WEBVTT
X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:133200

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00.200 --> 00:06.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:06.030 --> 00:14.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez

00:14.030 --> 00:18.000
‫.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

01:41.760 --> 01:44.240
‫90831.

01:46.120 --> 01:48.240
‫90831.

01:58.320 --> 02:00.800
‫90831.

02:01.920 --> 02:03.560
‫90831.

02:28.120 --> 02:30.110
‫- جلو پاتو نگاه کن!
‫- ببخشید.

02:30.140 --> 02:30.800
‫احمق!

03:34.820 --> 03:36.820
‫[ پِیشنس ]
‫فصل دوم، قسمت اول

03:39.720 --> 03:41.550
‫خوبه. پیامم بهت رسید.

03:41.640 --> 03:43.280
‫آره. ممنون.

03:49.400 --> 03:51.120
‫- خوبی؟
‫- آره.

03:52.880 --> 03:56.430
‫- اون یه میخ چوبیه؟
‫- خب، کاراگاه اکبری، این اسلحه قتله.

03:56.520 --> 03:59.390
‫- یه جورایی غیرعادیه.
‫- قفسه سینشو سوراخ کرده.

03:59.720 --> 04:02.350
‫منظورم اینه که این کار
‫یه زور خیلی زیادی میخواد.

04:02.440 --> 04:04.750
‫- آره.
‫- یه جور عجیبی رنگ پریده هست، نه؟

04:04.840 --> 04:07.710
‫نشونه کم خونی شدید بافت هاست.

04:07.720 --> 04:10.350
‫بدن باید خون زیادی از دست داده باشه.

04:10.440 --> 04:13.670
‫- ولی هیچ اثری از خون نیست.
‫- خب، شاید جابجاش کردن.

04:13.760 --> 04:15.560
‫دکتر پارسونز...

04:17.160 --> 04:20.150
‫بله. این بریدگی ها خیلی عجیبن.

04:20.240 --> 04:23.310
‫احتمالا شاهرگ گردنو بریدن.

04:23.400 --> 04:25.720
‫یا خدا. شبیه جای دندونه.

04:26.720 --> 04:28.600
‫کسی واسه ویل سیر همراهش نداره؟!

04:29.760 --> 04:32.670
‫انگار دوربین قربانیه.
‫نصف فیلمش استفاده شده.

04:32.760 --> 04:35.480
‫- میدیم در اسرع وقت چاپش کنن.
‫- خوبه. دمت گرم رفیق.

04:37.240 --> 04:38.750
‫- سلام.
‫- سلام.

04:38.840 --> 04:40.830
‫امیدوار بودم ببینمت.

04:40.920 --> 04:42.240
‫خب.

04:43.640 --> 04:46.350
‫دوره آموزشیت چطور بود؟

04:46.440 --> 04:47.830
‫خوب بود.

04:47.920 --> 04:50.440
‫ولی میدونی، سه ماه خیلی طولانی بود.

04:51.560 --> 04:53.440
‫ترجیح میدادم اینجا باشم.

04:56.080 --> 04:59.110
‫عالیه. ولی فکر کنم الان دیگه
‫واسه خودت نابغه جرم شناسی شدی.

04:59.200 --> 05:01.990
‫شک نکن. میتونم تو چند ثانیه
‫رد لاستیک رو تحلیل کنم!

05:02.080 --> 05:04.560
‫هرچند، هنوزم نمیتونم
‫یه کاکتوس رو زنده نگه دارم.

05:07.320 --> 05:10.270
‫- الیوت، داریم راه میفتیم.
‫- باشه. حتما.

05:10.360 --> 05:12.120
‫فعلا.

05:13.560 --> 05:15.320
‫- میبینمت.
‫- باشه.

05:30.160 --> 05:32.480
‫- اون چیه؟
‫- نمیدونم.

06:04.240 --> 06:05.990
‫خب چی داریم؟

06:06.080 --> 06:07.910
‫قربانی اسمش جاناتان استارپره.

06:08.000 --> 06:10.510
‫تو دنیای عکاسی داره واسه خودش
‫اسمی دست و پا میکنه.

06:10.600 --> 06:12.270
‫جزئیات بیشتری ندارین؟

06:12.360 --> 06:14.630
‫به نظرم سبک اصلیش رمانتیک گوتیکه.

06:14.720 --> 06:17.310
‫قطعا از پیشارافائلی ها الهام گرفته.

06:17.400 --> 06:20.110
‫منظورم جزئیات بیشتری
‫درباره خود مقتول بود، کاراگاه اکبری.

06:20.200 --> 06:21.980
‫- که اینطور...
‫- قربان، داشت واسه

06:22.010 --> 06:23.790
‫یه نمایشگاه که تو راهه آماده میشد.

06:23.880 --> 06:26.320
‫خیلی هم سر و صدا راه انداخته بود.

06:29.080 --> 06:31.510
‫فقط تونستم قهوه فوری پیدا کنم.

06:31.600 --> 06:33.750
‫شماها چطوری اینجوری زندگی میکنین؟!

06:33.840 --> 06:35.430
‫بازرس مونرو؟

06:35.520 --> 06:37.790
‫- فرانکی صدام کن.
‫- سرپاسبان کالوین باکستر هستم.

06:37.880 --> 06:40.990
‫تا هفته دیگه منتظرتون نبودیم.

06:41.080 --> 06:43.550
‫آره. برنامه ها عوض شد.

06:43.640 --> 06:46.910
‫حال نداشتم یه هفته دیگه تو منچستر تلپ بشم،

06:47.000 --> 06:48.800
‫واسه همین اومدم.

06:50.080 --> 06:53.630
‫خب، بازرس مونرو جانشین بازرس متکاف هستن.

06:56.360 --> 06:57.910
‫...جانشین؟

06:58.000 --> 07:01.510
‫نه. ببخشید قربان،
‫بازرس متکاف فقط مرخصیه.

07:01.600 --> 07:05.870
‫آره، بود... ولی تصمیم گرفت
‫یه کار تو گلاسگو قبول کنه.

07:05.960 --> 07:08.510
‫نمیتونه این کارو بکنه. اون که... چی؟

07:08.600 --> 07:10.030
‫میشناسمت.

07:10.120 --> 07:12.870
‫عادت داری موتوروار سوارا رو
‫به کشتن بدی، نه؟

07:12.960 --> 07:15.350
‫کلا اون هدفون تو گوشته.

07:15.440 --> 07:18.430
‫- نسل زدی های لعنتی.
‫- ...اینا صدا رو حذف میکنن.

07:18.520 --> 07:21.830
‫آره. ولی چشمات رو که
‫حذف نمیکنن، میکنن؟ کارآموزی؟

07:21.920 --> 07:24.870
‫نه. ایشون پشینس ایوانز
‫از بخش سوابق کیفری هستن.

07:27.520 --> 07:30.150
‫خب. حالا اینجا چه خبره؟

07:30.240 --> 07:32.870
‫مشکوک به قتل عمد. دیشب گزارش شده.

07:32.960 --> 07:35.790
‫- یه خرده مورد عجیبیه این یکی.
‫- آره، اون یه میخ چوبیه.

07:35.880 --> 07:38.750
‫و مقتول رو با دو تا جای
‫زخم دندون رو گردنش پیدا کردن

07:38.840 --> 07:40.590
‫و خون زیادی هم از دست داده.

07:40.680 --> 07:41.710
‫جدی؟

07:41.740 --> 07:44.870
‫ببخشید بازرس مونرو، امروز صبح
‫نمیتونم همه جا رو بهتون نشون بدم.

07:44.960 --> 07:47.910
‫- یه جلسه روابط عمومی دارم.
‫- به نظر سرگرم کننده میاد.

07:48.000 --> 07:50.790
‫انگار تحمل بازسازی کلانتری کافی نبود.

07:50.880 --> 07:54.110
‫رئیس پلیس فکر میکنه
‫باید وجهه مون رو جلوی مردم بهتر کنیم.

07:54.200 --> 07:56.960
‫شاید بهتره بهشون نگیم
‫دنبال خون آشام میگردیم، قربان!

07:58.120 --> 08:00.910
‫این عکسا خیلی ترسناکن، مگه نه؟

08:01.000 --> 08:03.870
‫میدونستم اسم جاناتان استارپر برام آشناست.

08:03.960 --> 08:06.790
‫حدود 4 ماه پیش توی یه تصادف اسکوتر بوده.

08:06.880 --> 08:08.560
‫چند سالته؟

08:09.960 --> 08:11.150
‫23.

08:12.840 --> 08:17.110
‫خانم، مارینا موری، همون زنی که
‫جسد رو پیدا کرده، تو اتاق بازجوییه.

08:17.200 --> 08:21.190
‫خوبه. بریم ببینیم کدوم یکی از اعضای
‫خانواده آدامز این دفعه سر و کلش پیدا شده.

08:21.280 --> 08:22.750
‫از این طرف.

08:25.520 --> 08:27.750
‫ببخشید. نه، تصادف مقتول،

08:27.840 --> 08:29.550
‫جالبه چون...

08:29.640 --> 08:31.280
‫امکانش هست یه قهوه
‫درست و حسابی بخورم؟

08:31.310 --> 08:32.950
‫یه فلت وایت هم باشه خوبه.

08:33.040 --> 08:34.580
‫...منظورم اینه که
‫فرآیند رست کردن قهوه

08:34.600 --> 08:36.440
‫یه ماده سرطان زای
‫شناخته شده تولید میکنه...

08:36.470 --> 08:37.600
‫خوبه.

08:48.720 --> 08:52.630
‫خب. پس شما نصف شب رفتین به برج مونک بار

08:52.720 --> 08:54.630
‫فقط واسه اینکه
‫جاناتان رو راضی کنین بره خونه؟

08:54.720 --> 08:58.080
‫- با همه مشتری هاتون همین کارو میکنین؟
‫- نه...

08:59.440 --> 09:02.030
‫ولی من 15 سال بود که ایجنتش بودم.

09:02.120 --> 09:04.200
‫و میشناختمش.

09:05.760 --> 09:09.110
‫هر وقت نمایشگاه داره، خودشو داغون میکنه.

09:09.200 --> 09:12.150
‫کسی به ذهنتون میرسه که بخواد اونو بکشه؟

09:12.240 --> 09:15.320
‫نه، معلومه که نه. اون...
‫اون فوق العاده بود.

09:16.560 --> 09:19.430
‫خب، کسی بود که باهاش رابطه بدی داشته باشه؟

09:19.520 --> 09:21.560
‫- نه.
‫- چیزی بود که بابتش نگران باشه؟

09:25.200 --> 09:28.030
‫تازگیا یه کم پریشون به نظر میرسید،

09:28.120 --> 09:30.520
‫ولی فکر کنم فقط به خاطر نمایشگاه بود.

09:32.480 --> 09:34.510
‫متاسفم که نمیتونم بیشتر کمک کنم.

09:34.600 --> 09:37.240
‫نه. ممنون که اومدین، دوشیزه موری.

09:38.240 --> 09:40.320
‫اگه چیز دیگه ای یادتون اومد...

09:41.920 --> 09:43.630
‫...به ما زنگ بزنین.

09:43.720 --> 09:45.560
‫باشه. ممنون.

09:52.560 --> 09:54.520
‫آره، باهاش سر و سری داشت.

09:56.000 --> 09:58.590
‫- از کجا میدونی؟
‫- زبان بدن.

09:58.680 --> 10:01.990
‫و حس ششمم، که بهم میگه
‫الان یه ساندویچ بیکن لازم دارم.

10:02.080 --> 10:03.950
‫- اونجا سلف سرویس هست.
‫- لازم نیست.

10:04.040 --> 10:06.430
‫امروز صبح از یه فروشگاه مزرعه خریدم.

10:06.520 --> 10:09.400
‫محلی، با طعم شیره افرا. عالیه.

10:17.480 --> 10:19.230
‫عالیه، ممنون.

10:19.320 --> 10:21.280
‫میشه اینجا رو امضا کنین؟

10:26.840 --> 10:28.160
‫ممنون.

10:30.920 --> 10:32.550
‫- سلام.
‫- سلام.

10:32.640 --> 10:35.630
‫دارم میرم یه چیزی واسه ناهار بگیرم.
‫میخوای با هم بریم؟

10:35.720 --> 10:38.030
‫از خونه با خودم سالاد آوردم.

10:38.120 --> 10:40.600
‫خب، میتونی بیای پیش من بشینی؟

10:42.080 --> 10:44.800
‫آوردن غذای بیرون به داخل سلف ممنوعه.

10:49.040 --> 10:51.040
‫آره، خب، من...

10:52.160 --> 10:54.030
‫- ...بعدا میبینمت.
‫- آره.

10:54.120 --> 10:55.840
‫- آره.
‫- آره.

12:16.560 --> 12:20.110
‫- شوخی میکنی؟
‫- نه، بازرس مونرو. من شوخی نمیکنم.

12:20.200 --> 12:23.310
‫- حتی یه قطره خون هم تو بدنش نمونده؟
‫- درسته.

12:23.400 --> 12:25.270
‫و چیزی که عجیبه اینه که

12:25.360 --> 12:28.680
‫جای بریدگی های روی گردنش
‫بعد از مرگ ایجاد شده.

12:29.760 --> 12:32.310
‫این یعنی بدون تپش قلب،

12:32.400 --> 12:35.560
‫خون مقتول نمیتونسته
‫بدون یه کمکی تخلیه بشه...

12:36.880 --> 12:38.470
‫...کمک جاذبه زمین.

12:38.560 --> 12:42.310
‫- پس اون...
‫- احتمالا مثل یه خوک آویزونش کرده بودن.

12:42.400 --> 12:43.990
‫شوخی میکنی؟

12:44.080 --> 12:46.030
‫هنوزم کاملا جدی ام، بازرس مونرو.

12:46.120 --> 12:49.470
‫توی برج یه سیستم قرقره بوده
‫که میشده ازش استفاده کرد

12:49.560 --> 12:52.070
‫و تیم جرم شناسی هم آثار خون پیدا کردن.

12:52.160 --> 12:53.910
‫سوال اینجاست،

12:54.000 --> 12:57.400
‫چرا یه نفر باید بخواد
‫تموم خون یکی دیگه رو تخلیه کنه؟

13:22.560 --> 13:24.390
‫ببخشید. یه چیزی پیدا کردم.

13:24.480 --> 13:27.630
‫مقتول حدود 4 ماه پیش
‫تو یه تصادف اسکوتر بوده.

13:27.720 --> 13:29.310
‫طرف زده و فرار کرده.

13:29.400 --> 13:31.460
‫گزارش شده که ماشین
‫سرقتی بوده و به یه باند سرقت

13:31.490 --> 13:33.550
‫ماشین که تو یه تعمیرگاه
‫کار میکردن ربط داشته.

13:33.640 --> 13:35.830
‫طبق آمار ثبت شرکت ها اونجا الان بسته شده،

13:35.920 --> 13:38.190
‫اما صاحبش، کوین گیل،
‫تو پیست اسب دوانی یورک کار میکنه.

13:38.280 --> 13:40.230
‫ببخشید، چرا انقدر تند حرف میزنی؟

13:40.320 --> 13:43.320
‫چون در غیر این صورت میذاشتی میرفتی
‫و یه قهوه دیگه سفارش میدادی.

13:46.240 --> 13:50.040
‫باشه. خب، ممنون بابت این.
‫دفعه بعد، ایمیلش کن.

13:52.680 --> 13:54.240
‫میتونی بری.

14:01.000 --> 14:02.760
‫- آره، بیارینش داخل.
‫- حتما.

14:04.000 --> 14:06.440
‫پِیشنس اوتیسم داره.

14:07.440 --> 14:08.920
‫خب؟ که چی؟

14:09.920 --> 14:13.320
‫خب، شاید بتونی، میدونی،
‫یه کم باهاش ملایم تر باشی.

14:14.520 --> 14:17.030
‫ببین، من کاملا موافق برابریم،
‫اما وقت ندارم

14:17.120 --> 14:20.070
‫دست هر کسی رو بگیرم فقط
‫چون میخواد ادای پلیسا رو دربیاره.

14:20.160 --> 14:24.390
‫اون یه مهره خیلی ارزشمند واسه تیم بوده
‫و با بازرس متکاف خیلی صمیمی بودن.

14:24.480 --> 14:28.030
‫ذهن درخشانی داره.
‫تو حل کردن پرونده های زیادی به ما کمک کرده.

14:28.120 --> 14:30.120
‫خب، به نظر من اگه شما
‫دو تا کارتون رو

14:30.140 --> 14:32.480
‫درست انجام میدادین، اون مجبور
‫نبود این کارا رو بکنه.

15:05.280 --> 15:07.080
‫خب نامه ات به دستت رسید؟

15:38.960 --> 15:40.960
‫فکر کردم شاید یه فنجون چای بخوای.

15:42.800 --> 15:44.280
‫چی شده؟

15:46.240 --> 15:48.040
‫اون برنمیگرده.

15:49.120 --> 15:53.120
‫پدر آلفی تو گلاسگو کار پیدا کرده و...

15:54.480 --> 15:57.440
‫...یه مدرسه خوب واسش پیدا کردن،
‫واسه همین همشون رفتن.

16:01.120 --> 16:04.080
‫خب، فکر کنم... فکر کنم واسه آلفی خوب باشه.

16:06.760 --> 16:08.720
‫دیگه چی گفت؟

16:11.000 --> 16:12.950
‫میگه که دلش واسم تنگ شده و...

16:13.040 --> 16:15.350
‫و میخواد که برم بهش سر بزنم.

16:15.440 --> 16:17.430
‫آره، خیلی دوستت داره.

16:17.520 --> 16:20.480
‫- آره. برعکس بازرس مونرو.
‫- اون دیگه کیه؟

16:22.880 --> 16:25.160
‫جانشینش. و...

16:26.760 --> 16:29.000
‫...میخواد منو از همه پرونده ها کنار بذاره.

16:30.280 --> 16:32.150
‫خب، پس معلومه آدم احمقیه.

16:32.240 --> 16:33.990
‫اون احمق نیست.

16:34.080 --> 16:36.400
‫فقط کاراگاه بی نیست.

16:39.840 --> 16:43.440
‫آره، میدونم. اون واقعا درکت میکرد، نه؟

16:47.880 --> 16:50.830
‫با این عددا چطوری پیش میری؟ خبری شد؟

16:50.920 --> 16:52.240
‫نه.

16:53.480 --> 16:54.750
‫من فقط...

16:54.840 --> 16:58.150
‫نمیفهمم چرا مادرم یه چیز انقدر
‫غیرقابل فهم واسم گذاشته.

16:58.240 --> 17:01.480
‫چون غیرقابل فهم نیست. نه واسه تو.

17:02.760 --> 17:04.670
‫و مادرت اینو میدونست.

17:04.760 --> 17:07.040
‫اون واست یه بازی گنج یاب گذاشته.

17:21.760 --> 17:23.560
‫خدا، اینجا چقدر دم کرده هست.

17:25.960 --> 17:28.000
‫همیشه این اتاق ها رو زیادی گرم میکنن.

17:32.440 --> 17:35.400
‫از خالکوبیت خوشم میاد، کوین.
‫مال دار و دسته اته، نه؟

17:36.880 --> 17:38.630
‫نه. دیگه نه.

17:38.720 --> 17:41.430
‫- معنیش چیه؟
‫- یه جور میثاق نامه شرفه.

17:41.520 --> 17:44.840
‫چه جور شرفیه که تیر زدن
‫به زانو رو تایید میکنه، کوین؟

17:46.120 --> 17:49.270
‫- من تاوانشو پس دادم، زندانشو رفتم.
‫- بریدن زبون مردم چی؟

17:49.360 --> 17:51.440
‫از خشونت خوشت میاد، کوین؟

17:54.080 --> 17:56.680
‫خب، وقتی یکی ناامیدت میکنه...

17:57.680 --> 17:59.640
‫...باید بهش یه گوشمالی بدی.

18:00.640 --> 18:02.800
‫داشتی به جاناتان استارپر گوشمالی میدادی

18:02.830 --> 18:05.000
‫وقتی با ماشین از جاده
‫پرتش کردی بیرون؟

18:06.360 --> 18:08.350
‫متاسفم که اون پرونده مختومه شد.

18:08.440 --> 18:10.670
‫میدونی، کمبود مدرک بود.

18:10.760 --> 18:13.480
‫- بهت پول بدهکار بود؟
‫- من اصلا اون یارو رو ندیده بودم.

18:14.760 --> 18:16.600
‫من قبلا همه اینا رو جواب دادم.

18:22.440 --> 18:25.720
‫اون موقع چیزی علیه من نداشتی،
‫ الانم نداری، مگه نه؟

18:33.720 --> 18:35.830
‫- کلوچه محلی میخوای؟
‫- چی؟

18:35.920 --> 18:37.750
‫سوغاتی یورکه.

18:37.840 --> 18:39.950
‫امروز صبح کل شهر رو
‫رانندگی کردم که تازه شو بگیرم.

18:39.980 --> 18:40.670
‫نه، ممنون.

18:40.760 --> 18:43.350
‫- چطور میتونی اینجا چیزی بخوری؟
‫- من هر جایی میتونم غذا بخورم.

18:43.440 --> 18:46.350
‫توی سردخونه خوردنی ممنوعه.
‫لطفا بذارش کنار.

18:46.440 --> 18:48.240
‫آر-اچ نال (گروه خونی کمیاب).

18:49.560 --> 18:51.230
‫- تا حالا شنیدی؟
‫- نه.

18:51.320 --> 18:54.150
‫مقتول جزو اون ۴۰ تا ۵۰ نفری بود

18:54.240 --> 18:56.110
‫که تو کل دنیا گروه خونی آر-اچ نال دارن.

18:56.200 --> 18:58.270
‫الان گفتی آر-اچ نال؟

18:58.360 --> 19:00.320
‫- آره.
‫- همون خون طلایی؟

19:00.350 --> 19:00.990
‫دقیقا.

19:01.080 --> 19:02.890
‫به همه گروه های خونی میخوره،

19:02.920 --> 19:05.430
‫واسه همین اینا اهدا کننده های جهانی ان.

19:05.520 --> 19:08.590
‫اما اینم هست که فقط میتونن
‫از خون طلایی دریافت کنن.

19:08.680 --> 19:11.190
‫پس هم یه نعمته و هم یه نفرین.

19:11.280 --> 19:15.110
‫فکر کنم توی کلینیک های خصوصی هم
‫ازش استفاده میشه.

19:15.200 --> 19:17.830
‫یه جورایی داروی ضد پیریه.

19:17.920 --> 19:19.710
‫اکسیر خون آشام ها.

19:19.800 --> 19:22.520
‫اما خب، میگن اثرات...

19:23.800 --> 19:26.750
‫بیماری قلبی، آلزایمر
‫و حتی سرطان رو معکوس میکنه.

19:26.840 --> 19:29.990
‫- عالی به نظر میاد.
‫- خب، هنوز هیچیش تایید نشده.

19:30.080 --> 19:31.950
‫مطمئنم ارزون نیست.

19:32.040 --> 19:34.160
‫ببخشید. تو اینجا چیکار میکنی؟

19:36.960 --> 19:40.630
‫- ...ببخشید، فکر کردم میدونین...
‫- من بهش زنگ زدم. مشکلی هست؟

19:40.720 --> 19:43.150
‫نه. جز اینکه اون پلیس نیست،

19:43.240 --> 19:45.950
‫و حقی نداره توی یه پرونده جنایی دخالت کنه.

19:46.040 --> 19:48.110
‫بازرس متکاف همیشه پشینس رو
‫همراهش می آورد.

19:48.200 --> 19:49.560
‫بسیار خب، باشه.
‫ممنون خانم هدفونی.

19:49.580 --> 19:51.440
‫از اینجا به بعدشو
‫خودمون میتونیم انجام بدیم.

20:00.120 --> 20:01.800
‫خب...

20:02.920 --> 20:06.760
‫به نظر میاد خون طلایی میتونسته
‫تخم طلای جاناتان استارپر باشه.

21:03.760 --> 21:07.430
‫انگار بریتانیا قوانین خیلی سفت و سختی
‫ درباره بانک خون داره.

21:07.520 --> 21:09.800
‫ما یکی از همون کلینیک های خون آشامی که

21:09.830 --> 21:12.480
‫پشینس میگفت رو توی
‫سن پترزبورگ پیدا کردیم.

21:13.920 --> 21:15.580
‫اونا میلیونرها و ستاره های راک رو هدف میگیرن

21:15.610 --> 21:17.270
‫و ادعا میکنن
‫داروشون معجزه میکنه.

21:17.360 --> 21:21.030
‫انتقال خون، ۱۰۰ هزار یورو! داری شوخی میکنی!

21:21.120 --> 21:24.310
‫ما مدرک پیدا کردیم
‫که مقتول سن پترزبورگ بوده.

21:24.400 --> 21:27.390
‫هتل و بلیط هاش توی صورتحساب
‫کارت اعتباریش هست

21:27.480 --> 21:30.800
‫و وقتی با کلینیک حرف زدم،
‫تونستن جاناتان رو شناسایی کنن.

21:32.080 --> 21:34.510
‫- معلوم شد اونجا تنها نبوده.
‫- جدی؟

21:34.600 --> 21:36.840
‫این فیلم توی آسانسور ضبط شده.

21:43.680 --> 21:47.040
‫کارت عالی بود!
‫اون عوضی دروغگو رو برگردونین اینجا.

21:54.520 --> 21:56.510
‫خواهش میکنم بفرمایین بشینین، آقای گیل.

21:56.600 --> 21:59.720
‫خب، باید بگم که واقعا
‫خوشحالم که دوباره اینجام.

22:02.200 --> 22:04.080
‫داری کچل میشی ها.

22:07.160 --> 22:09.070
‫خب که چی؟ میشناختمش.

22:09.160 --> 22:11.880
‫بیشتر از اینا. باهاش رفته بودی مسافرت.

22:13.960 --> 22:16.430
‫- چی میخواین؟
‫- حقیقت رو میخوام.

22:16.520 --> 22:18.470
‫اون بهت پول بدهکار بود، نه؟

22:18.560 --> 22:22.030
‫- من فقط بهش کمک کردم.
‫- با گذاشتن اینکه بدهی های قمارش بالا بزنه؟

22:22.120 --> 22:24.020
‫و بعدش وقتی نمیتونست
‫بدهیشو صاف کنه، سعی کردی

22:24.050 --> 22:25.950
‫خونش رو به یه کلینیک
‫تو سن پترزبورگ بفروشی.

22:26.040 --> 22:27.630
‫کل اون قضیه کلاهبرداری بود.

22:27.720 --> 22:29.870
‫اونا داشتن به جای خون طلایی،
‫خون معمولی به مردم قالب میکردن.

22:29.960 --> 22:32.030
‫باور کنین، اونا اصلا به ما کاری نداشتن.

22:32.120 --> 22:35.150
‫اونا خلافکارن. نمیدونم چرا دارین
‫وقت منو تلف میکنین.

22:35.240 --> 22:39.000
‫حساب بانکی جاناتان استارپر نشون میده
‫که ۱۲۵ هزار تا واست فرستاده.

22:40.320 --> 22:42.070
‫اون پولو از کجا آورده بود؟

22:42.160 --> 22:43.910
‫کاش میدونستم.

22:44.000 --> 22:47.200
‫چون هنوز نصف بقیه اش رو بهم بدهکاره.

22:56.200 --> 22:58.990
‫یعنی کل چیزی که گیرمون اومده
‫یه سری بدهی قمار غیرقانونیه

22:59.080 --> 23:01.110
‫و یه مسافرت رفیقانه به روسیه.

23:01.200 --> 23:04.870
‫و من باور نمیکنم که اون بدونه مقتول
‫اون ۱۲۵ هزار تا رو از کجا آورده.

23:04.960 --> 23:07.350
‫موافقم. انگار به بن بست خوردیم.

23:09.640 --> 23:11.360
‫باید اینو جواب بدم.

23:13.000 --> 23:15.880
‫اون کیه؟ دوست دخترشه؟
‫یا یه رابطه مخفیانه کاری؟

23:16.960 --> 23:19.920
‫نیازی ندارم درباره زندگی خصوصی
‫تیمم چیزی بدونم.

23:22.080 --> 23:23.600
‫من...

23:25.160 --> 23:27.040
‫فکر کنم باید اینو بشنوین.

23:38.600 --> 23:40.000
‫سلام.

23:41.000 --> 23:43.080
‫سلام. کتابخونه بودم...

23:45.560 --> 23:47.350
‫ببخشید، من...

23:47.440 --> 23:50.470
‫داشتم میگفتم که کتابخونه بودم، و داشتم...

23:50.560 --> 23:54.280
‫داشتم فکر میکردم که ما از
‫زاویه غلطی به این موضوع نگاه کردیم.

24:02.200 --> 24:04.870
‫خب قضیه این پیدا کردن اسلحه قتل چیه؟

24:04.960 --> 24:07.080
‫خب، من اونو توی سطل آشغال پیدا کردم.

24:10.520 --> 24:14.230
‫روی صندلی خونه و یکی از پایه هاش کنده شده.

24:14.320 --> 24:17.990
‫و قضیه اینه که ما فکر میکردیم
‫یه قدرت خیلی زیادی لازمه

24:18.080 --> 24:21.070
‫تا قفسه سینه رو سوراخ کنه،
‫اما اینجوری نبوده.

24:21.160 --> 24:24.160
‫اون حتما از... از اینجا سقوط کرده.

24:25.320 --> 24:30.070
‫دکتر پارسونز گفت که مقتول درجا نمرده.

24:30.160 --> 24:32.630
‫و این قطعا میتونسته
‫از شدت سقوطش کم کرده باشه.

24:32.720 --> 24:34.590
‫خب، این همون چیزیه که...
‫همون چیزیه که من فکر کردم.

24:34.680 --> 24:37.070
‫منظورم اینه که اون حتما
‫از اینجا افتاده و بعدش

24:37.160 --> 24:41.270
‫خودشو از سطل زباله
‫کشیده بیرون و رفته دنبال کمک.

24:41.360 --> 24:45.640
‫و بعد چی، اون... خودشو
‫تا اونجا کشونده و بعدش از حال رفته؟

24:48.480 --> 24:50.240
‫خب این ماجرا چطوری شروع شده؟

25:00.880 --> 25:02.390
‫میتونسته یه حادثه باشه.

25:02.480 --> 25:04.390
‫بعد از یه کم بارون، اینجا خیلی لغزنده میشه.

25:04.480 --> 25:06.510
‫آره، اما بعدش آویزونش کردن
‫و تموم خونش رو تخلیه کردن.

25:06.600 --> 25:08.390
‫پس فکر کنم میتونیم بدشانسی رو
‫از احتمالات کنار بذاریم.

25:08.420 --> 25:09.390
‫فکر کنم باید بررسی کنیم.

25:09.480 --> 25:11.230
‫نه...

25:11.320 --> 25:12.720
‫اینجوری نمیشه.

25:15.680 --> 25:18.070
‫- ببخشید، منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که،

25:18.160 --> 25:21.910
‫سادگی تو بیشتر از اینکه مفید باشه، خطرناکه.

25:22.000 --> 25:24.910
‫منظورم اینه که من سال ها
‫آموزش دیدم و چیزایی یاد گرفتم

25:25.000 --> 25:26.390
‫مثل اینکه چطوری مدارک رو جابجا نکنم

25:26.480 --> 25:28.150
‫تا یه تحقیق رو به خطر نندازم.

25:28.240 --> 25:32.350
‫اونا آشغال ها رو دوشنبه ها جمع میکنن،
‫واسه همین من... من...

25:32.440 --> 25:36.200
‫منظورم اینه که،
‫منو با بازرس متکاف اشتباه نگیر.

25:40.120 --> 25:41.480
‫فقط برو.

26:48.480 --> 26:52.480
‫خب، اِ، ما به هر حال میخوایم شروع کنیم.
‫اگه میخواین بفرمایین بشینین.

26:54.480 --> 26:56.360
‫امیدوارم حال همگی خوب باشه.

26:57.480 --> 26:58.750
‫خب...

26:58.840 --> 27:00.390
‫کسی ایده ای داره که

27:00.480 --> 27:02.390
‫موضوع جلسه امروز چی باید باشه؟

27:02.480 --> 27:03.630
‫آره، بیلی، من دارم. ایگواناها.

27:03.720 --> 27:06.470
‫- یا مسائل جنسی.
‫- وقتی ایگوانات رابطه جنسی داره.

27:06.560 --> 27:09.150
‫یا، نظرتون درباره منظور پنهان چیه؟ هوم؟

27:09.240 --> 27:11.350
‫چون، اِ، میدونین،

27:11.440 --> 27:13.390
‫آدمای عادی همیشه اون چیزی که
‫واقعا منظورشونه رو نمیگن.

27:13.480 --> 27:15.470
‫پس اونوقت چطوری قراره بفهمی منظورشون چیه؟

27:15.560 --> 27:18.670
‫خب، مثل یه سری کد میمونه، مگه نه؟

27:18.760 --> 27:23.070
‫مثل زبان بدن یا لحن صدا
‫یا رفتارها به جای کلمات.

27:23.160 --> 27:27.270
‫اونا ممکنه چطوری رفتار کنن اگه...

27:27.360 --> 27:28.750
‫...اگه ازت خوششون بیاد؟

27:28.840 --> 27:31.550
‫دوست پسرم واسم گل فرستاد با یه کارت.

27:31.640 --> 27:34.030
‫که روش عکس گل های بیشتری بود.

27:34.120 --> 27:35.550
‫من به گل حساسیت دارم.

27:35.640 --> 27:37.470
‫من وان حموم همسایه ام رو تمیز میکنم.

27:37.560 --> 27:40.910
‫نه چون عاشقشم. اون ۸۳ سالشه.

27:41.000 --> 27:42.390
‫اما دوسش دارم.

27:42.480 --> 27:45.390
‫درسته، آره. منظورم اینه که،
‫اینا همش نشونه های خوبیه

27:45.480 --> 27:49.870
‫که یکی ازت خوشش میاد،
‫یا شاید حتی روت کراش داره.

27:49.960 --> 27:52.710
‫اما رفتار آدمای عادی میتونه
‫یه کم پیچیده تر از این حرفا باشه.

27:52.800 --> 27:55.710
‫پس اونا ممکنه یه مدت طولانی بهت لبخند بزنن،

27:55.800 --> 27:57.950
‫یا ارتباط چشمی شون رو باهات حفظ کنن،

27:58.040 --> 28:02.560
‫یا ممکنه واقعا از وقت گذروندن
‫باهات لذت ببرن.

28:04.160 --> 28:06.790
‫عجیبه، من به گل استکانی حساسیت ندارم.

28:06.880 --> 28:09.480
‫- اینو توضیح بده.
‫- نمیتونم.

28:19.040 --> 28:20.750
‫اولیویا برامز. آر-اچ نال.

28:20.840 --> 28:23.390
‫بچه 5 ساله ای که با بیماری
‫کم خونی داسی شکل به دنیا اومده

28:23.480 --> 28:24.790
‫و نیاز به تزریق مداوم خون داره.

28:24.880 --> 28:28.000
‫اون تازگیا پیوند مغز استخوان داشته
‫و تاریخ رو چک کنین.

28:31.560 --> 28:34.390
‫عملش فقط چند ساعت بعد از مرگ جاناتان بوده.

28:34.480 --> 28:37.390
‫نزدیک بود انجام نشه.
‫اونا برای پیدا کردن خون کافی مشکل داشتن.

28:37.480 --> 28:39.390
‫ظاهرا کلی خون آماده لازم داری.

28:39.480 --> 28:41.950
‫اما در آخرین لحظه،
‫یه اهدای ناشناس انجام شد.

28:42.040 --> 28:44.990
‫نجات دادن جون یه دختر بچه؟
‫به نظر انگیزه قوی ای میاد

28:45.080 --> 28:46.950
‫واسه کشتن یه مرد و تخلیه خونش.

28:47.040 --> 28:48.480
‫آدرسش رو داری؟

28:50.400 --> 28:53.470
‫- میخوای من برم چک کنم، رئیس؟
‫- نه، ویل میتونه انجامش بده.

28:59.920 --> 29:01.510
‫- خیلی رو داری ها.
‫- آقای برامز، لطفا...

29:01.600 --> 29:02.790
‫بعد از اون همه چیزی که ما کشیدیم؟

29:02.880 --> 29:04.910
‫- ما سال ها منتظر عمل اولیویا بودیم.
‫- ببخشید، آقای برامز...

29:05.000 --> 29:06.390
‫و حالا که اون بالاخره خوب شده،

29:06.480 --> 29:07.940
‫شما بلند شدین اومدین
‫ما رو متهم میکنین

29:07.970 --> 29:09.390
‫به دزدیدن خون مردی
‫که اصلا ندیدیمش؟

29:09.480 --> 29:11.080
‫اِ...

29:30.080 --> 29:31.480
‫آره، بیا تو.

29:34.480 --> 29:36.430
‫آره. اکس من همیشه میگفت آپارتمانم

29:36.520 --> 29:38.390
‫انگار یه گورکن هار زده بهش.

29:38.480 --> 29:40.070
‫واسه همینه که با برادرش ریختم رو هم.

29:40.160 --> 29:41.480
‫باشه...

29:43.120 --> 29:44.830
‫نمیدونی دارم شوخی میکنم یا نه، مگه نه؟

29:44.920 --> 29:47.670
‫- اون صورتحساب بانکی برامزه؟
‫- آره.

29:47.760 --> 29:49.220
‫به نظر میاد اونا در
‫طول چهار ماه گذشته

29:49.240 --> 29:50.670
‫مبالغ نقدی درشت و رو به
‫افزایشی رو برداشت کردن.

29:50.760 --> 29:52.030
‫آره.

29:52.120 --> 29:53.670
‫آره.

29:53.760 --> 29:56.230
‫پس شاید مقتول داشته ازشون اخاذی میکرده.

29:56.320 --> 29:59.950
‫واسه تزریق خون اولیویا؟ خدای من،
‫اون قشنگ نقطه ضعف اونا رو گرفته بوده.

30:00.040 --> 30:01.840
‫عجب آدم کثافتی.

30:03.000 --> 30:05.750
‫ویله. ویل، صدات روی اسپیکره.

30:05.840 --> 30:08.310
‫خانم. خب، گفتگو خیلی عالی پیش نرفت.

30:08.400 --> 30:09.870
‫اما من داشتم زاغ سیاه شونو چوب میزدم،

30:09.960 --> 30:11.700
‫و همین الان دیدم جیمی
‫برامز در حالی که

30:11.730 --> 30:13.470
‫یه صندوق بزرگ حمل میکرد
‫از آپارتمانش خارج شد.

30:13.560 --> 30:14.960
‫یه عکس واستون میفرستم.

30:20.280 --> 30:21.960
‫هلسینگ و شرکا.

30:23.760 --> 30:24.870
‫ممنون، ویل. کارت عالی بود.

30:24.960 --> 30:27.640
‫آره، همینجوری تعقیبش کن، ببین کجا میره.

30:29.440 --> 30:32.030
‫آره، پیداشون کردم. یه شرکت هلندیه،

30:32.120 --> 30:33.370
‫تجهیزات پزشکی هلسینگ و شرکا.

30:33.390 --> 30:35.390
‫اونا دستگاه های جداکننده
‫سلول های خونی میسازن

30:35.480 --> 30:37.430
‫واسه تزریق خون به مریض های
‫کم خونی داسی شکل.

30:37.520 --> 30:39.990
‫پس بساط تزریق خون تو خونه رو داشتن.

30:40.080 --> 30:41.430
‫انگار حق با ما بود.

30:41.520 --> 30:44.300
‫پدر و مادر اولیویا داشتن
‫یواشکی از جاناتان خون میگرفتن.

31:06.320 --> 31:08.030
‫جسیکا؟

31:08.120 --> 31:09.960
‫در رو باز کنین. پلیسیم.

31:16.080 --> 31:18.120
‫ببخشید، شما نمیتونین همینجوری
‫سرتون رو بندازین بیاین تو...

31:21.240 --> 31:23.590
‫آقای برامز.

31:23.680 --> 31:25.950
‫نه، نه، نه، لطفا، لطفا بفرمایین بشینین.

31:26.040 --> 31:27.640
‫آره.

31:29.480 --> 31:31.430
‫خوشحالم که بالاخره میبینمتون.

31:31.520 --> 31:33.270
‫خب، اینجا که خیلی گرم و نرمه، نه؟

31:33.360 --> 31:35.680
‫اما اوضاع اصلا خوب به نظر نمیاد، مگه نه؟

31:36.840 --> 31:37.460
‫داری چیکار میکنی؟

31:37.480 --> 31:39.070
‫فقط داشتم فکر میکردم
‫واسه شام چی دارین.

31:39.160 --> 31:40.590
‫نکن...

31:44.520 --> 31:46.920
‫به نظرم حدود، چی؟ پنج لیتر اینجا باشه؟

31:52.480 --> 31:54.150
‫اون مدام قیمتش رو میبرد بالا.

31:54.240 --> 31:56.110
‫داشت کمرمون رو میشکوند.

31:56.200 --> 31:58.390
‫و بعدش شما یه اهداکننده
‫مغز استخوان پیدا کردین.

31:58.480 --> 32:00.350
‫آره، و اون مثل یه معجزه بود.

32:00.440 --> 32:03.720
‫اما واسه عمل،
‫ما دو برابر خون معمولی لازم داشتیم.

32:05.640 --> 32:07.550
‫خب شب عمل چه اتفاقی افتاد؟

32:07.640 --> 32:09.990
‫من به جاناتان زنگ زدم.

32:10.080 --> 32:12.480
‫و اون 4 برابر قیمت رو میخواست.

32:14.760 --> 32:18.480
‫۱۰۰ هزار پوند. من نداشتم.

32:20.000 --> 32:21.480
‫دخترم داشت میمرد.

32:23.480 --> 32:26.470
‫پس رفتیم ببینیمش، که به پاش بیفتیم.

32:26.560 --> 32:28.320
‫و اون گفت نه؟

32:29.760 --> 32:31.920
‫- پس شما کشتینش.
‫- نه.

32:33.480 --> 32:36.640
‫وقتی ما رسیدیم، اون خودش... مُرده بود.

32:37.840 --> 32:39.440
‫- خودش؟
‫- بله.

32:40.480 --> 32:41.990
‫افتاده بود زمین.

32:42.080 --> 32:44.430
‫با اون چیز توی سینه اش.

32:44.520 --> 32:46.480
‫ما فقط به اون خون نیاز داشتیم.

32:48.480 --> 32:50.480
‫من یه قرقره روی سقف دیدم.

32:52.720 --> 32:54.480
‫پس اونو آویزونش کردیم.

33:03.880 --> 33:05.720
‫و خون رو از طریق یه بریدگی تخلیه کردیم.

33:16.480 --> 33:18.430
‫- خیلی وحشتناک بود.
‫- اره.

33:18.520 --> 33:21.470
‫ادمای خیلی کمی میتونن منو غافلگیر کنن،
‫ولی این دو تا...

33:21.560 --> 33:23.390
‫اوف.

33:23.480 --> 33:25.710
‫ولی فکر کنم دارن راست میگن.
‫حرفاشون با هم جور درمیاد.

33:25.800 --> 33:29.110
‫فکر نمیکنم هیچ کدومشون
‫اهل قتل و ادم کشی باشن.

33:29.200 --> 33:31.790
‫نه. نه...
‫مجبورم بازداشتشون کنم.

33:31.880 --> 33:34.550
‫نمیدونم به چه جرمی، یعنی
‫واسه خودمم تازگی داره،

33:34.640 --> 33:36.430
‫ولی قسر در نمیرن.

33:39.840 --> 33:42.390
‫عکسای مقتول
‫از ازمایشگاه برگشت.

33:42.480 --> 33:43.880
‫- بریم؟
‫- اره.

33:51.040 --> 33:53.480
‫- این همون مدیر برنامه نیست؟
‫- اره.

33:55.000 --> 33:56.910
‫فکر نمیکنم
‫فقط باهاش رابطه داشته.

33:57.000 --> 33:59.870
‫فکر کنم عاشقش بوده.
‫باید دوباره روی این موضوع فکر کنیم.

33:59.960 --> 34:02.110
‫هر چی میتونی درباره
‫مارینا موری پیدا کن.

34:02.200 --> 34:03.480
‫باشه، حله.

34:25.480 --> 34:27.950
‫ممنون که اومدی اینجا.
‫زیاد طول نمیکشه.

34:28.040 --> 34:29.750
‫امیدواریم بتونی کمکمون کنی
‫یه نفر رو شناسایی کنیم.

34:29.840 --> 34:32.390
‫امم، شرکتت گفته که اخر هفته
‫یه نفر رو رسوندی

34:32.480 --> 34:33.870
‫به برج مونک بار؟

34:33.960 --> 34:36.390
‫اره، من مسافر زیاد سوار میکنم،
‫میدونی، اون روز شنبه بود.

34:36.480 --> 34:39.480
‫- اخر هفته ها هم که میدونی سر سام اوره.
‫- لطفا دوباره نگاه کن.

34:41.480 --> 34:43.150
‫اره، شاید. نمیدونم.

34:43.240 --> 34:45.390
‫صورتش رو یادم نمیاد،
‫ولی یادمه داشت ادامس میجوید.

34:45.480 --> 34:46.920
‫بوی بدی میداد.

34:51.960 --> 34:54.830
‫- بوی چی میداد؟
‫- آناناس.

34:54.920 --> 34:56.390
‫از آناناس لعنتی متنفرم.

35:46.440 --> 35:49.390
‫وقتشه که تاوان بدی،
‫عوضی احمق!

36:10.840 --> 36:12.440
‫خب دیگه، جواب بده.

36:18.800 --> 36:20.230
‫یا خدا، اون کجاست؟

36:20.320 --> 36:21.920
‫فکر کنم... فکر کنم...

36:23.160 --> 36:25.030
‫فکر کنم اینجا خونه ماریناست.

36:25.120 --> 36:28.440
‫- راه رو بلدم، راه رو بلدم.
‫- باشه، بزن بریم.

36:50.840 --> 36:52.190
‫ولم کن!

36:52.280 --> 36:53.510
‫نه!

36:53.600 --> 36:56.310
‫نه، نه، نه، نه، نه، کمک!

36:56.400 --> 36:59.670
‫کمکم کنید! یکی لطفا کمکم کنه!

36:59.760 --> 37:01.440
‫کمکم کنید!

37:26.960 --> 37:28.050
‫- برو اون پشت.
‫-حله.

37:28.080 --> 37:28.960
‫حیاط رو چک کن.

37:33.120 --> 37:34.440
‫پِیشنس؟

37:36.440 --> 37:38.080
‫توی حیاط پشتیه، خانم!

37:48.440 --> 37:50.510
‫- پشینس؟
‫- اونا رفتن.

37:50.600 --> 37:52.310
‫اون بردش. اون بردش.

37:52.400 --> 37:53.710
‫- صدمه دیدی؟
‫ -نه.

37:53.730 --> 37:55.280
‫حالت خوبه؟ مطمئنی؟

37:56.800 --> 37:58.890
‫- برگردونش به اداره.
‫- حتما.

38:02.440 --> 38:04.320
‫- تو فرصتت رو داشتی.
‫- لطفا...

38:04.350 --> 38:05.480
‫بیا بریم. خفه شو!

39:12.520 --> 39:13.960
‫ایست! پلیس!

39:17.120 --> 39:18.800
‫کوین، همون جا وایسا! وایسا!

39:33.720 --> 39:35.320
‫پاشو.

39:42.680 --> 39:45.720
‫هی، هی، هی... اروم باش. اروم باش!

39:47.720 --> 39:50.960
‫باید اون سوزن رو بذاری زمین، کوین، باشه؟

39:56.920 --> 39:58.330
‫دیگه واسه این کارا پیر شدم.

40:00.440 --> 40:02.440
‫باشه، باشه.

40:03.440 --> 40:05.440
‫مارینا؟ مارینا...

40:07.440 --> 40:10.990
‫مارینا؟ مارینا.
‫همینه، همینه.

40:11.080 --> 40:12.960
‫اروم و ملایم. اروم و ملایم.

40:29.880 --> 40:31.440
‫من رفتم اونجا که...

40:34.760 --> 40:36.440
‫...که ازش خواستگاری کنم.

40:38.280 --> 40:40.470
‫باورم نمیشه اینقدر احمق بودم.

40:40.560 --> 40:42.080
‫احمق نبودی.

40:43.440 --> 40:44.670
‫تو عاشق بودی.

40:44.760 --> 40:47.440
‫اون حتی دیگه نمیخواست مدیر برنامه اش باشم.

40:48.640 --> 40:50.040
‫خدایا، من خیلی...

40:51.600 --> 40:53.760
‫میدونی، اون بدون من هیچی نمیشد.

40:55.120 --> 40:56.440
‫من باعث پیشرفتش شدم.

40:58.160 --> 40:59.600
‫داشت ازم سوء استفاده میکرد.

41:01.240 --> 41:02.440
‫من فقط...

41:03.800 --> 41:05.600
‫از کوره در رفتم.

41:07.520 --> 41:10.750
‫میخواستم ببینه

41:10.840 --> 41:12.710
‫چقدر بهم صدمه زده.

41:14.600 --> 41:17.150
‫نمیفهمی؟ تو بدون من هیچی نیستی.

41:17.240 --> 41:18.880
‫تو بدون من هیچی نیستی!

41:24.520 --> 41:27.440
‫نمیخواستم بمیره، هیچوقت...

41:32.160 --> 41:34.790
‫ولی تمام شب،

41:34.880 --> 41:39.350
‫تصویرش که اونجا افتاده بود جلوی چشمم بود.

41:39.440 --> 41:41.670
‫اصلا نمیدونستم مرده یا نه.

41:41.760 --> 41:42.920
‫پس برگشتی.

41:45.120 --> 41:47.440
‫وقتی رسیدم اونجا، اون...

41:50.440 --> 41:51.800
‫اون...

41:55.720 --> 41:57.440
‫من عاشقش بودم.

42:02.200 --> 42:03.440
‫میدونم.

42:04.800 --> 42:06.440
‫خیلی دوسش داشتم.

42:10.240 --> 42:14.390
‫مارینا موری، به جرم قتل
‫جاناتان استارپر بازداشتت میکنم.

42:14.480 --> 42:16.070
‫خب، میدونه داره چیکار میکنه.

42:16.160 --> 42:17.950
‫مجبور نیستی چیزی بگی،
‫ولی ممکنه به دفاعیه ات لطمه بزنه...

42:18.040 --> 42:19.670
‫البته قراره حسابی سر و صدا راه بندازه.

42:40.040 --> 42:41.440
‫گوش میدم.

42:44.440 --> 42:45.950
‫من...

42:49.240 --> 42:51.440
‫من فقط میخواستم واست مدرک بیارم.

42:52.440 --> 42:53.910
‫امم...

42:54.000 --> 42:58.350
‫و مطمئن بشم که همون ادامسه

42:58.440 --> 43:00.550
‫و اون کسی که توی تاکسی بود
‫حتما مارینا بوده.

43:00.640 --> 43:04.240
‫فقط فکر نمیکردم بهم اعتماد کنی.

43:05.920 --> 43:08.150
‫و فکر میکنی الان باید بهت اعتماد کنم؟
‫به هیچ کدومتون؟

43:08.240 --> 43:09.520
‫بعد از اینکه بهم دروغ گفتید؟

43:10.840 --> 43:14.070
‫متاسفم. باید باهات روراست میبودم.
‫ولی رئیس...

43:14.160 --> 43:16.630
‫پِیشنس یه سرمایه هست.

43:16.720 --> 43:19.950
‫اون جسیکا شاو و اسلحه قتل رو پیدا کرد.

43:20.040 --> 43:22.150
‫اون فهمید جاناتان چطور مرده.

43:22.240 --> 43:24.720
‫اون مارینا رو به جرم وصل کرد.

43:27.440 --> 43:29.480
‫نمیتونم ادمایی تو تیمم داشته باشم
‫که بهم دروغ میگن.

43:31.440 --> 43:34.350
‫اگه یه بار دیگه دورم بزنید،
‫اخراجتون میکنم.

43:34.440 --> 43:35.840
‫برید بیرون.

43:39.280 --> 43:42.590
‫میدونم کاراگاه متکاف خیلی قبولتون داشت،

43:42.680 --> 43:44.440
‫ولی من اون نیستم.

43:47.640 --> 43:49.590
‫میشه در رو پشت سرتون ببندید؟

44:38.440 --> 44:39.830
‫سلام.

44:39.920 --> 44:42.150
‫امم... یه کادو واست گرفتم.

44:42.240 --> 44:44.630
‫سعی کن خشکش نکنی.

44:44.720 --> 44:46.390
‫ممنون! من...

44:46.480 --> 44:48.550
‫سعی میکنم.

44:48.640 --> 44:51.790
‫امم، در ضمن، محض اطلاع بگم،

44:51.880 --> 44:54.990
‫واقعا دلم میخواد باهات وقت بگذرونم.

44:55.080 --> 44:56.440
‫خب.

44:58.440 --> 45:01.350
‫- عالیه.
‫- اره. یعنی،

45:01.440 --> 45:03.830
‫دارم میرم کتابخونه، اگه بخوای میتونی بیای.

45:03.920 --> 45:05.310
‫- الان؟
‫- اره.

45:05.400 --> 45:07.270
‫اوه... چرا که نه؟

45:07.360 --> 45:10.510
‫- باشه.
‫- اره. خوبه که با هم باشیم و گپ بزنیم.

45:10.600 --> 45:13.630
‫اره، خب، تو راه میتونیم گپ بزنیم،

45:13.720 --> 45:15.350
‫ولی توی کتابخونه نمیشه حرف زد.

45:15.440 --> 45:17.470
‫راست میگی. اره.

45:17.560 --> 45:21.230
‫- طرفدار وحشت گوتیکی؟
‫- امم، اره.

45:21.320 --> 45:25.080
‫- خب، مامانم منو بهش علاقه مند کرد.
‫- چه خوب.

45:27.160 --> 45:28.440
‫این یه دندونه...!

45:31.440 --> 45:33.870
‫90831. عددی که مامانم واسم گذاشته.

45:33.960 --> 45:35.060
‫سرنخ. این یه عدد خون اشامیه.

45:35.090 --> 45:36.830
‫تا حالا اسم عدد خون اشام رو نشنیده بودم.

45:36.920 --> 45:39.790
‫توی برنامه نویسی کامپیوتر
‫مدام استفاده میشه.

45:39.880 --> 45:42.110
‫در واقع یه عدد طبیعی مرکبه

45:42.200 --> 45:43.350
‫با تعداد ارقام زوج

45:43.440 --> 45:45.670
‫که میشه به دو تا عدد طبیعی تجزیه اش کرد،

45:45.760 --> 45:48.580
‫طوری که هر کدوم نصف ارقام
‫عدد اصلی رو داشته باشن.

45:50.640 --> 45:52.200
‫یعنی، اینو میدونستم.

45:54.440 --> 45:55.670
‫نه، نمیدونستی.

45:59.440 --> 46:03.000
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

46:03.030 --> 46:08.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

46:08.030 --> 46:18.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
