسه که امتیازات ویژه‌ای داری،

00:51:50.861 --> 00:51:53.341
‫اما این یه استراتژی دفاعی نیست،

00:51:53.621 --> 00:51:56.541
‫پای زنده موندنت در میونه.

00:51:57.901 --> 00:52:00.581
‫به آدمایی فکر کن که دوستت دارن.

00:52:01.021 --> 00:52:03.061
‫انزو، خواهش می‌کنم.

00:52:03.341 --> 00:52:05.421
‫بیا درخواست حصر خانگی بدیم.

00:52:05.701 --> 00:52:09.781
‫اثبات بی‌گناهی بعد از مرگ، یه
‫تسلی بی‌معنی به نظر می‌رسه.

00:52:11.861 --> 00:52:17.221
‫وکلای تورتورا درخواست حصر
‫خانگی دادن، میگن مشکل قلبی داره.

00:52:17.581 --> 00:52:20.621
‫- داره؟
‫- آره.

00:52:21.141 --> 00:52:24.821
‫مشکل قلبی‌ای که تو زندان
‫برگامو هم قابل درمانه،

00:52:25.021 --> 00:52:27.261
‫اونجا بهداری خیلی خوبی داره.

00:52:29.101 --> 00:52:30.981
‫می‌خوان ازش یه شهید بسازن.

00:52:31.381 --> 00:52:33.741
‫و البته از ما هم جلاد.

00:52:34.981 --> 00:52:37.541
‫اگه تو کما نیست، کوتاه نیاین.

00:52:44.181 --> 00:52:46.741
‫از آخرین چکاپت چقدر می‌گذره؟

00:52:49.301 --> 00:52:52.181
‫نمی‌دونم، باید از زنم بپرسم.

00:52:55.141 --> 00:52:59.461
‫این تو خونه جوزپه پوکا بود.
‫اون میگه مال شماست، درسته؟

00:53:01.621 --> 00:53:03.261
‫بله، مال منه.

00:53:03.741 --> 00:53:04.981
‫خب؟

00:53:05.261 --> 00:53:08.061
‫خانم کاتونه، شما انزو
‫تورتورا رو می‌شناسین؟

00:53:10.541 --> 00:53:13.021
‫انزو تورتورا رو می‌شناسین؟

00:53:15.781 --> 00:53:20.181
‫من هیچ‌وقت با دوستای کوتولو
‫کاری نداشتم، اونا آشغالن.

00:53:20.381 --> 00:53:22.021
‫من آدم شریفی‌ام.

00:53:22.301 --> 00:53:24.981
‫پس پوکا این حقیقت رو که
‫عضو کامورا بوده مخفی کرده؟

00:53:25.181 --> 00:53:27.421
‫- من هیچی نمی‌دونم.
‫- شما دوست‌دخترش بودین.

00:53:27.741 --> 00:53:29.101
‫دوست‌دختر؟

00:53:29.821 --> 00:53:32.541
‫فقط میشه گفت یه رابطه گذرا داشتیم.

00:53:33.541 --> 00:53:36.941
‫تو همه کارای کوفتیت رو به زنت میگی؟

00:53:37.581 --> 00:53:39.821
‫- اینو بنویسم؟
‫- نه، ننویس.

00:53:40.181 --> 00:53:41.741
‫خانم کاتونه،

00:53:42.741 --> 00:53:44.861
‫شما در خطر دستگیری

00:53:45.941 --> 00:53:48.781
‫به جرم مشارکت در گروه‌های
‫تبهکاری هستین، ارزشش رو داره؟

00:53:51.181 --> 00:53:52.301
‫ببخشید.

00:53:55.381 --> 00:54:00.381
‫سوالم رو تکرار می‌کنم. خوب
‫فکر کنین، این دفعه آخره.

00:54:01.061 --> 00:54:02.621
‫تا حالا با...

00:54:08.061 --> 00:54:09.381
‫انزو تورتورا ملاقات کردین؟

00:54:13.701 --> 00:54:14.781
‫نه.

00:54:17.781 --> 00:54:19.021
‫ببخشید...

00:54:21.581 --> 00:54:24.781
‫فکر می‌کنین این "انزو تورتورا"ست؟

00:54:32.981 --> 00:54:35.901
‫اینجا نوشته "تورتونا". نمی‌تونین بخونین؟

00:54:37.301 --> 00:54:40.181
‫اون یکی از دوستامه، یه عمده‌فروش نوشیدنی.

00:54:40.741 --> 00:54:43.261
‫حتی شمارش هم هست. بهش زنگ بزنین.

00:54:50.981 --> 00:54:52.701
‫خب، پاندیکو.

00:54:54.941 --> 00:54:58.941
‫این شماره انزو تورتورا نیست،

00:55:00.501 --> 00:55:03.221
‫مال یه عمده‌فروش نوشیدنی تو سالرنوئه.

00:55:05.381 --> 00:55:07.701
‫خیلی ممنون، با کمال احترام.

00:55:08.861 --> 00:55:11.381
‫این یه شماره تلفن نیست.

00:55:12.301 --> 00:55:14.421
‫پس چیه؟

00:55:17.541 --> 00:55:19.461
‫یه کده،

00:55:20.101 --> 00:55:24.141
‫که فقط قاچاقچیای مواد کامورا می‌دونن.

00:55:24.341 --> 00:55:27.701
‫برای نشون دادن مقدار جنسی استفاده میشه

00:55:27.901 --> 00:55:30.901
‫که باید تو هر محموله جداگانه فرستاده بشه.

00:55:31.101 --> 00:55:32.541
‫خوب گوش کنین.

00:55:33.221 --> 00:55:34.700
‫بیاین بررسیش کنیم.

00:55:34.701 --> 00:55:37.981
‫یعنی به هفت نفر نیاز هست

00:55:38.181 --> 00:55:40.541
‫برای تحویل یه محموله به ارزش...

00:55:42.261 --> 00:55:43.581
‫۹۹ میلیون.

00:55:50.941 --> 00:55:52.301
‫و ۲۰۱؟

00:55:54.901 --> 00:55:57.661
‫بیستم ژانویه، روز تحویل.

00:55:58.461 --> 00:56:02.581
‫کدش ساده‌ست، فقط یکم هوش می‌خواد.

00:56:04.101 --> 00:56:05.461
‫همینه.

00:56:07.261 --> 00:56:08.301
‫همینه.

00:56:09.861 --> 00:56:13.781
‫بیاین عدد رو بذاریم کنار. شما
‫روایت بارا رو تایید می‌کنین؟

00:56:15.381 --> 00:56:21.221
‫انزو تورتورا، مجری برنامه پورتوبلو،
‫قاچاقچی مواد برای رافائله کوتولو.

00:56:21.941 --> 00:56:26.781
‫آقای تورتورا حدود هشت سال
‫از شبکه RAI کنار گذاشته شد.

00:56:27.381 --> 00:56:29.261
‫چرا؟ همین‌طوری الکی؟

00:56:30.581 --> 00:56:33.820
‫مدیرکل یه روز صبح از خواب بیدار می‌شه

00:56:33.821 --> 00:56:35.581
‫و اسم تورتورا میاد تو ذهنش؟

00:56:35.901 --> 00:56:39.461
‫چرا کورادو، مایک بونجورنو
‫یا پیپو باودو رو اخراج نکرد؟

00:56:40.021 --> 00:56:45.661
‫ظاهراً اصول اخلاقی تورتورا
‫برای تلویزیون دولتی مناسب نبود.

00:56:46.221 --> 00:56:48.301
‫منظورتون از «اصول اخلاقی» چیه؟

00:56:51.541 --> 00:56:55.461
‫شما هم ادعا می‌کنین که تورتورا
‫همیشه به پول نیاز داشت؟

00:56:56.621 --> 00:56:57.901
‫دقیقاً.

00:57:00.781 --> 00:57:04.941
‫تا زمانی که به سازمان وفادار
‫بود، ما بهش کمک می‌کردیم.

00:57:06.541 --> 00:57:09.861
‫دیدنش تو این وضعیت دردناکه،
‫اما خودش باعث و بانیش بود.

00:57:10.061 --> 00:57:12.741
‫اون سر همه کلاه گذاشت.

00:57:13.341 --> 00:57:17.581
‫اون سر کامورا، شبکه رای،
‫قوه قضاییه کلاه گذاشت...

00:57:17.781 --> 00:57:19.261
‫اون خیلی زیاده‌روی کرد.

00:57:20.381 --> 00:57:22.421
‫هر چیزی حدی داره.

00:57:22.941 --> 00:57:25.541
‫آدم حتی تو فریب‌کاری هم
‫باید حد و مرز نگه داره.

00:57:29.061 --> 00:57:30.661
‫اونا متعجب به نظر می‌رسن...

00:57:32.581 --> 00:57:33.741
‫کیا؟

00:57:35.941 --> 00:57:38.061
‫دروغگوها متعجب به نظر می‌رسن

00:57:38.861 --> 00:57:41.421
‫و جوری بهت زل می‌زنن که انگار دیوونه‌ای.

00:57:46.221 --> 00:57:50.261
‫اما من از متهم کردن اون چی گیرم میاد؟

00:57:50.541 --> 00:57:56.781
‫من و بقیه اونایی که تو
‫زندان‌های ایتالیا پخش شدیم.

00:58:02.541 --> 00:58:05.301
‫«وضعیت تورتورا بدون شک جدیه،

00:58:05.501 --> 00:58:08.261
‫اما با یه پروتکل دارویی قابل کنترله

00:58:08.461 --> 00:58:12.661
‫که هیچ دلیلی برای عدم
‫تحمل حبس ارائه نمی‌ده.

00:58:12.861 --> 00:58:15.981
‫با این حال، خطر برای جمع‌آوری مدارک

00:58:16.181 --> 00:58:18.221
‫و خطرناک بودن متهم همچنان پابرجاست.

00:58:18.421 --> 00:58:22.901
‫آزادی اون امنیت جامعه رو به خطر می‌ندازه.»

00:58:25.701 --> 00:58:27.221
‫اونا گفتن نه.

00:58:28.821 --> 00:58:30.381
‫من یه تهدید برای جامعه‌ام.

00:58:30.941 --> 00:58:33.421
‫به دادگاه عالی‌تر اعتراض می‌زنیم.

00:58:34.381 --> 00:58:35.861
‫«فرانچسکای عزیزم،

00:58:36.061 --> 00:58:39.981
‫نمی‌دونم کی میام بیرون، اما نگران توام.

00:58:40.581 --> 00:58:42.661
‫عشق من، بهش فکر کن.

00:58:42.861 --> 00:58:46.301
‫تو جوونی، تو کسی هستی که
‫بیشتر از همه دوستش داشتم،

00:58:47.181 --> 00:58:49.141
‫اما باید منطقی باشیم.

00:58:49.621 --> 00:58:52.901
‫انزو یه مرد پا به سن گذاشته‌ست
‫که داره از بین می‌ره،

00:58:53.101 --> 00:58:55.661
‫اون خسته و بدون شک
‫بیمار از اینجا میاد بیرون.

00:58:56.421 --> 00:58:58.181
‫یه گوریل خسته.

00:58:58.621 --> 00:59:02.061
‫یه بار بهت گفتم که زندگیت رو بکن.

00:59:02.701 --> 00:59:04.461
‫و بازم بهت می‌گم.

00:59:04.661 --> 00:59:06.941
‫تو کاملاً حق داری این کار رو بکنی.

01:00:33.421 --> 01:00:35.101
‫سلام، انزو!

01:00:35.461 --> 01:00:37.381
‫ما دوستت داریم!

01:00:37.701 --> 01:00:40.981
‫انزو رو آزاد کنین! انزو رو آزاد کنین!

01:00:43.621 --> 01:00:47.061
‫انزو، ما دوستت داریم!

01:00:51.261 --> 01:00:54.861
‫انزو رو آزاد کنین! انزو رو آزاد کنین!

01:00:55.461 --> 01:00:57.061
‫ممنون!

01:00:58.941 --> 01:01:00.661
‫ممنون!

01:01:14.781 --> 01:01:17.181
‫پایان قسمت سوم
‫مترجم: اشکان هیدی

01:03:21.581 --> 01:03:22.741
‫تمامی اشارات به افراد و رویدادهای واقعی

01:03:22.941 --> 01:03:24.541
‫توسط نویسندگان به صورت
‫هنری پردازش شده است.

01:03:24.741 --> 01:03:26.381
‫نقش‌های مختلف برای اهداف
‫نمایشی بازآفرینی شده‌اند.

01:03:26.581 --> 01:03:27.741
‫هرگونه ارتباط با افرادی که در گذشته
‫زندگی کرده‌اند یا در قید حیات هستند،

01:03:27.941 --> 01:03:29.301
‫و به صراحت مشخص نشده‌اند، تصادفی است.