WEBVTT
X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:133200

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00.200 --> 00:10.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:10.030 --> 00:14.000
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

00:15.640 --> 00:18.200
‫اگه راهی بود که معامله رو جوش بدیم،
‫تا الان انجامش داده بودیم.

00:18.240 --> 00:19.320
‫و حالا اینجاییم.

00:27.720 --> 00:28.760
‫مرسی.

00:34.960 --> 00:36.400
‫راه درازی بود تا به اینجا برسیم...

00:37.920 --> 00:39.720
‫ولی امیدوارم همتون موافق باشین...

00:40.760 --> 00:41.760
‫...که ارزششو داشت.

00:44.520 --> 00:48.160
‫به سلامتی یه آینده روشن
‫و جدید واسه هممون.

00:48.200 --> 00:49.760
‫بزن به سلامتی.
‫بزن به سلامتی.

00:54.240 --> 00:55.600
‫چی بود اون؟

00:55.640 --> 00:57.520
‫یه پرنده همین الان خورد به پنجره و شکوندش؟

01:03.120 --> 01:05.040
‫- بن؟
‫- وای خدای من.

01:05.080 --> 01:08.280
‫- وای خدا!
‫- بن!

01:08.300 --> 01:10.300
‫- وای خدا!
‫- بن!

01:53.980 --> 01:55.980
‫[ پِیشنس ]
‫فصل دوم، قسمت سوم

02:10.120 --> 02:13.280
‫هی، هدفون به گوش، یه قتل دیگه داریم.

02:13.320 --> 02:14.560
‫باشه.

02:14.600 --> 02:16.960
‫میای یا چی؟

02:28.200 --> 02:31.960
‫تیر درست خورده تو قلب. خیلی تمیز.

02:32.000 --> 02:34.720
‫آره، دارن دنبال جاهای مناسب
‫واسه استقرار تک تیرانداز میگردن.

02:34.760 --> 02:37.280
‫یه چیزی در مورد مسیر حرکت گلوله عجیبه.

02:37.320 --> 02:38.560
‫آره، همینطوره.

02:38.600 --> 02:41.760
‫حتما دوتا بوده.

02:41.800 --> 02:43.200
‫- دوتا؟
‫- آره.

02:44.320 --> 02:46.680
‫خب، گلوله ای که از اون پنجره
‫اومده نمیتونسته مقتول رو بکشه،

02:46.720 --> 02:48.160
‫پس حتما دوتا شلیک شده.

02:48.200 --> 02:49.960
‫آره، ولی کلا یه دونه
‫سوراخ روی شیشه هست.

02:50.000 --> 02:52.760
‫خب، منظورت چیه؟
‫یعنی میگی قاتل داخل اتاق بوده؟

02:52.800 --> 02:54.040
‫- آره.
‫- مطمئنی؟

02:55.040 --> 02:56.160
‫خب، اون همیشه مطمئنه.

02:56.200 --> 02:57.600
‫باید دنبال رابطه های بین

02:57.640 --> 02:59.360
‫آدمای حاضر در صحنه و مقتول بگردیم، رئیس.

02:59.400 --> 03:00.960
‫نه، یه لحظه صبر کن.

03:01.000 --> 03:03.240
‫شاهدها میگن فقط صدای یه شلیک رو شنیدن.

03:03.280 --> 03:04.480
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

03:06.080 --> 03:09.320
‫از خانواده پیکا پیکا هستش.

03:09.360 --> 03:11.760
‫ببخشید، چی؟
‫من تو دتفورد لاتین یاد نگرفتم.

03:11.800 --> 03:13.720
‫زاغی.

03:13.760 --> 03:16.520
‫دقیقا. یه زاغی اوراسیایی.

03:16.560 --> 03:18.800
‫خب، شاید وقتی شیشه شکست
‫ از پنجره اومده تو.

03:21.760 --> 03:23.360
‫کس دیگه ای هم به چیزی که
‫من فکر میکنم، فکر میکنه؟

03:26.000 --> 03:27.680
‫از نظر آماری بعیده، ولی...

03:27.720 --> 03:29.160
‫شاید این کارت شناساییش باشه.

03:31.640 --> 03:32.960
‫زاغی.

03:33.000 --> 03:34.680
‫اوه، چی، همون دزد بدنام
‫آثار هنری و جواهرات؟

03:35.680 --> 03:38.160
‫اینجا یورک هست، نه موناکو، کارآگاه مونرو.

03:38.200 --> 03:39.880
‫احتمالش بیشتره که
‫همون پرنده کارو تموم کرده باشه.

03:46.200 --> 03:47.200
‫پِیشنس.

03:48.560 --> 03:49.840
‫- سلام.
‫- سلام.

03:49.880 --> 03:51.040
‫داشتم فقط...

03:53.840 --> 03:57.880
‫شاید یه کم جسارت باشه یا هر چی، ولی...

03:59.200 --> 04:01.160
‫اون آدرسی که گیر آوردی،
‫همونی که مال مادرت بود...

04:04.040 --> 04:09.400
‫یه اتوبوس هست که تا نزدیکی هاش میره،
‫اگه میخواستی بری

04:09.440 --> 04:11.960
‫همین آخر هفته یا یه شب بعد کار.

04:12.000 --> 04:13.040
‫باشه. ام...

04:13.080 --> 04:16.840
‫فقط میخواستم بگم
‫واقعا خوشحال میشم باهات بیام.

04:16.880 --> 04:17.880
‫چرا؟

04:19.000 --> 04:21.440
‫خب، میدونی، واسه حمایت روحی.

04:22.640 --> 04:24.480
‫باشه.

04:24.520 --> 04:27.800
‫راستش واقعا مطمئن نیستم
‫که میخوام پیداش کنم.

04:27.840 --> 04:29.040
‫- باشه،
‫- آره.

04:30.560 --> 04:32.920
‫باشه، میرم... باشه. من...

04:34.240 --> 04:35.400
‫اجباری نیست.

04:48.000 --> 04:50.720
‫در تاریخ سیزدهم جولای ۲۰۱۶،
‫یه نقاشی25 میلیون پوندی

04:50.760 --> 04:54.000
‫اثر ویلیام ترنر از گالری
‫وست مینستر غیب میشه.

04:54.040 --> 04:56.520
‫در واقع یکی از کارهای قدیمیترش بود.

04:56.560 --> 04:58.000
‫بیشتر روی کارهای
‫معماری محورش تمرکز داشت.

04:58.040 --> 04:59.640
‫یه دوره واقعا جالب تو حرفه اش...

05:01.200 --> 05:04.200
‫به هر حال، نگهبان ها بودن،
‫بازدیدی کننده ای نبود،

05:04.240 --> 05:07.560
‫هیچ دزدگیری به صدا در نیومد،
‫هیچ اثری، هیچ اثر انگشتی،

05:07.600 --> 05:09.720
‫فقط همین، نشونه مخصوص دزد.

05:09.760 --> 05:12.160
‫اوه، ببخشید.

05:13.920 --> 05:15.680
‫اوه، الان نه، زینزی.

05:15.720 --> 05:17.160
‫ببخشید، ویل، ادامه بده.

05:18.440 --> 05:19.880
‫خب، این سرقت سرآغاز

05:19.920 --> 05:23.240
‫یه سری دزدی های فوق العاده
‫عجیب و غریب در سراسر دنیا بود،

05:23.280 --> 05:26.040
‫اما هیچکس تا حالا نتونسته
‫چهره زاغی رو فاش کنه.

05:26.080 --> 05:27.760
‫فاش کنه؟ طوری میگی انگار

05:27.800 --> 05:30.720
‫- بتمنه، ویل.
‫- خب، مورد بعدی توی مسکو اتفاق افتاد.

05:30.760 --> 05:32.920
‫جواب آزمایش بالستیک اومده.
‫پِیشنس، حق با تو بود.

05:32.960 --> 05:34.600
‫دوتا شلیک انجام شده.

05:34.640 --> 05:36.840
‫یکی از پنجره و یکی هم به مقتول،

05:36.880 --> 05:38.480
‫که از داخل اتاق شلیک شده.

05:38.520 --> 05:41.200
‫پس، قطعا یکی توی اون جلسه

05:41.240 --> 05:42.920
‫ماشه رو کشیده دیگه، درسته؟

05:42.960 --> 05:46.000
‫فقط مسئله اینجاست که ظاهرا
‫روی لباس هیچکدومشون اونقدری

05:46.040 --> 05:48.200
‫آثار باروت نمونده که بشه گفت
‫اونا شلیک کردن.

05:48.240 --> 05:52.320
‫یعنی یکی دیگه هم اونجا بوده
‫که هیچکس ندیدتش؟

05:53.560 --> 05:54.680
‫همون زاغی؟

05:55.720 --> 05:57.600
‫آره، ولی آخه،
‫این با روش کار زاغی جور درمیاد؟

05:57.640 --> 05:59.400
‫اون دزده، نه قاتل.

05:59.440 --> 06:00.920
‫آره، و اونا یه طرح شابلونی
‫از خودشون میذارن،

06:00.960 --> 06:02.680
‫نه یه لاشه واقعی پرنده، مگه نه؟

06:02.720 --> 06:05.480
‫در مورد اون دوتا شلیک چی؟
‫چرا فقط صدای یه شلیک شنیده شد؟

06:05.520 --> 06:07.080
‫من با رابطم توی اینترپل تماس میگیرم

06:07.120 --> 06:09.800
‫ببینم خبر جدیدی از زاغی دارن یا نه.

06:09.840 --> 06:11.160
‫کارت خوب بود ویل. دمت گرم.

06:14.160 --> 06:16.560
‫آره، دنبال هر اطلاعات جدیدی میگردیم،

06:16.600 --> 06:18.760
‫هر مدرکی که نشون بده
‫اونا از دزدی هنری و جواهرات

06:18.800 --> 06:21.280
‫تغییر مسیر دادن به یه قتل توی یورک.

06:21.320 --> 06:23.400
‫گوش کن راب، ممنون بابت اطلاعات، باید برم.

06:25.080 --> 06:27.800
‫- گیر آوردنت خیلی سخت شده.
‫- نه اونقدری که باید.

06:27.840 --> 06:30.280
‫ببین، فقط میخواستم یه گپ کوتاه
‫در مورد شبکه های اجتماعیت بزنیم.

06:30.320 --> 06:31.920
‫کل این هفته هیچ پستی نذاشتی.

06:31.960 --> 06:33.000
‫آره، یه کم سرم شلوغ بوده.

06:33.040 --> 06:35.320
‫خب آره، حتما،
‫ولی این تغییر برند اگه ادامه ندیم

06:35.360 --> 06:37.800
‫- تاثیرشو از دست میده...
‫- آره، وقتی واقعا کاری انجام نمیدم،

06:37.840 --> 06:39.080
‫پست گذاشتن در مورد کار بی فایده هست.

06:39.120 --> 06:40.520
‫- نه، نه، نه. حتما...
‫- میدونی، متاسفم که

06:40.560 --> 06:43.520
‫در مورد ریزوتوم یا رنگ لحافم وراجی نکردم،

06:43.560 --> 06:45.320
‫ما وسط یه پرونده قتل جدی هستیم.

06:46.760 --> 06:48.560
‫منظورت همون قتل های یورکه؟

06:48.600 --> 06:50.600
‫ببین، من باید برم،

06:50.640 --> 06:53.080
‫ولی حتما یه چیزی
‫تو اینترنت پست میکنم، باشه؟

06:55.440 --> 06:56.560
‫قربان.

07:06.560 --> 07:08.640
‫خب، در مورد مقتول چی داریم؟

07:10.440 --> 07:13.560
‫مجرد بود، بچه نداشت، دوست صمیمی نداشت،

07:13.600 --> 07:15.360
‫دوست دختر نداشت، فقط همکارهاش.

07:15.400 --> 07:16.880
‫به نظر میاد طرف واسه کارش زندگی میکرده.

07:16.920 --> 07:18.760
‫یه چیزی پیدا کردم. یه نفر به اسم گای دلتون.

07:18.800 --> 07:21.360
‫اسمش توی لیست بازدیدکننده های
‫ امروز صبح ساختمون اداری هست.

07:21.400 --> 07:24.120
‫همچنین توی لیست
‫مظنونین زاغی اینترپل هم هست.

07:24.160 --> 07:27.440
‫بسیار خب. پیدا کردنش هم سخت نیست،
‫کل فضای مجازی رو پر کرده.

07:30.000 --> 07:32.840
‫آره. یه روانشناس رفتاری نسبتا معروفیه.

07:32.880 --> 07:35.480
‫از اونا که تو برنامه های
‫صبحگاهی تلویزیون میان، درسته؟

07:35.520 --> 07:37.120
‫ظاهرا یه کتاب جدید داده بیرون،

07:37.160 --> 07:40.280
‫و همین الان توی یورک داره
‫جلسه امضای کتاب برگزار میکنه.

07:40.320 --> 07:42.120
‫جدی؟ من میرم.

07:42.160 --> 07:43.600
‫شاید اونجا نوشیدنی مجانی هم باشه.

07:54.520 --> 07:57.640
‫مهارت در گمراه سازی.

07:58.640 --> 08:01.120
‫این پایه و اساس اکثر شعبده بازی هاست.

08:03.240 --> 08:05.040
‫وقتی پشت پرده رو نگاه میکنین...

08:06.320 --> 08:13.920
‫میبینین که شعبده بازها روی این
‫حساب میکنن که مغز شما راه میانبر میره،

08:13.960 --> 08:18.280
‫پیش فرض میسازه و جاهای خالی رو پر میکنه.

08:18.320 --> 08:20.240
‫و اونجاست که شما...

08:22.080 --> 08:23.400
‫...توی تله میفتین.

08:27.160 --> 08:28.480
‫ممنون.

08:31.160 --> 08:32.960
‫به نام کی بنویسمش؟

08:33.000 --> 08:35.400
‫اوه.

08:35.440 --> 08:36.600
‫پلیس شهر یورک.

08:37.760 --> 08:38.880
‫اوه.

08:38.920 --> 08:42.960
‫من توی نیروی پلیس طرفدارهای زیادی دارم.

08:43.000 --> 08:46.040
‫جدی؟ من که ندارم.

08:46.080 --> 08:48.920
‫- میخوام باهات در مورد...
‫- زاغی صحبت کنم.

08:52.560 --> 08:53.880
‫من ذهن میخونم.

08:55.680 --> 08:56.840
‫و...

08:58.560 --> 09:00.360
‫...کل فضای مجازی رو پر کرده.

09:05.360 --> 09:07.040
‫آره، قضیه حسابی پخش شده.

09:08.320 --> 09:09.760
‫شرط میبندم دوستت زینزی
‫حسابی خوشحال میشه.

09:09.800 --> 09:11.120
‫اون از کجا در مورد
‫این موضوع میدونست؟

09:11.150 --> 09:12.120
‫لابد فال گوش وایساده بود.

09:13.280 --> 09:14.280
‫سلام.

09:15.400 --> 09:18.160
‫- ببخشید، میتونم حرفتونو قطع کنم؟
‫- اوه، حتما، بفرما.

09:18.200 --> 09:22.000
‫خب. من توی آرشیو
‫یه چیزی در مورد بن جارت پیدا کردم.

09:22.040 --> 09:24.840
‫حدود 2 هفته پیش گزارش
‫یه زورگیری رو داده بوده.

09:24.880 --> 09:27.480
‫به نظر میاد یه فرصت طلب
‫کلیدهای خونه اش رو زده.

09:27.520 --> 09:30.200
‫اتفاقی واسه اون زورگیرها نیفتاد؟
‫تونستیم ردشونو بزنیم؟

09:30.240 --> 09:32.200
‫نه. در واقع وقتی اومده بود گزارش بده

09:32.240 --> 09:33.920
‫بهش یه جریمه پارک ممنوع هم دادیم.

09:33.960 --> 09:35.280
‫اوه، عالی شد.

09:36.760 --> 09:38.760
‫اوه.

09:38.800 --> 09:40.520
‫گای دلتون توی اتاق بازجوییه.

09:40.560 --> 09:42.200
‫ببینیم واسه دفاع از خودش چی داره بگه.

09:42.240 --> 09:43.240
‫میخوای منم توی این یکی باشم؟

09:43.280 --> 09:44.800
‫نه، ولی بدم نمیاد حواست بهش باشه.

09:45.880 --> 09:47.200
‫- وقت داری؟
‫- اوهوم.

09:47.220 --> 09:48.240
‫پس بیا بریم.

09:50.120 --> 09:55.200
‫اینا شبیه یه مشت اتهام
‫بی پایه و اساسه، کارآگاه مونرو.

09:55.240 --> 09:57.760
‫فکر نمیکنم هنوز اتهامی بهت زده باشم.

09:57.800 --> 10:00.400
‫ولی یه حسی بهم میگه این کارو میکنم،
‫پس باید منتظرش باشیم، نه؟

10:01.760 --> 10:05.440
‫من فکر میکردم پلیس ها
‫قراره از مدرک استفاده کنن.

10:05.480 --> 10:06.480
‫خیلی خب.

10:09.000 --> 10:10.360
‫اینم از مدرکت.

10:10.400 --> 10:13.520
‫دفتر ثبت و دوربین ها نشون میدن
‫که تو یه ساعت قبل از قتل

10:13.560 --> 10:16.280
‫وارد ساختمون شدی،
‫و 20 دقیقه بعدش هم رفتی.

10:16.320 --> 10:17.320
‫اونجا چیکار میکردی؟

10:17.360 --> 10:20.800
‫قرار بود با یه ناشر جدید احتمالی
‫ملاقات کنم،

10:20.840 --> 10:22.680
‫انتشارات آرفورد.

10:22.720 --> 10:25.600
‫- ناشرهای فعلی من یه مشت کلاهبردارن.
‫- با کی قرار داشتی؟

10:26.760 --> 10:28.600
‫خب، در نهایت با هیچکس.

10:30.320 --> 10:33.640
‫ازم خواستن منتظر بمونم
‫چون اونا دیر کرده بودن،

10:33.680 --> 10:38.920
‫و بالاخره، یه منشی
‫این جسارت رو کرد که بهم بگه

10:38.960 --> 10:40.960
‫ملاقات کنسل شده.

10:41.000 --> 10:42.680
‫میتونین چک کنین.

10:42.720 --> 10:44.080
‫اوه، چک کردیم.

10:44.120 --> 10:46.480
‫دیدیم که واسه ملاقات
‫با انتشارات آرفورد اسم نوشتی،

10:46.520 --> 10:48.160
‫ولی اون ناشر اصلا تو
‫اون ساختمون دفتری نداره

10:48.190 --> 10:49.840
‫و هیچ منشی هم اونجا کار نمیکنه.

10:52.200 --> 10:53.400
‫مچشو گرفت.

10:53.440 --> 10:57.280
‫اونا همچنین به ما گفتن که
‫ اصلا با تو تماسی نداشتن. خب...

10:59.320 --> 11:01.160
‫من که مات و مبهوت موندم،

11:01.200 --> 11:04.520
‫همونطوری که حدس میزنم...

11:05.640 --> 11:06.640
‫...شما هم موندین.

11:06.680 --> 11:11.600
‫این سوال ها به نظر خیلی پرت
‫و بی ربط میان، کارآگاه مونرو.

11:11.640 --> 11:18.600
‫دارم فکر میکنم که نکنه زاغی
‫حسابی شما رو کیش و مات کرده.

11:18.640 --> 11:20.920
‫هوم؟ اون کارش همینه.

11:20.960 --> 11:24.160
‫همش معماست، هیچ راه حلی هم نداره.

11:24.200 --> 11:25.720
‫چقدر کلافه کننده.

11:27.200 --> 11:29.000
‫نمیدونم شما چطوری هستین،

11:29.040 --> 11:32.400
‫ولی توی ذات من نیست که

11:32.440 --> 11:36.360
‫زندگیم رو با کلی کنجکاوی بی جواب بگذرونم.

11:38.000 --> 11:39.200
‫باید برم.

11:39.240 --> 11:41.840
‫- فقط لازم دارم...
‫- آره، حتما.

11:43.360 --> 11:45.200
‫هنوز نگران کاراگاه مونرو نیستی که، هستی؟

11:45.240 --> 11:46.480
‫فکر کنم داره با قضیه کنار میاد.

11:46.520 --> 11:48.280
‫نه، بحث اون نیست.

11:48.320 --> 11:50.520
‫فقط باید یه کاری انجام بدم.

11:50.560 --> 11:51.800
‫باشه.

12:11.880 --> 12:13.840
‫سلام، الیوت.

12:13.880 --> 12:16.600
‫فکر کنم نظرم عوض شده.

12:18.120 --> 12:20.000
‫باید بدونم.

12:20.040 --> 12:25.320
‫مخصوصا کنجکاوم که چرا هنوز اینجام.

12:28.960 --> 12:32.720
‫بسیار خب، گای. ببخشید،
‫میتونم گای صدات کنم؟

12:32.760 --> 12:34.160
‫خواهش میکنم.

12:34.200 --> 12:35.400
‫آزادی که بری.

12:37.840 --> 12:42.360
‫یا اینکه میتونی مارو از لطفت...

12:45.760 --> 12:48.160
‫...یکی از باهوشترین
‫مغزهای دوران ما بهره مند کنی.

12:52.200 --> 12:53.440
‫این دیوونه بازیه.

12:53.480 --> 12:55.400
‫من قبلا با تحلیلگرهای جنایی
‫مثل اون کار کردم.

12:55.440 --> 12:57.840
‫اون یه خودشیفته به تمام معناست.
‫دنبال نمایش بازی کردنه.

12:57.880 --> 13:00.320
‫آره، یا شایدم فقط داره
‫سعی میکنه آب رو گل آلود کنه.

13:00.360 --> 13:03.080
‫دارم بهت میگم، با این سطح از غروری که داره،

13:03.120 --> 13:03.750
‫آخرش اعتراف میکنه.

13:03.770 --> 13:05.400
‫بدجوری دلش میخواد اعتبار
‫کارو به نام خودش بزنه.

13:05.440 --> 13:07.240
‫اون استاد بازی دادن آدمهاست.

13:07.280 --> 13:09.040
‫جیک، خودم از پسش برمیام.

13:10.320 --> 13:11.680
‫مگه انتخاب دیگه ای هم داریم؟

13:39.440 --> 13:41.240
‫مقتول اینجا کشته شده؟

13:41.280 --> 13:42.280
‫معلومه.

13:45.240 --> 13:50.440
‫خب، همه دور میز نشستن...

13:52.080 --> 13:53.960
‫...و دارن به حرفهای وکیل گوش میدن؟

13:59.360 --> 14:00.800
‫لیوانهاشون رو میبرن بالا.

14:03.120 --> 14:04.520
‫اوه، ها ها.

14:06.240 --> 14:09.400
‫و یه صدایی باعث میشه سرشون رو برگردونن.

14:09.440 --> 14:15.360
‫یه پنجره شکسته و یه پرنده روی زمین میبینن.

14:16.440 --> 14:18.200
‫یکی از همکارها از خودش میپرسه...

14:20.040 --> 14:23.040
‫یه پرنده همین الان
‫خورد به پنجره و شکوندش؟

14:24.400 --> 14:27.400
‫و مقتول شما غش میکنه،

14:27.440 --> 14:29.600
‫و درجا تموم میکنه.

14:36.400 --> 14:38.840
‫زدم تو خال، نه؟

14:42.440 --> 14:45.080
‫آره، طبق گفته شاهدهای عینی.

14:45.120 --> 14:46.560
‫دلت میخواد بدونی واقعا چه اتفاقی افتاد؟

14:46.600 --> 14:47.640
‫کارآگاه مونرو...

14:47.680 --> 14:49.960
‫بفرما. تریبون در اختیار شماست.

14:51.760 --> 14:56.160
‫با نگاه بهش، آدم ممکنه
‫نتیجه بگیره که کلا یه تیر شلیک شده.

14:56.200 --> 14:58.400
‫- و فقط صدای یه شلیک هم شنیده شد.
‫- کارآگاه مونرو...

14:58.440 --> 14:59.520
‫اشتباهه.

15:01.840 --> 15:04.240
‫اصلا صدای هیچ شلیکی شنیده نشد.

15:04.280 --> 15:06.480
‫اما ما شاهدهایی داریم که میگن اونا...

15:06.520 --> 15:09.520
‫اول، اون زاغی هست...

15:10.880 --> 15:12.160
‫...که افتاد روی زمین.

15:13.160 --> 15:15.680
‫بعدش، اولین شلیک...

15:19.120 --> 15:20.960
‫...که پنجره رو میشکونه.

15:21.000 --> 15:22.320
‫اسلحه صدا خفه کن داره.

15:23.360 --> 15:26.200
‫اون صدای خرد شدن شیشه هست

15:26.240 --> 15:30.560
‫که حواس همه رو جلب میکنه
‫و در نتیجه ذهنشون رو منحرف میکنه.

15:37.440 --> 15:40.000
‫وقتی مقتول فریاد میزنه،

15:40.040 --> 15:42.520
‫همه برمیگردن که نگاه کنن.

15:42.560 --> 15:46.400
‫اونا زخم گلوله رو میبینن
‫و مغزشون بقیه کارو انجام میده،

15:46.440 --> 15:49.280
‫و حقایق رو به منطقی ترین
‫شکل کنار هم میچینه،

15:49.320 --> 15:52.160
‫و بهشون میگه اون چیزی که
‫شنیدن صدای شلیک بوده،

15:52.200 --> 15:56.560
‫در حالی که در واقعیت،
‫فقط صدای شکستن شیشه بوده.

16:00.000 --> 16:01.320
‫خب، چرا این کارو کردی؟

16:01.360 --> 16:02.760
‫اوه، نه!

16:03.800 --> 16:09.400
‫امروز خبری از اعتراف نیست، کارآگاه مونرو.
‫من قاتل مد نظر شما نیستم.

16:09.440 --> 16:10.720
‫پس ما اینجا داریم چیکار میکنیم؟

16:10.760 --> 16:13.760
‫داریم ظرافت کار زاغی رو تحسین میکنیم.

16:16.400 --> 16:19.080
‫میدونستم یه کلکی تو کاره، و همینطور هم بود.

16:19.120 --> 16:20.960
‫خیلی شیک و تمیزه.

16:21.000 --> 16:23.960
‫همش مربوط به منحرف کردن حواسه،
‫این تخصص اونه.

16:24.000 --> 16:27.400
‫در مورد تست بسکتبال گوریل چیزی شنیدی؟

16:27.440 --> 16:29.800
‫تو در مورد تلف کردن وقت پلیس چیزی شنیدی؟

16:29.840 --> 16:31.840
‫از یه گروه خواستن که تعداد

16:31.880 --> 16:35.720
‫پاسهای بین دوتا تیم بسکتبال رو بشمرن.

16:35.760 --> 16:39.720
‫وسط بازی، یه بازیگر
‫که لباس گوریل پوشیده بود،

16:39.760 --> 16:42.440
‫خیلی تابلویی پرید وسط زمین.

16:42.480 --> 16:44.210
‫بیشتر بیننده ها چون روی توپ

16:44.230 --> 16:46.400
‫تمرکز کرده بودن،
‫اصلا متوجهش نشدن.

16:46.440 --> 16:48.320
‫آره خب، لابد یه مشت احمق بودن.

16:48.360 --> 16:52.720
‫توجهشون جای دیگه ای بود،
‫درست مثل شما، کارآگاه مونرو.

16:52.760 --> 16:53.840
‫چی؟

16:53.880 --> 16:55.600
‫اون دستبندهاش رو باز کرده.

16:56.600 --> 16:58.280
‫این همون چیزی بود که سعی داشتم بهت بگم.

16:58.320 --> 16:59.440
‫تو دختر باهوشی هستی.

16:59.480 --> 17:01.640
‫تو باید گوریل رو میدیدی.

17:01.680 --> 17:04.240
‫مغز، واقعا شگفت انگیزه.

17:04.280 --> 17:07.880
‫یه عضو خیلی جالب
‫و در عین حال غیرقابل اعتماده.

17:30.160 --> 17:32.800
‫بسیار خب، میتونی بگی. رئیس؟

17:32.840 --> 17:34.040
‫سیاه شدم.

17:34.080 --> 17:37.600
‫ولی حداقل الان میدونیم
‫قتل چطوری اتفاق افتاده.

17:37.640 --> 17:40.160
‫اونم میتونه اون عضو غیرقابل
‫اعتمادش رو بذاره کوزه آبش رو بخوره.

17:40.200 --> 17:42.960
‫و آره، خودم میدونم
‫این حرفم چه معنی ای میده.

18:14.040 --> 18:15.320
‫همینه.

18:19.400 --> 18:20.600
‫خب، چی شد که نظرت عوض شد؟

18:23.200 --> 18:24.280
‫خب، فکر کنم...

18:26.400 --> 18:29.080
‫فکر کنم بهتره که تمام عمرم رو
‫با حس کنجکاوی بی جواب نگذرونم.

18:42.280 --> 18:43.280
‫آماده ای؟

18:45.080 --> 18:46.080
‫آره.

18:53.480 --> 18:54.960
‫- ممنون.
‫- بفرمایین.

19:00.880 --> 19:02.480
‫واقعا نمیدونم چی میتونم بهت بگم.

19:03.600 --> 19:05.280
‫مادرت خیلی وقت پیش از اینجا رفت.

19:06.440 --> 19:07.720
‫فقط منم و دخترم مدی، اینجا زندگی میكنیم.

19:08.880 --> 19:10.080
‫درسته.

19:10.120 --> 19:11.240
‫شما...

19:12.640 --> 19:14.480
‫میدونین كجا اسباب كشی كرد و رفت؟

19:17.520 --> 19:18.640
‫شما نمیدونین؟

19:23.600 --> 19:24.800
‫اون فوت شده.

19:27.920 --> 19:29.360
‫كِی؟

19:29.400 --> 19:31.120
‫حدود 13 سال پیش.

19:34.320 --> 19:35.680
‫واقعا متاسفم.

19:37.400 --> 19:38.400
‫یه لحظه وایسا.

19:45.080 --> 19:47.160
‫وقتی اومدم اینجا، این اینجا بود.

19:48.560 --> 19:50.040
‫فكر كنم این تویی.

19:54.800 --> 19:56.640
‫13 سال اینو نگه داشتی؟

19:56.680 --> 19:57.840
‫من هیچی رو دور نمیندازم.

20:00.000 --> 20:02.880
‫مامان، میشه بیای كمكم كنی؟

20:02.920 --> 20:04.440
‫- مامانی!
‫- اوه، مدی.

20:05.520 --> 20:06.880
‫ببخشید، یه ثانیه هم طول نمیكشه.

20:13.000 --> 20:14.200
‫خوبی؟

20:15.400 --> 20:17.160
‫- سوال احمقانه ای بود.
‫- خوبم.

20:21.960 --> 20:23.000
‫این تویی؟

20:26.400 --> 20:27.840
‫آره، و اون.

20:27.880 --> 20:29.560
‫- میخوای كمكت كنم بندازیش گردنت؟
‫- نه.

20:29.600 --> 20:31.680
‫نه، نمیخوام بندازمش.

20:37.200 --> 20:39.560
‫- ما دیگه داریم میریم.
‫- باشه.

20:39.600 --> 20:42.760
‫ببخشید كه همچنین
‫خبر غم انگیزی بهتون دادم.

20:42.800 --> 20:44.000
‫اگه چیز دیگه ای بود...

20:45.920 --> 20:47.080
‫ممنون.

20:47.120 --> 20:48.120
‫ببخشید.

20:53.120 --> 20:54.720
‫اون راست میگفت، مگه نه؟

20:54.760 --> 20:56.440
‫همه شاهدها میگن كه
‫فقط صدای یه شلیك رو شنیدن.

20:58.640 --> 20:59.920
‫یه چیزی برات دارم.

20:59.960 --> 21:02.400
‫اوه، درسته. میشه حواست باشه؟

21:02.440 --> 21:04.880
‫این مال جزایر كیمن هستش.

21:04.920 --> 21:07.120
‫اوه، ببخشید. اوه.

21:10.360 --> 21:11.520
‫خب، چی داری حالا؟

21:11.560 --> 21:14.640
‫بن جارت، مقتول ما، یه مشتری ثابت بود.

21:14.680 --> 21:17.240
‫فرشته های شمال.
‫از هیچ كلیشه ای نگذشتن.

21:17.280 --> 21:20.120
‫سوابق ورودش نشون میده كه
‫همیشه همون دختر رو میخواست،

21:20.160 --> 21:21.400
‫امبر.

21:25.040 --> 21:27.440
‫یعنی چی؟ متخصص در جی اف ای.

21:27.480 --> 21:28.840
‫تجربه دوست دختر بودن.

21:28.880 --> 21:31.400
‫اوه، اون دیگه چیه؟

21:31.440 --> 21:34.400
‫به نظر میاد فقط همراهی كردن مشتری ها

21:34.440 --> 21:37.720
‫توی مهمونی ها و بردنشون
‫به قرارهای عاشقونه و اینجور چیزاست.

21:37.760 --> 21:39.200
‫میخوای بری ببینیش، جیك؟

21:39.240 --> 21:40.800
‫- چی، من؟
‫- آره.

21:40.840 --> 21:43.200
‫تو یه افسر پلیسی،
‫ازت نمیخوام كه باهاش بری سر قرار.

21:44.280 --> 21:47.520
‫نه. آره، نه، البته. خیلی خب.

23:00.240 --> 23:02.560
‫جیك؟ من امبر هستم.

23:02.600 --> 23:04.760
‫خیلی خوشحال شدم كه بهم زنگ زدی.

23:04.800 --> 23:06.120
‫امیدوارم خیلی راه دوری نیومده باشی.

23:07.760 --> 23:10.920
‫خب، دنبال چه جور چیزی میگردی؟

23:14.720 --> 23:17.120
‫ببین، برام مهم نیست زندگیت رو
‫چطوری میگذرونی، باشه؟

23:17.160 --> 23:19.800
‫من میخوام در مورد یكی از
‫مشتری هات بدونم، بن جارت.

23:19.840 --> 23:21.800
‫- اوه، متاسفم من نمیتونم...
‫- اون به قتل رسیده.

23:23.920 --> 23:25.160
‫وای خدای من.

23:25.200 --> 23:26.600
‫خوب میشناختیش؟

23:26.640 --> 23:28.320
‫خب، اون مشتری من بود، اما...

23:29.560 --> 23:30.920
‫...ما با هم صمیمی بودیم.

23:30.960 --> 23:33.040
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- هنوز كاملا نمیدونیم.

23:34.040 --> 23:37.200
‫تا حالا چیزی گفته بود
‫كه نگرانش باشه؟ خانواده؟ رفقا؟

23:37.240 --> 23:40.560
‫نه، اون اصلا در مورد
‫زندگی شخصی اش حرف نمیزد.

23:40.600 --> 23:41.880
‫فكر نكنم زندگی شخصی چندانی هم داشت.

23:43.240 --> 23:45.320
‫واسه كارش خیلی سفر میكرد،

23:45.360 --> 23:47.120
‫میدونم كه این قضیه براش استرس زا بود.

23:47.160 --> 23:49.240
‫دلش میخواست یه كم سرعتش رو كم كنه.

23:49.280 --> 23:50.360
‫برنامه ای داشت؟

23:53.400 --> 23:55.720
‫میگفت دلش میخواد وقت بیشتری با من بگذرونه،

23:55.760 --> 23:57.600
‫و كارایی كه دوست داره رو انجام بده.

23:58.880 --> 24:01.440
‫شاید مسخره به نظر بیاد،
‫ولی اون خیلی توی نخ شعبده بازی بود.

24:02.560 --> 24:03.560
‫شعبده بازی؟

24:09.760 --> 24:11.520
‫درست از همین جاست.

24:14.600 --> 24:16.280
‫خانم ایوانز!

24:16.320 --> 24:18.560
‫پس اونقدرا هم كه فكر میكردیم
‫آدم سر به راهی نیستی.

24:22.720 --> 24:25.640
‫حیوان خونگی توی محل كار؟
‫كاملا مطمئنم كه واسه این كار قانون وجود داره.

24:26.760 --> 24:31.080
‫خب، بله، چندین تا قانون در موردش هست.

24:31.120 --> 24:34.080
‫خب، فقط هیچكس واقعا... اونا نمیان این پشت.

24:34.120 --> 24:35.600
‫- من فكر نكردم...
‫- بیخیال بابا.

24:36.600 --> 24:37.720
‫ردیفه.

24:37.760 --> 24:42.360
‫خب، دقیقا دنبال چی میگردیم؟
‫همینطوری برام توضیح بده.

24:42.400 --> 24:45.440
‫آره، باشه. خب، من به شدت
‫حواسم به صداها هست،

24:45.480 --> 24:47.080
‫ولی به سكوت هم همینطور.

24:47.120 --> 24:50.480
‫اون صداها، صدها پرونده ای هستن كه
‫بن جارت به عنوان وكیل توشون بوده،

24:50.520 --> 24:52.760
‫كه اصلا ربطی به مرگش ندارن.

24:52.800 --> 24:56.800
‫پس اگه اونا رو بذاری كنار،
‫میتونی چیزی كه لازمه رو ببینی.

24:58.440 --> 25:02.360
‫سال ۱۹۹۵، بن جارت
‫به خاطر جیب بری بازداشت شده بود.

25:02.400 --> 25:04.640
‫اون موقع نوجوان بود.

25:04.680 --> 25:07.880
‫جیب بری. به نظر میاد
‫توی این كار خیلی هم موفق بوده.

25:07.920 --> 25:09.640
‫یه چیز دیگه هم هست كه باید بهت نشون بدم.

25:21.360 --> 25:23.880
‫واو، حسابی سرت شلوغ بوده.

25:23.920 --> 25:26.720
‫خب، ۳۰ جولای ۲۰۱۶،

25:26.760 --> 25:29.920
‫بن جارت همون روزی كه نقاشی
‫ترنر دزدیده شد، توی لندن بوده.

25:29.960 --> 25:33.120
‫۴ می ۲۰۱۸، اون به مسكو سفر كرده،

25:33.160 --> 25:34.960
‫همون روزی كه الماس های ناركوسكی

25:35.000 --> 25:37.000
‫از یه جواهرفروشی
‫توی میدون سرخ دزدیده شدن.

25:37.040 --> 25:41.840
‫در آخر، ۶ آگوست ۲۰۲۲، اون توی
‫هتل اینفینیتی اویسیس اقامت داشت،

25:41.880 --> 25:45.040
‫همون روزی كه زاغی دخل و تصرف
‫مسابقات اسب سواری دبی رو دزدید.

25:47.240 --> 25:49.600
‫و امبر هم گفت كه اون
‫واسه كارش خیلی سفر میكرده.

25:53.120 --> 25:55.160
‫به نظر میاد اون فقط
‫دنبال جمع كردن امتیاز پرواز نبوده.

26:00.880 --> 26:04.080
‫بن جارت قربانی زاغی نبود...

26:05.200 --> 26:06.880
‫...خود زاغی بود.

26:06.920 --> 26:08.000
‫معرکه هست.

26:08.040 --> 26:11.280
‫ولی هنوز به قاتل نزدیک نشدیم.

26:11.320 --> 26:12.920
‫چقدر مطمئنی؟

26:12.960 --> 26:15.160
‫- ویل؟
‫- حساب بانکی جارت وضعش خوبه،

26:15.200 --> 26:18.320
‫اما با درآمد یه وکیل جور در میاد.
‫مورد مشکوکی نیست.

26:18.360 --> 26:20.680
‫- پس اون میلیون ها دلار کجان؟
‫- سوال خوبیه.

26:20.720 --> 26:23.160
‫هیچ رد و نشونی از پول های دزدی زاغی نیست.

26:23.200 --> 26:24.280
‫جیک، تو چی پیدا کردی؟

26:24.320 --> 26:26.760
‫خب، موفق شدم پرونده
‫نوجوانی بن جارت رو گیر بیارم.

26:26.800 --> 26:28.920
‫یه مدتی رو توی
‫کانون اصلاح و تربیت گذرونده بوده،

26:28.960 --> 26:30.160
‫و اونجا به یه دلیلی سر زبون ها افتاد،

26:30.200 --> 26:32.800
‫چون یه برنامه بازپروری خاص داشتن با

26:32.840 --> 26:34.280
‫یه یارویی به اسم جی پرستو.

26:34.320 --> 26:36.560
‫اوه. جی پرستو دیگه کیه؟

26:36.600 --> 26:39.680
‫اوه، اون یه شعبده باز معروف تلویزیونی بود.

26:39.720 --> 26:42.000
‫- دهه 80 خیلی اسمی بود، مگه نه؟
‫- آره.

26:42.040 --> 26:43.880
‫وو! ووهوو!

26:43.920 --> 26:45.480
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم.

26:45.520 --> 26:47.560
‫آره، زینزی هم میگه من از دنیا عقبم.

26:47.600 --> 26:50.360
‫خب، به هر حال شانس آوردی، چون این روزها،

26:50.400 --> 26:53.200
‫جی پرستو یه موزه کوچیک
‫شعبده بازی رو میگردونه، پس...

26:53.230 --> 26:54.160
‫آه، چه جالب.

26:54.200 --> 26:57.160
‫نظرت چیه، هدفونی؟ ها؟

26:57.200 --> 26:59.240
‫موفق شدی هویت زاغی رو شناسایی کنی.

26:59.280 --> 27:01.240
‫اینترپل 20 سال نتونست این کارو بکنه.

27:01.280 --> 27:02.280
‫ببینیم دیگه چی تو چنته داری.

27:04.440 --> 27:05.440
‫باشه.

27:06.760 --> 27:08.760
‫خیلی خب بچه ها، به گشتن ادامه بدین.

27:14.960 --> 27:17.080
‫اوه. اوه، واو.

27:19.880 --> 27:22.960
‫واو، این محشره. این فوق العاده هست.

27:23.000 --> 27:26.400
‫جی پرستو یه زمانی
‫پای ثابت برنامه های صبح شنبه بود.

27:26.440 --> 27:29.120
‫یه شو عالی داشت، همه تماشا میکردن.

27:29.160 --> 27:30.720
‫من تماشا نمیکردم.

27:30.760 --> 27:34.160
‫من صبح های شنبه ام رو
‫میذاشتم واسه بهتر کردن درکم

27:34.200 --> 27:37.400
‫از ضریب های رگرسیون.

27:39.840 --> 27:42.440
‫جعبه شمشیر.

27:43.960 --> 27:46.800
‫میدونی، من هنوزم اصلا نمیدونم
‫اون چطوری این کارو میکرد؟

27:46.840 --> 27:48.040
‫واقعا؟

27:48.080 --> 27:50.560
‫خب، راستش خیلی... خیلی ساده هست.

27:50.600 --> 27:53.400
‫دستیار طوری به نظر میاد
‫که انگار کامل دراز کشیده،

27:53.440 --> 27:55.880
‫اما در واقع فقط توی این محفظه وسطیه.

27:55.920 --> 27:58.920
‫پس تمام شمشیرهای بلند
‫میرن توی محفظه های خالی،

27:58.960 --> 28:01.220
‫اینا هم زاویه شون رو به
‫بالا یا پایین تنظیم میشه...

28:01.250 --> 28:02.000
‫راستش...

28:03.040 --> 28:06.160
‫...نمیخواستم بدونم، ولی ممنون.

28:27.400 --> 28:29.120
‫بعد از ظهر بخیر.

28:29.160 --> 28:31.720
‫سلام، آقای پرستو.

28:31.760 --> 28:36.560
‫من کارآگاه مونرو هستم
‫از اداره پلیس شهر یورک.

28:36.600 --> 28:39.800
‫- فقط میخوام چندتا سوال ازتون بپرسم.
‫- یه کارت انتخاب کن.

28:42.320 --> 28:43.320
‫بردار دیگه.

28:44.920 --> 28:45.920
‫باشه.

28:49.280 --> 28:51.480
‫- عالیه. نگاهش کنم؟
‫- اوهوم.

28:52.960 --> 28:54.800
‫حالا بذارش سر جاش تو دسته کارت ها، عزیزم.

28:56.480 --> 28:57.560
‫خودشه.

29:06.200 --> 29:08.000
‫این کارت توئه؟

29:09.120 --> 29:10.160
‫نه.

29:15.440 --> 29:16.720
‫نظرت در مورد...

29:20.400 --> 29:22.280
‫- ...این یکی چیه؟
‫- آره!

29:22.320 --> 29:24.400
‫آره، خودشه، آره.

29:24.440 --> 29:26.240
‫هوم. خیلی زیرکانه بود.

29:26.280 --> 29:28.440
‫تردستی. این یه تکنیکه.

29:28.480 --> 29:30.680
‫خیلی راحت میشه توش استاد شد
‫اگه راه درستش رو...

29:30.720 --> 29:32.000
‫آره، میشه شعبده رو خراب نکنی؟

29:33.840 --> 29:35.000
‫هوم.

29:40.640 --> 29:41.920
‫زینزی.

29:45.680 --> 29:48.480
‫سلام. نوشیدنی میخواستی؟
‫برات کومبوچا آوردم.

29:48.520 --> 29:50.080
‫نمیدونم چی هست اصلا.

29:54.080 --> 29:57.080
‫اون توئیتی که توئیت کردی...

29:58.480 --> 30:00.160
‫- منظورت پستی هست که گذاشتم؟
‫- حالا هر چی.

30:01.160 --> 30:04.520
‫- تو یه پرونده رو به خطر انداختی.
‫- اوه، خدا.

30:04.560 --> 30:06.800
‫واقعا معذرت میخوام.

30:06.840 --> 30:10.800
‫ببین، رئیس پلیس فکر میکنه این کار لازمه،

30:10.840 --> 30:12.800
‫اما اگه نتونی یاد بگیری
‫به روال کار پلیس احترام بذاری،

30:12.840 --> 30:14.720
‫این همکاری فایده ای نداره. متوجهی؟

30:14.760 --> 30:16.000
‫آره. آره آره آره، البته که متوجهم.

30:16.040 --> 30:17.520
‫قضیه جدیه.

30:17.560 --> 30:19.920
‫اینجا سوپرمارکت نیست.

30:19.960 --> 30:22.400
‫میدونم. میدونم، نباید اون کارو میکردم.

30:22.440 --> 30:23.640
‫معلومه که نباید میکردی.

30:23.680 --> 30:26.240
‫خیلی احساس بدی دارم، سرهنگ باکستر.

30:26.280 --> 30:28.080
‫کاملا پام رو از گلیمم درازتر کردم.

30:33.040 --> 30:35.600
‫اشکالی نداره. یعنی،
‫معلومه که اشکال داره،

30:35.640 --> 30:39.240
‫ولی همه اشتباه میکنن،
‫پس دیگه نگرانش نباش.

30:43.720 --> 30:45.120
‫حالت خوبه؟

30:47.160 --> 30:49.160
‫آره. ممنون.

30:50.160 --> 30:53.120
‫و بهت قول میدم، این اتفاق
‫دیگه هیچ وقت تکرار نشه.

30:54.480 --> 30:57.200
‫و حواسم هست که امروز
‫بعد از ظهر اون توئیت پست رو بذارم.

30:58.560 --> 31:01.640
‫- منظورم همون پسته، ولی...
‫- میدونم.

31:17.280 --> 31:18.280
‫ام.

31:20.320 --> 31:21.440
‫نه.

31:22.440 --> 31:24.840
‫نه، من سال هاست که بن جارت رو ندیدم.

31:24.880 --> 31:27.880
‫اون یکی از شاگردهای من
‫توی کانون اصلاح و تربیت بود.

31:27.920 --> 31:29.040
‫چطور آدمی بود؟

31:29.080 --> 31:30.200
‫تشنه یادگیری بود.

31:30.240 --> 31:31.720
‫همه چیز رو سریع یاد میگرفت.

31:31.760 --> 31:33.040
‫استعداد داشت.

31:33.080 --> 31:35.080
‫توی شعبده بازی؟

31:35.120 --> 31:36.160
‫و اصول فریب ذهن.

31:37.720 --> 31:39.720
‫- میتونم؟
‫- بله.

31:39.760 --> 31:42.080
‫نگران نباش اگه متوجهش نمیشی،

31:42.120 --> 31:44.120
‫این کلک مخ بهترین های
‫ما رو هم کار گرفته، عزیزم.

31:49.280 --> 31:52.040
‫پس شما به مجرم های
‫جوون شعبده بازی یاد میدادین؟

31:52.080 --> 31:53.480
‫پس نجاری چی شد؟

31:53.520 --> 31:55.120
‫خب، شعبده بهشون اعتماد به نفس میداد،

31:55.160 --> 31:58.040
‫توانایی ارتباط با بقیه
‫و تقویت شم و شهودشون.

31:58.080 --> 32:00.080
‫من جیب برها رو تبدیل کردم به...

32:01.600 --> 32:03.640
‫- خب، بن جارت چیکاره شد؟
‫- اون وکیل شد.

32:04.880 --> 32:05.880
‫خب، بفرما.

32:07.040 --> 32:08.920
‫گوش کن، متاسفم که
‫نمیتونم کمک بیشتری بکنم.

32:08.960 --> 32:10.160
‫نه، یعنی، چیزه...

32:10.200 --> 32:12.880
‫اگه چیزی به ذهنتون رسید، فقط...

32:12.920 --> 32:13.920
‫بذار اینو بهت بدم.

32:13.960 --> 32:18.000
‫و بذار اینو هم بهت بدم.

32:22.600 --> 32:24.960
‫و بذار این یکی رو هم بهت بدم.

32:27.960 --> 32:29.120
‫حل شد.

32:37.800 --> 32:38.800
‫هوم.

32:41.480 --> 32:44.880
‫اون یه افسر پلیسه و اینا همش حقه بازیه،

32:44.920 --> 32:48.480
‫- پس نمیفهمم چطور دستش رو نمیخوند.
‫- هوم.

32:49.800 --> 32:51.880
‫فکر کنم به سیم کشی مغز ربط داره، میدونی؟

32:51.920 --> 32:53.120
‫منظورت چیه؟

32:53.160 --> 32:55.920
‫خب، مثل مامانمه. اون یه آدم عادیه.

32:55.960 --> 32:57.080
‫اون یه هنرمنده.

32:58.120 --> 33:00.640
‫و عاشق این نقاشی های
‫سبک امپرسیونیسم هست.

33:00.680 --> 33:03.840
‫پس وقتی بهشون نگاه میکنه، میتونه مثلا

33:03.880 --> 33:07.480
‫یه منظره یا شاید یه قطار رو ببینه.

33:07.520 --> 33:12.560
‫ولی وقتی من به یکی از اونا نگاه میکنم،
‫فقط لکه های رنگ میبینم.

33:12.600 --> 33:14.160
‫آره، منم مثل توام.

33:14.200 --> 33:15.900
‫ولی فکر کنم این خوبه، چون میتونم

33:15.920 --> 33:18.200
‫جزئیاتی رو ببینم که
‫دوست های عادیم نمیبینن،

33:18.240 --> 33:21.320
‫مثل یه لونه روی درخت
‫یا یه صورت پشت پنجره.

33:21.360 --> 33:24.800
‫آره. برادرم یه پوستر از فیلم بتمن داره،

33:24.840 --> 33:26.920
‫و یکی از خفاش ها داره سر و ته پرواز میکنه.

33:26.960 --> 33:28.720
‫- این غیرممکنه.
‫- دقیقا.

33:30.400 --> 33:32.240
‫و اون انگار اصلا براش مهم نیست.

33:32.280 --> 33:34.840
‫در واقع، وقتی بهش اشاره کردم عصبی شد.

33:34.880 --> 33:36.760
‫شاید لذتش رو براش خراب کردی.

33:36.800 --> 33:38.200
‫دیگه دهن منو در مورد بتمن باز نکن.

33:39.200 --> 33:41.000
‫بت موبیل مشخصا با یه

33:41.040 --> 33:43.040
‫موتور توربین گازی کار میکنه،

33:43.080 --> 33:44.320
‫ولی صداش صدای...

33:45.880 --> 33:47.200
‫یه موتور پیستونیه.

33:47.240 --> 33:48.760
‫کاملا مضحکه.

33:53.720 --> 33:56.520
‫- خودشه. خودشه.
‫- آره.

33:57.560 --> 34:00.200
‫- سلام.
‫- بیا، ببین کی نیم ساعت قبل از

34:00.240 --> 34:02.640
‫قتل بن جارت سر و کله اش پیدا شده
‫و 10 دقیقه بعدش رفته،

34:02.680 --> 34:03.760
‫امبر.

34:03.800 --> 34:06.080
‫همدم محبوب جارت.

34:06.120 --> 34:10.280
‫اوه، من راستش فقط میخواستم
‫با کارآگاه مونرو حرف بزنم.

34:11.680 --> 34:12.680
‫اوه.

34:13.720 --> 34:14.760
‫بگو.

34:15.840 --> 34:18.880
‫خب، من فقط میخواستم عذرخواهی کنم

34:18.920 --> 34:21.040
‫بخاطر اینکه اون روز شعبده رو خراب کردم.

34:22.040 --> 34:24.080
‫- چی؟
‫- خب، من فقط،

34:24.120 --> 34:27.560
‫نمیفهمیدم چطور متوجه حقه ها نمیشدین.

34:27.600 --> 34:30.160
‫و بعد فهمیدم که
‫سیم کشی مغز شما فرق میکنه،

34:30.200 --> 34:32.240
‫فقط میخواستم بگم که معذرت میخوام.

34:34.280 --> 34:35.640
‫خیلی خب، ممنون.

34:49.320 --> 34:51.760
‫چرا به ما نگفتی که در صحنه جرم بودی؟

34:54.560 --> 34:55.960
‫میدونستم بد به نظر میاد.

34:56.000 --> 34:58.160
‫آره، الان بدتر هم به نظر میاد.

34:58.200 --> 35:00.120
‫- میتونم توضیح بدم.
‫- فکر کنم باید این کارو بکنی.

35:02.520 --> 35:05.400
‫2 روز قبل از اینکه بن بمیره،
‫یه ایمیل از یه مشتری جدید گرفتم.

35:05.440 --> 35:08.160
‫میخواست با یه دوست قدیمی شوخی کنه.

35:08.200 --> 35:09.200
‫کی؟

35:09.240 --> 35:11.080
‫یکی به اسم گای دلتون.

35:11.120 --> 35:14.240
‫من باید نقش منشی
‫یه شرکت انتشاراتی رو بازی میکردم،

35:14.280 --> 35:17.280
‫منتظرش میذاشتم و بعد
‫بهش میگفتم که قرار لغو شده.

35:19.320 --> 35:21.200
‫و تو هیچ سوالی نپرسیدی؟

35:21.240 --> 35:23.800
‫اون بهم 1000 تا داد،
‫و من دلیلی نداشتم که شک کنم.

35:25.600 --> 35:28.440
‫اما بعدش وقتی فهمیدم
‫بن کشته شده، من...

35:30.280 --> 35:31.520
‫فقط اونقدری ترسیده بودم
‫که نتونستم چیزی بگم.

35:33.400 --> 35:34.560
‫و اون مشتری کی بود؟

35:36.080 --> 35:38.000
‫اسمش رو نگفت، همه اش با ایمیل بود.

35:38.040 --> 35:39.640
‫- ویل.
‫- ردیفش میکنم.

35:39.680 --> 35:44.160
‫و آیا بن جارت به هیچ
‫برنامه مالی ای اشاره کرد،

35:44.200 --> 35:46.240
‫- مثل حساب های خارج از کشور برای بیمه؟
‫- نه، نه. وای، نه.

35:46.280 --> 35:48.240
‫اون هیچ وقت اینطوری نبود.
‫اهل این کارا نبود.

35:49.880 --> 35:52.160
‫ما فقط کارهای معمولی میکردیم.

35:52.200 --> 35:53.880
‫میدونی، تلویزیون تماشا میکردیم،
‫میرفتیم شام.

35:55.480 --> 35:57.360
‫اون مرکز عتیقه فروشی رو میشناسی؟

35:58.520 --> 36:00.880
‫اون عاشق اون جای
‫عتیقه های کوچیک و عجیب بود.

36:00.920 --> 36:01.920
‫اون خیلی خوره بود.

36:03.200 --> 36:04.400
‫یه جورایی دوست داشتنی بود.

36:07.400 --> 36:09.400
‫ببخشید.

36:10.640 --> 36:11.640
‫نه.

36:12.640 --> 36:13.840
‫نه، اشکالی نداره.

36:13.880 --> 36:16.520
‫ممنون. خیلی کمک کردی.

36:18.160 --> 36:19.520
‫پس فکر کنم گای دلتون رو آزاد میکنیم،

36:19.560 --> 36:21.120
‫اگه امبر براش گواهی عدم حضور داده.

36:21.160 --> 36:24.080
‫آره. من واقعا مشتاق بودم
‫که یه چیزی رو بهش بچسبونم.

36:24.120 --> 36:25.960
‫آدم خیلی نچسبی بود. خب،

36:26.000 --> 36:27.880
‫فکر نکنم استاد فریبکاری از اینکه

36:27.920 --> 36:31.200
‫گول خورده خوشش بیاد،
‫ اگه این مایه تسلیه.

36:31.240 --> 36:33.000
‫آره، یه جورایی.

36:33.040 --> 36:34.440
‫صبر کن، ویل،

36:34.480 --> 36:38.480
‫توی دوربین های مداربسته
‫اون مرکز تجاری، 10 ثانیه برو عقب.

36:41.120 --> 36:43.680
‫خب، اون روز 5 تا عضو

36:43.720 --> 36:46.080
‫توی تیم بررسی صحنه جرم بودن،
‫ولی نگاه کن، 6 تا...

36:47.080 --> 36:48.320
‫6 تا میان بیرون.

36:48.360 --> 36:49.600
‫یه لحظه صبر کن.

36:53.800 --> 36:54.800
‫راست میگه.

36:54.840 --> 36:56.640
‫آره، پس ششمی کیه؟

36:58.680 --> 37:00.400
‫قاتلمون داره فلنگ رو میبنده؟

37:03.040 --> 37:04.160
‫ایمیل هاش رو آوردی بالا؟

37:04.200 --> 37:06.720
‫آره، این مشتری ناشناس
‫ اطلاعات زیادی لو نداده.

37:06.760 --> 37:08.320
‫- آدرس چیه؟
‫- رمگذاری شده هست.

37:10.040 --> 37:12.360
‫ممنون و موفق باشی، عزیزم.

37:13.560 --> 37:14.680
‫عزیزم.

37:27.880 --> 37:29.520
‫حکم تفتیشه، عزیزم.

37:31.640 --> 37:32.920
‫بالا رو چک کنین.

37:32.960 --> 37:34.400
‫فکر کردین دارین چه غلطی میکنین؟

37:34.440 --> 37:36.120
‫این رسواییه.

37:36.160 --> 37:38.840
‫جی، گای دلتون رو چقدر خوب میشناختی؟

37:38.880 --> 37:39.520
‫کی؟

37:39.550 --> 37:41.520
‫همون مردی که براش برای
‫قتل بن جارت پاپوش دوختی.

37:41.560 --> 37:43.400
‫نمیدونم دارین درباره چی حرف میزنین.

37:43.440 --> 37:45.720
‫تا وقتی وکیلم نیاد کلمه ای حرف نمیزنم.

37:45.760 --> 37:46.800
‫رئیس؟

37:48.400 --> 37:49.440
‫صدا خفه کن داره.

37:52.840 --> 37:54.760
‫نیازی به این کار نیست.

37:56.760 --> 37:58.240
‫میذارین کتم رو بردارم؟

38:02.120 --> 38:03.560
‫ای بابا، محض رضای خدا.

38:05.560 --> 38:07.760
‫- اِ، کجاست؟
‫- بیا، اینو بگیر.

38:09.480 --> 38:11.000
‫- بیرونه؟
‫- نمیدونم.

38:11.030 --> 38:12.000
‫از بغلت رد شد؟

38:20.880 --> 38:23.000
‫- اینجا. اونجا رو چک کردی؟
‫- آره.

39:17.360 --> 39:20.000
‫چرا این کارو کردی، جی؟ چرا کشتیش؟

39:27.440 --> 39:29.960
‫تو میدونستی بن جارت واقعا کی بود.

39:32.720 --> 39:34.960
‫بخاطر حسادت بود چون اون زاغی بود؟

39:35.000 --> 39:36.960
‫هنوز یه قدم عقبی، کارآگاه مونرو.

39:38.440 --> 39:39.480
‫اون زاغی نبود...

39:41.600 --> 39:42.800
‫ما با هم زاغی بودیم.

40:19.120 --> 40:21.720
‫جی پرستو، من تو رو به اتهام

40:21.760 --> 40:23.640
‫قتل بن جارت بازداشت میکنم.

40:23.680 --> 40:24.800
‫مجبور نیستی چیزی بگی،

40:24.840 --> 40:26.240
‫اما اگه موقع بازجویی
‫چیزی رو که بعدا توی دادگاه

40:26.270 --> 40:28.280
‫بهش استناد کنی نگی، ممکنه
‫به دفاعیه ات ضربه بزنه.

40:28.320 --> 40:32.960
‫هر چی هم بگی ممکنه در مدرک
‫علیه خودت استفاده بشه.

40:36.480 --> 40:37.560
‫پس...

40:39.160 --> 40:42.920
‫تنها کاری که تو میکردی پولشویی بود،
‫میفرستادیش خارج.

40:42.960 --> 40:44.880
‫جارت همه خطرها رو به جون میخرید،

40:44.920 --> 40:47.240
‫تو فقط یه حسابدار پر زرق و برق بودی.

40:47.280 --> 40:49.480
‫من مغز متفکر پشت تک تک دزدی ها بودم.

40:49.520 --> 40:52.720
‫اونا ایده های من بودن، استراتژی های من.

40:54.680 --> 40:56.840
‫و بعد اون به خودش اجازه داد
‫فکر کنه میتونه تنهایی پیش بره.

40:59.000 --> 41:00.200
‫خب، اون زد به هدف...

41:02.440 --> 41:04.640
‫الماس های آبی نارکوسکی رو دزدید،

41:04.680 --> 41:05.680
‫که 3 میلیون ارزش داشت.

41:06.800 --> 41:08.160
‫و بعدش سعی کردی پسشون بگیری،

41:08.200 --> 41:10.000
‫آمارش رو دادی خفتش کنن،
‫کلیداش رو هم گرفتی.

41:10.600 --> 41:12.480
‫کار اون مثل اعلام جنگ بود،
‫چاره دیگه ای نداشتم.

41:13.800 --> 41:14.880
‫اما اونا غیبشون زده بود.

41:16.280 --> 41:17.400
‫کشتنش واسه انتقام بود.

41:30.280 --> 41:31.440
‫حتی سرش رو هم بلند نکرد.

41:32.960 --> 41:35.280
‫هر چی در مورد مشاهده
‫و دقت بهش یاد داده بودم،

41:35.320 --> 41:37.680
‫آخرش حتی من رو که
‫درست جلوی چشمش بودم ندید.

41:38.840 --> 41:39.840
‫من بهترینم...

41:40.960 --> 41:41.960
‫...و اون این رو فراموش کرد.

42:34.400 --> 42:36.280
‫همون تو حیوونیک
‫منتظر موندم تا وقتی که شماها

42:36.320 --> 42:37.800
‫مثل مرغ دور صحنه جرم می پلکیدین.

42:40.000 --> 42:41.000
‫به هر حال...

42:42.320 --> 42:45.360
‫...مطمئنم تایید میکنین که
‫یه شاهکار تو فریب دادن و گمراه کردن بود.

42:47.680 --> 42:48.720
‫صد در صد، آره.

42:50.960 --> 42:51.960
‫خسته نباشی.

42:55.320 --> 42:56.640
‫ولی خب بازم دستگیر شدی.

43:00.840 --> 43:04.080
‫در ضمن هیچکدوممون هنوز نمیدونیم
‫الماس های نارکوسکی کجان.

43:04.120 --> 43:05.800
‫انگار جفتمون دور خوردیم.

43:09.560 --> 43:11.560
‫فکر میکردم امروز
‫بعد از ظهر با بقیه تیم باشی،

43:11.600 --> 43:13.280
‫واسه جشن گرفتن.

43:13.320 --> 43:16.160
‫فکر کنم احتمالا واسه جشن زوده،

43:16.200 --> 43:18.960
‫تازه واقعا فکر نمیکنم عضوی از تیم باشم.

43:19.000 --> 43:20.080
‫اوه، جدا؟

43:20.120 --> 43:21.800
‫از نظر من که عضوی.

43:23.720 --> 43:30.600
‫در ضمن، ممنون
‫که اون روز باهام اومدی. اون...

43:30.640 --> 43:31.800
‫نه، وظیفه بود.

43:33.040 --> 43:34.240
‫واسه مادرت متاسفم.

43:35.240 --> 43:36.880
‫مهم نیست.

43:36.920 --> 43:38.600
‫فکر میکنی هیچ وقت
‫بخوای اون گردنبند رو بندازی؟

43:40.200 --> 43:41.640
‫نمیدونم. نمیدونم...

43:43.240 --> 43:45.680
‫فکر نمیکنم بتونم ببخشمش، واسه همین...

43:53.000 --> 43:54.040
‫اوه، اونو نگاه کن.

43:57.320 --> 43:58.680
‫نمیدونستم تو نخ عتیقه جاتی.

44:00.240 --> 44:01.320
‫ اینجا رو میشناسم.

44:02.600 --> 44:04.160
‫یه دوست دختری داشتم که اینجا کار میکرد.

44:04.200 --> 44:05.600
‫اوه. هه.

44:05.640 --> 44:07.310
‫- اووه، حسودیت شد؟
‫- نه.

44:07.330 --> 44:08.680
‫یعنی، جای تعجب نداره.

44:08.720 --> 44:10.960
‫من توی بخش جرم شناسی به خوش تیپی معروفم.

44:11.000 --> 44:12.640
‫-لابد بخاطر اون لباس های ایمنیه.
‫- آره.

44:14.080 --> 44:16.280
‫متوجه شدم که نمیتونی چشم ازم برداری.

44:16.320 --> 44:19.520
‫بخاطر اون پاپوش هاست.
‫آروم: اوه آره، خیلی جذابن.

44:25.360 --> 44:26.360
‫بریم تو.

44:28.600 --> 44:29.640
‫حتما.

44:32.920 --> 44:35.720
‫خیلی خب ایوانز، بگو ببینم.
‫ اصلا واسه چی اومدیم اینجا؟

44:37.760 --> 44:39.720
‫خب، الماس های آبی نارکوسکی.

44:39.760 --> 44:42.480
‫الماس های آبی نارکوسکی، باشه.

44:42.520 --> 44:43.880
‫با تو آدم هیچ وقت حوصله اش سر نمیره.

44:44.960 --> 44:46.440
‫و چی، فکر میکنی همین ورا یه جایی ان؟

44:47.640 --> 44:48.760
‫نمیدونم.

44:48.800 --> 44:50.840
‫بن جارت از اینجا خوشش میومد.

44:51.880 --> 44:53.880
‫خب، نباید اونا رو توی
‫گاوصندوقی جایی قایم میکرد؟

44:55.760 --> 44:57.040
‫فکر کنم از بازی کردنش لذت میبرد.

44:58.400 --> 45:01.840
‫منظورم اینه که،
‫مخفی کردنشون هیچ حالی نداشت.

45:03.000 --> 45:04.000
‫زیادی راحت بود.

45:05.320 --> 45:07.720
‫بیشتر آدم ها اون گوریل رو نمیبینن.

45:09.280 --> 45:11.200
‫خب پس الان دنبال الماس میگردیم یا گوریل؟

45:23.480 --> 45:24.560
‫این که زاغی نیست.

45:25.920 --> 45:28.000
‫نه، اون یه فاخته هست.

45:28.040 --> 45:29.760
‫اما روی لونه یه زاغی نشسته.

45:29.800 --> 45:32.320
‫خب، کارشون همینه دیگه، لونه ها رو میدزدن.

45:35.280 --> 45:36.280
‫چیه؟

45:41.280 --> 45:42.360
‫آه!

45:44.760 --> 45:45.920
‫این یه الماسه.

45:47.040 --> 45:48.040
‫عجیبه.

45:49.720 --> 45:51.600
‫ناشناس، از طرف یه کلکسیونر گمنام.

45:54.120 --> 45:55.160
‫دو تا.

45:58.760 --> 45:59.800
‫سه تا.

46:03.160 --> 46:04.880
‫میدونستم.

46:04.920 --> 46:06.520
‫خودشه، این همون زاغیه...

46:07.800 --> 46:09.120
‫که درست جلوی چشممون قایم شده بود.

46:10.000 --> 46:14.000
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

46:14.030 --> 46:19.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

46:19.030 --> 46:29.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
